سه شنبه 19 شـهریور 1392-02:27 ب.ظ


این دو دستگاه اتوبوس مسافربری هنگام برخورد با یکدیگر دچار حریق شده و برخی از مسافرین توانسته اند با شکستن شیشـه اتوبوس ها خود را بـه بیرون پرتاب کنند.

 دو دستگاه اتوبوس درون جاده قم بر اثر تصادف با یکدیگر درون روز دوشنبه دچار سانحه و آتش سوزی شدند. تصاویر قبلی داملا باکو این سانحه 43 نفرکشته و 44 مجروح بر جای گذاشت. به گزارش جمـهوریت بـه نقل از ایرنا، تصاویر قبلی داملا باکو این دو دستگاه اتوبوس مسافربری هنگام برخورد با یکدیگر دچار حریق شده و برخی از مسافرین توانسته اند با شکستن شیشـه اتوبوس ها خود را بـه بیرون پرتاب کنند.

بر پایـه این گزارش، اتوبوسی کـه از مسیر کاشان بـه تهران درون حال تردد بود، با انحراف از جاده و رد شدن از گارد ریل وسط بزرگراه بـه سمت مخالف منحرف شده کـه با یکدستگاه اتوبوس دیگر کـه از تهران راهی یزد بود، برخورد کرد.

بر اثر این برخورد، هر دو اتوبوس دچار آتش سوزی شدند ، عوامل راهداری، آتش نشانی ،اورژانس، پلیس راهنمایی و رانندگی و نیروی انتظامـی درون محل حادثه حاضر شدند و عوامل آتش نشانی آتش سوزی را مـهار د.

بر اساس این گزارش، مسیر تهران - قم بر اثر این سانحه به منظور مدتی مسدود شد.بسته شدن این مسیر موجب ترافیک و ازدحام صدها خودرو درون این مسیر شد و همـین امر ، رسیدن آمبولانس ها را نیز با مشکل مواجه کرد.

جزئیـات حادثه

محمود مظفر رئیس سازمان امداد و نجات درون گفت‌وگو با ایسنا با اعلام خبر برخورد شدید دو دستگاه اتوبوس گفت: تصاویر قبلی داملا باکو درون ساعت 22:55 شب گذشته برخورد مرگبار دو دستگاه اتوبوس درون اتوبان تهران قم بـه مرکز فوریت‌های امدادی 147 اعلام شد.

وی با بیـان اینکه شدت برخورد بـه حدی بود کـه هر دو اتوبوس کاملا آتش گرفتند گفت: متاسفانـه درون این حادثه بیش از 40 تن از هموطنان جان خود را از دست داده و 39 نفر نیز مجروح شدند

رئیس سازمان امداد و نجات فوریت هلال احمر گفت: همچنین 8 نفر نیز توسط امدادگران از مرگ حتمـی نجات یـافتند و 6 دستگاه خودروی عملیـاتی شامل 18 نفر امدادگر نیز وظیفه این عملیـات را برعهده داشتند.

پزشکی قانونی: 43 نفر کشته شدند
 سازمان پزشکی قانونی کشور نیز درون اطلاعیـه‌ای اعلام کرد کـه 43 نفر درون سانحه تصادف اتوبان قم بـه تهران جان خود را از دست داده‌اند.

ترکیدگی لاستیک اتوبوس 44 نفری را بـه کام مرگ فرستاد

سخنگوی سازمان امداد و نجات هلال‌احمر گفت: شب گذشته بر اثر ترکیدن لاستیک یک اتوبوس درون جاده تهران - قم و این اتوبوس از مسیر منحرف و با اتوبوس دیگر برخورد کرد و در نـهایت 44 نفر از مسافران هر دو اتوبوس کشته شدند.

اسامـی مجروحان حادثه
به گزارش مـهر، مجروحان تصادف شامگاه دوشنبه درون قم بـه سه بیمارستان شـهید بهشتی، علی ابن ابیطالب(ع) و نکویی انتقال داده شدند کـه برای اطلاع هموطنان و خانواده‌های آنـها اسامـی آنان اعلام مـی‌شود.

بر اساس اعلام ستاد مدیریت بحران استانداری قم اسامـی مجروحان انتقال داده شده بـه بیمارستان شـهید بهشتی بـه شرح زیر است:

فاطمـه قربان زاده 34 ساله
محمد اعرابی 23 ساله
محمد اکبری 34 ساله
سمانـه بروقی 25 ساله
زهرا بروقی 2 ساله
فاطمـه رمضانی 58 ساله
سید حسین حسینی 27 ساله
علی پور مصطفوی 30 ساله
مریم تقی نژاد 34 ساله
نرگس عرب زده 9 ساله
نسرین عرب زاده 2 ساله
محمد بناپور 61 ساله
محمدعلی فروزان 78 ساله

اسامـی مجروحان انتقال داده شده بـه بیمارستان علی ابن ابیطالب قم:

علی موسی زاده 21 ساله
سید حسن روحانیون 34 ساله
زهره خان محمدی 46 ساله
محمدحسین احمدی 50 ساله
محمد کریم زاده اردکانی 27 ساله

اسامـی مجروحان انتقال داده شده بـه بیمارستان نکویی قم:

حسین رحیمـی 35 ساله
هادی برقی 14 ساله
یـاسر توکلی 24 ساله
مریم افشاری 28 ساله
مازیـار بیرامـی 26 ساله
مرتضی یـاری 37 ساله
محمدحسین برزگری 39 ساله
امـیرحسین زارع 6 ساله
سجاد شوندی 18 ساله
سید محمد 22 ساله
مریم بلوری 35 ساله
عبدالکاظم محمدیـان 53 ساله
نازنین زهرا رحیمـی 3 ساله
حامد طاوسی 30 ساله
محمد طحان 52 ساله
علی برقی 55 ساله
رضا نجف پور 27 ساله
معصومـه برقی 50 ساله
سید محمدجواد حسنی 32 ساله
مریم کرمـی 30 ساله
حسن پورمعصومـی 27 ساله
حسین مروتی 43 ساله
هوشنگ عربی 23 ساله
پرنیـاز پورسعید 26 ساله
آرزو بلوری 3 ساله

سه شنبه 19 شـهریور 1392-02:15 ب.ظ


شنبه، 16 شـهریور ماه، 1392

«با تاسی از اقدام و تاکید مقام عالی وزارت امور خارجه، جناب آقای دکتر ظریف درون ورود بـه مبحث دیپلماسی عمومـی و استفاده از رسانـه ها و شبکه های اجتماعی تصمـیم بر این گرفتم کـه با استفاده از فیسبوک با مخاطبان و هموطنان عزیزم درون ارتباط باشم. تصاویر قبلی داملا باکو » این عبارت مطلع فعالیت‎ مرضیـه افخم، بانوی سخنگوی وزارت امور خارجه درون شبکه اجتماعی فیس‎بوک است، جمله‎ای کـه در بطن خود راهبرد اصلی تیم سیـاست خارجی دولت به منظور ورود بـه عرصه دیپلماسی عمومـی را حضور درون شبکه‎های اجتماعی و افتتاح حساب کاربری درون این شبکه‎ها تعبیر و تفسیر کرده است.

به گزارش رجانیوز، شاید به منظور آنـها کـه دیپلماسی عمومـی را با رویدادهایی همچون سخنرانی‎های محمود احمدی‎نژاد درون دانشگاه کلمبیـا و موج بزرگ و مردمـی کـه پس از آن درون سراسر جهان بـه وجود مـی‎‎آمد، معنا و تعبیر مـی‎کنند، ابتذال آن سطح از تاثیر گذاری جهانی بـه حضور درون حد یک کاربر عادی درون یک شبکه اجتماعی، بسیـار نا امـید کننده بـه نظر برسد اما ظاهرا این رویکردی هست که این روزها نـه تنـها وزیر امور خارجه ایران را بـه خود مشغول کرده هست بلکه اطرافیـان  او را نیز واداشته هست که بـه تاسی از مقام عالی وزارت، سطح فعالیت درون عرصه دیپلماسی عمومـی را درون حد ایجاد یک حساب کاربری درون توئیتر و فیس‎بوک تنزل دهند، که تا اگر اسم آن رویکرد بزرگ و جهانی احمدی‎نژاد را پوپولیسم مـی‎گذاشتند، ندانیم بر این شیوه تحقیر آمـیز چه نامـی حتما نـهاد.

اما ماجرای حضور درون شبکه‎های اجتماعی از سوی اصلی‎ترین ارکان سیـاست‎خارجی دولت یـازدهم آنجا تراژیک‎تر و تاسف‎بار تر مـی‎شود کـه بدانیم این حضور نازل، درون روزهای گذشته با چه حاشیـه‎های غیرقابل قبول و نگران‎کننده‎ای روبرو شده است. 

ماجرا بـه ارسال پیـام تبریک محمدجواد ظریف بـه یـهودیـان و تبریک سال جدید عبری بـه آنـها بر مـی‎گردد. رئیس پیشین کنگره امریکا، نانسی پلوسی درون پاسخ بـه حساب کاربری تایید نشده‎ای بـه نام وزیر امور خارجه ایران کـه سال جدید عبری را تبریک گفته بود، نوشت: « متشکرم، سال جدید اگر با پایـان انکار هلوکاست از سوی ایران همراه بود شیرین‎تر مـی‌شد.» و این حساب کاربری پاسخ عجیب و غیرقابل قبولی را به منظور نانسی پلوسی داشت: « ایران هیچ گاه هلوکاست را انکار نکرده است، فردی کـه هلوکاست را انکار کرد، رفت. سال جدید مبارک.»

البته محمد جواد ظریف نیز بلافاصله درون گفتگویی با تسنیم حضور خود درون شبکه اجتماعی توئیتر را تایید کرده و در پاسخ بـه سؤالی درون مورد اینکه درون یکی از شبکه‌های اجتماعی به‌نقل از وی سخنانی درون مورد هولوکاست منتشر شده، گفت: «این  مطلب درون پاسخ بـه سؤالی کـه بعداً معلوم شد از سوی رییس سابق مجلس نمایندگان آمریکا درون شبکه توییتر مطرح شده بود ارائه شده است. ما نباید اجازه دهیم که تا آنـها چهره‌ای دروغین از ایران بسازند. ایران همواره هرنوع کشتار انسان‌ها را محکوم مـی‌کند و در این راستا کشتار یـهودی‌ها توسط نازی‌ها را هم محکوم کرده همان‌طور کـه کشتار و سرکوب فلسطینی‌ها توسط صهیونیست‌ها را محکوم مـی‌کنیم و اجازه نمـی‌دهیم که تا جنایتکاران صهیونیست با سوءاستفاده از این موضوع بر جنایـات خود سرپوش بگذارند.»

این درون حالی بود کـه کریستین امان‎پور خبرنگار مشـهور یـهودی سی‎ان‎ان نیز درون صفحه توییتر خود بـه زبان دیگری بـه این موضوع اشاره کرد کـه « با وزیر امور خارجه ایران گفتگو کردم؛ی کـه تایید کرده هست در توئیتر فعال هست و سال نو را بـه همـه یـهودی‎ها درون ایران و سراسر جهان تبریک گفته است‬‎»

اما نکته حائز اهمـیت این هست که وزیر امور خارجه جدید ایران ترجیح داده هست تا حتی مخاطب همـین سطح نازل دیپلماسی عمومـی خود یعنی حضور درون شبکه‎های اجتماعی را نیز نـه ملت‎های مسلمان و نـه ملت‎های ستم دیده جهان کـه مخاطبان اصلی دیپلماسی فرهنگی و عمومـی انقلاب اسلامـی درون سی و چهار سال گذشته بوده‎اند، بلکه یـهودیـانی‎ انتخاب کند کـه بواسطه هیـاهو بر سر افسانـه‎ای بـه نام هولوکاست موفق شده‎اند بخشی از سرزمـین‎های اسلامـی را بـه اشغال خود درون آورده‎اند و حتی بـه تخطئه آنـهایی بپردازد کـه این افسانـه تاریخی را بـه چالش کشیده‎اند.

هر چند با توجه بـه سوابق خاص تیم سیـاست خارجی دولت جدید، انتظار داشتن شجاعت به منظور به چالش کشیدن‎ غلط‎های مصطلح و بزرگ تاریخی همچون هولوکاست درون جوامع عمومـی از آنـها انتظاری چندان بجایی نیست، اما اینکه کار بـه جایی برسد کـه آنـهایی کـه جسارت ایجاد این چالش درون قبال یک دروغ بزرگ تاریخی را داشته‎اند نیز تخطئه شود، قطعا غیرقابل قبول و حتی سوال برانگیز است، رویکردی کـه سال‎هاست از سوی رسانـه‎های غربی درون حال ترویج و پیگیری است.

ارسال پیـام صلح و پالس دوستی با مردم اسرائیل آنـهم بـه واسطه تخطئه چالش کنندگان با مفهوم هولوکاست، بـه نظر نمـی‎رسد سرآغاز امـیدوارکننده و قابل قبولی به منظور وزیر امور خارجه جدید ایران باشد کـه از یک سو ناشی از نشناختن جامعه مخاطب انقلاب اسلامـی، و از سوی دیگر نمادی نگران‎ کننده از کوتاه آمدن از اصول به منظور رسیدن بـه برخی نتایج مقطعی و موردی است. نکته‎ای کـه «رابین رایت»، عضو انستیتو صلح آمریکا نیز بخوبی آنرا دریـافته و درباره توییت ظریف پیرامون احمدی نژاد و هلوکاست گفت: «این اثرگذارترین دیپلماسی عمومـی ایران درون 34 سال گذشته است.»

شاید مرور برخی بیـانات رهبر معظم انقلاب درون جمع خبرگان رهبری و یـا پیرامون موضوع هولوکاست، بتواند این واقعیت را بـه خوبی به منظور ظریف و آنـها کـه همانند او مـی‎اندیشند، تبیین کند کـه بر خلاف تصور او پایـان دوران ریـاست جمـهوری محمود احمدی‎نژاد، بـه معنای تنزل از صراحت درون بیـان شعارهای انقلابی درون سطح جهان نیست، و به عبارتی «آن مرد» نرفته هست و اتفاقا همچون حضرت امام (ره) محکم و بدون تلاش به منظور تقیـه، بـه اصول اصلی انقلاب اسلامـی پایبند است.

رهبر معظم انقلاب درون دیدار اخیر خود با خبرگان رهبری درباره اعتقاد بـه لزوم نابودی اسرائیل فرمودند: «امام (ره) درون مقابل واقعیـات چشم خود را نبستند اما از اصول نیز هیچگاه کوتاه نیـامدند. امام خمـینی (ره) همانی هست که گفت «رژیم صهیونیستی یک غده سرطانی هست که حتما از بین برود» و هیچگاه نیز درون مورد رژیم صهیونیستی تقیـه نکرد. امام خمـینی (ره) درون مقابل امریکا و شرارت های او نیز تقیـه نکرد و جمله معروف «امریکا شیطان بزرگ است» سخن امام است.»

ایشان همچنین درون دیدار با اعضای خبرگان رهبری درون سال 90 از هولوکاست بـه عنوان افسانـه یـاد کرده و فرمودند: « درون یک کشورىى بـه "افسانـه‌ى هولوکاست "اعتراض مـیکند، مـیگوید من قبول ندارم؛ او را زندان مى‌اندازند، محکومش مـیکنند کـه چرا یک حادثه‌ى پندارىِ تاریخى را انکار مـیکنى! حالا گیرم پندارى هم نباشد - واقعى باشد - خیلى خوب، انکار یک حادثه‌ى واقعىِ تاریخى مگر جرم است؟ اگر براىى روشن نشد، ثابت نشد و او انکار کرد یـا حتّى درون آن تردید کرد، او را بیندازند زندان! الان درون کشورهاى مدعى تمدن درون اروپا قضیـه این است: اگرى اعتراض کند، تردید کند، قبول نداشته باشد، دادگاه‌ها محکومش مـیکنند.»

به نظر نمـی‎رسد دیپلماسی عمومـی دولت تدبیر و امـید با تنزل سطح دیپلماسی عمومـی از یک تاثیر گذاری جهانی و مردمـی بـه حضور درون شبکه‎های اجتماعی کـه فعالیت درون آنـها منع قانونی دارد، و توئیتر بازی با نانسی پلوسی و تغییر ادبیـات به منظور ارسال پالس مثبت بـه چند مـیلیون مردم اسرائیل، بـه بهای ارسال پالس‎های ناخوشایند بـه نزدیک بـه دومـیلیـارد مسلمان و مستضعف جهان، چندان امـیدوار کننده باشد، رویکردی کـه اگر بـه این منوال بـه پیش برود، عوارض  غیرقابل جبرانی به منظور کشور خواهد داشت و اعتراضات جدی‎تری بوجود خواهد آورد.

منبع: رجا نیوز

سه شنبه 19 شـهریور 1392-02:04 ب.ظ


پنجشنبه، 14 شـهریور ماه، 1392

دومـین اجتماع معان حرم ماسال شب گذشته بـه مناسبت شـهادت امام صادق (ع) و با حضور امام جمعه شـهرستان ماسال درون مسجد علی بن ابی طالب (ع) سنگ بست ماسال برگزار شد

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ماسال، این مراسم با سخنرانی حجت الا سلام و المسلمـین بهرام آزموده و مداحی کربلایی داوود افسرده و حاج سید محمد حسین سید اخلاقی  بعد از نماز مغرب و عشا درون مسجد علی بن ابی طالب (ع) سنگ بست بـه همت پایگاه های مقاومت بسیج ریحانـه النبی و شـهدای سنگ بست  و ستاد مردمـی معان حرم هیئت روضه الحسین (ع) شـهرستان بر پا شد.

 

سه شنبه 19 شـهریور 1392-12:39 ب.ظ



گزارش :خلیل الرحمن سلحشور، ژورنالست آزاد

ادامـه ترور و خشونت درون افغانستان از سوی فعالان افغان و ترک طی گردهمایی بزرگ درون شـهر انقره برگزار گردید.

این همایش بزرگ مردمـی زیر نام { دیگر بس است!} باسهمگیری و اشتراک شماری چند از نـهادهای اجتماعی و فرهنگی فعال درون شـهر انقره پایتخت جمـهوری ترکیـه بااشتراک بیش از 500 تن اعم از دانشمندان، نویسندگان، بروکراتها، نماینده گان ، استادان و محصلین تدویر یـافت.

این همایش بزرگ مردمـی {دیگر بس است}در واکنش و اعتراض بـه تداوم وقایع خشونت بار از جمله حوادث تروریستی ، دهشت افگنی، انتحاری و انفجاری ، قتل عام غیر نظامـیان و کشتار بی رحمانـه زنان وکودکان درون افغانستان مورد بررسی قرار گرفته  این عمل ننگین و غیر انسانی و اسلامـی دشمنان بد طینت و بد نام وطن ازسوی سخنرانان و مـهمانان همایش  تقبیح گردید.

همایش با آیـاتی چندی از قرآنکریم توسط روح الله بیکزاد آغاز یـافته و همایون خیری مسوول نشرات رادیویی ترکیـه به منظور افغانستان همایش را با سخنان خویش افتتاح نمود.

خیری، درون بخشی از سخنان خویش دولت کرزی را مورد ستایش  قرارداده و در بخشی دیگری  مورد انتقاد قراد داده گفت " ده سال از حکومت سازی گذشته و پیشرفت چشمگیری درون بخش های مختلف ازجمله رسانـه ها بـه مـیان آمده هست و حتما از ین پیشرفتها چشم پوشی نکرد. اما درون این برنامـه های توسعه و پیشرفت اشتباه بزرگ وجدی صورت گرفته کـه جلو ترور و خشونت گرفته نشد و ما هروز صبح با صدای بمب و یـا انفجار و انواع خشونت دیگری از خواب بیدار مـیشویم. مسؤلین درون رأس قدرت بـه همدیگر اعتماد نداشته و منافع شخصی را برمنابع ملی ترجیح داده تصیم گیری های قطعی صورت نگرفته هست و همـه این دلایل باعث شده کـه خشونت ادامـه یـابد ، اکنون زمانی آن رسیده کـه بگوییم اکنون بس است".

سفیر افغانستان مقیم درون انقره دوکتور امان الله جیحون  نیز درون بیـانیـه خویش تدویر چنین همایش های مردمـی را یک گام مثبت تلقی نموده گفت " بزرگان ، دانشمندان ، استادان، محصلان وهمـه فعالان دراین همایش گردهم آمده اند که تا درد مردم افغانستان را بـه ملت دوست و برادر ترکیـه برسانند و بخاطر تنویر اذهان عامـه و افکار عمومـی  برگزار همچو برنامـه ها را از سوی سفارت پشتیبانی و حمایـه کرده اظهار سپاس مـینمایم" 
سفیر کبیر جیحون اظهار داشت، 
کشور ما از گذشته‏های دور بـه مـهد‏علم و فرهنگ شـهرت جهانی دارد و درگذشته زادگاه بزرگترین نوابغ علمـی وفرهنگی چون ابوحنیفه ، مولانا جلال الدین محمد بلخی ، سید جمال الدین افغانی وسایر  بوده‏است، هم اکنون نیز نام آنان زینت‏بخش اوراق تاریخ کشور و جهان مـی‏باشد کـه در ترکیـه نیز این نوابغ علمـی شـهرت دارند،  اما متاسفانـه درون سه دهه اخیر سه پدیده جنگ، مـهاجرت ومواد مخدر گسترش یـافته  هست که مردم ستمدیده ما قربانی این سه پدیده گردیده و هنوز ادامـه یـافته است." همـه مـیدانیم کـه مشخصه عمده طالبان کـه انان را از انسان های مومن، مسلمان، متمدن و متفکر جدا مـیسازد، همانا ذهنیت های افراط گرایی، تحجر فکری، تعصب فرقه ای، تبعیض نژادی، واپسگرایی، ترور و توحش و انتحار و بربریت، قتل عام انسان های مظلوم و بیگناه، بستن مکاتب، محرومـیت زنان و کودکان مـی باشند،  طالبان بمب را درون کمرخود بسته کرده وارد مسجد مـیشوند و در بین ا مسجد و نمازگزاران خودرا انفجار مـیدهند  وباعث کشته و زخمـی شدن ده ها و یـا صدها تن مـیشود ، این درون کجایی دین هست".  سفیر کبیر دوکتور امان الله جیحون سخنانی خویش را با قدردانی و سپاس  از تنظیم کنندگان برنامـه خاتمـه داد.

سخنران دیگر این همایش پروفیسور دوکتور مصطفی اردم نماینده مجلس ملت بزرگ ترکیـه بود کـه با سخنان دانشمندانـه خویش توجه حاضرین را بخود جلب کرد، وی گفت، مسائل اعتقادی كه ریشـه درون قلب دارد؛ اجبار بردار نیست و دین یكی از مسائل اعتقادی هست كه حالت تمكینی دارد نـه تحمـیلی.
ایشان درون ادامـه سخنان عالمانـه خویش افزودند: ارشادات قرآنى و هدایـات و دستورات پیـامبر بزگوار اسلام حضرت محمد(ص) اگر بطوردقیق، همـه جانبه، بى طرفانـه و منصفانـه مورد ارزیـابى قرار گیرد بـه وضاحت تام درخواهیم یـافت كه دین اسلام دین صلح و دین رحمت بوده و در هیچ زمانى تروریست نبوده و نخواهد بود.
آقای اردم ، "جنگ های فعلی و ترور و خشونت ها درون کشور را از سوی برخی حلقات بیرونی تحمـیل شده خواند در دین مقدس اسلام صلح حالت اصلی را مـی داشته باشد، اسلام عزیز همواره پیروانش را بـه تحمل، همزیستی، دعوت مـی کند. خشونت، کشتار و تشنج، ترور، بمباردمان درون اسلام نیست، این ها از دیگران هست که بـه ما مـی خواهند نسبت دهند. اسلام درون رفتارهای فردی واجتماعی ومراودات معمولی خشونت را جایز ندانسته واز آن نـهی كرده است. سفارش اسلام بـه اصلاح ذات البین، رعایت اخلاق خانواده، سفارش همسایگان، احترام بـه حقوق اقلیت‌های مذهبی وحفظ كرامت انسان و انسانیت و پرهیز از هر گونـه خشونت درون روابط اجتماعی، نشان دهنده آن هست كه اسلام به منظور مدارا اهمـیت ویژه قائل است. پیـامبر اسلام (ص) نیز درون رفتارهای فردی واجتماعی، پیـام آور صلح وصفا بود. انبیـا نیز بـه سراغ قلب‌ها مـی‌رفتند و همـین رفتار مسالمت آمـیز آنان، یكی از راهكارهای بسیـار موفق آنان درون جذب مردم وتسخیر قلب‌ها بوده است. افغانستانی کـه در دهه 1980 مـیلادی با ابر قدرت بزرگ شوروی مقابکه کرده و شوروی را بـه چالش کشانید اکنون بخاطر داشتن موقعیت جیوپولیتیک ، جیو استراتیژیک ، و زیر بناهای سیـاسی ، طبیعی و اقتصادی مورد توجه خشن  ابر قدرتها گردیده و این باعث شده که تا افغانستان بطور دایم مـیدان رقابت های  ایشان گردد و توسط مزدوران بـه نام طالبان با استفاده از دین بـه هراس افگنی  و وحشت بین مردم دست بزنند.اگر افغانستان بـه سنگ هم تبدیل شود بازهم مال افغانـهاست و مربوط بـه افغانـهاست، افغانستان کشوریست که  اساس کشور ترکیـه نوین را بنیـان گذاشت و یکی از ارزشـهای معنوی ما مـی باشد".

سپس ، فلم مستند کوتاه از سیرتاریخ افغانستان و ادامـه خشونت ها جهت تماشای حاضرین بـه نمایش گذاشته شد.

در جریـان همایش ، داکتر هاشم اردم ، باتور دوستم، سیدمحمد قطره ، مـینـه سنجر ، ریحانـه تمنا هریک بـه نوبه خویش یـادداشتهای درون دست داشته خویش را بـه حاضرین همایش تقدیم داشته و از سوی فضل احمد برگت اعلامـیه نـهایی بـه خوانش گرفته و با نتیجه گیری همایش موارد زیر را بـه زبان آورد:
1-طالبان کـه به عنوان یک گروه تروریست توسط کمـیسیون امنیت سازمان ملل متحد بـه جهانیـان معرفی گردیده هست ، حتما ازسوی حکومت و دولت افغانستان نیز بطور قاطع بـه صفت گروه ترورستی بـه زبان آورده شده ودرافکار عمومـی ترکیـه نیز این گروه بعنوان  تروریست  شناخته شود.

2-اشخاص  و سازمانـهای تمویل کننده بـه این گروه تروریستی درون ترکیـه وجهان تحقیق و تثبیت گردیده مورد پیگرد قانونی گردند.

3- اشخاصیکه از لحاظ ایده لوژی بـه این گروه نزدیک هستند حتما به سهولت های فراهم شده ازسوی ترکیـه درون بخش های آموزش ، صحت، سیـاحت و امکانات دیگر اجازه داده نشود.

همایش با ضیـافت غذای افغانی خاتمـه یـافت.

گزارش :خلیل الرحمن سلحشور، ژورنالست آزاد

سه شنبه 19 شـهریور 1392-12:35 ب.ظ


 

کارشناسان هشدار داده‌اند کـه خوردن سه عدد تخم مرغ درون هفته بـه مـیزان چشمگیری احتمال مرگ ناشی از سرطان پروستات را درون مردان افزایش مـی‌دهد. این کارشناسان دریـافته‌اند مردانی کـه در هفته بـه طور منظم بیشتر از دو و نیم عدد تخم مرغ مـی‌خورند، 81 درصد بیشتر درون معرض خطر مرگ ناشی از این بیماری هستند.

 

آنـها مـی‌گویند بـه احتمال زیـاد این آسیب از افزایش بیش از حد مقدار کلسترول یـا ماده‌ای موسوم بـه «کولین» ناشی مـی‌شود.

 
«

کولین» یک ریزمغزی هست که بـه عملکرد مناسب سلولها کمک مـی‌کند و در تخم مرغ یـافت مـی‌شود اما افزایش بیش از حد آن درون بدن مـی‌تواند عواقب مضری داشته باشد.

 

به نوشته روزنامـه دیلی مـیل، این کارشناسان درون دانشکده بهداشت عمومـی هاروارد درون بوستون روی عادات تغذیـه‌ای 27 هزار مرد طی یک دوره 14 ساله مطالعه و آزمایش کرده و به نتایج فوق دست یـافته‌اند.

 

آنـها دریـافتند مصرف گوشت قرمز با این سرطان هیچ رابطه‌ای ندارد اما مصرف زیـاد از حد تخم‌مرغ خطر مرگ ناشی از سرطان پروستات را تشدید مـی‌کند

دبیر شورای عالی امنیت ملی منصوب شد

دریـابان علی شمخانی با حکم حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد.

دریـابان علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد

به گزارش جمـهوریت  دریـابان علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی شد.

شمخانی پیش از این علاوه بر فرماندهی نیروهای دریـایی سپاه و ارتش، وزارت دفاع درون دولت های هفتم و هشتم، شورای راهبردی روابط خارجی و نیز ریـاست مرکز راهبردی دفاعی نیروهای مسلح را بر عهده داشت.

بنابرحکم رئیس‌جمـهور، شمخانی جایگزین سعید جلیلی درون شورای عالی امنیت ملی شد.

منبع: فارس

سه شنبه 19 شـهریور 1392-12:22 ب.ظ


عکسی از رودخانـه شیرآباد تالش(سید محله)
[ شنبه شانزدهم شـهریور 1392 ] [ 1:26 بعد از ظهر ] [ چنگیز ذاکری پور ]


سه شنبه 19 شـهریور 1392-12:37 ق.ظ



روستای ارده تالش

دوستان گرامـی

درود

امـیدوارم کـه همگی خوب و خوش و خرم باشید

چندی پیش با وبلاگی بنام « خطبه سرا نگین تالش » اشناشدم. از نویسنده آن سپاسگزارم.

من هم مدت زیـادی بود کـه دوست داشتم، اطلاعات خودم درون باره خظبه سرا را بـه روی کاغذ بیـاورم. خواندن این مطلب دوستمانو سبب شد که تا من هم چند کلمـه ای درون باره دیـار و زادگاه خودم کـه ریشـه درون آنجا دارم، بنویسم.

البته چند سال هست که نتوانسته ام پایم را بـه این دیـار بگذارم. بنا بر این اطلاعات من متعلق بـه دوران گذشته و ناقص هست و دسترسی بـه منابع و نوشته دیگران درون باره تاریخ و وضعیت خطبه سرا ندارم. 

اگر ایرادی بر نوشته من مـی بینید، بـه بزرگواری خود مرا ببخشید و برایم بنویسید که تا نوشته خودم را اصلاح کنم.

در این نوشته، تنـها بـه نام رروستاهای خطبه سرا و موقعیت آن ها پرداخته ام. بقیـه موضوعات را بـه زودی برایتان خواهم فرستاد.

اگر دوست ندارید از من ایمـیلی دریـافت کنید، لطفا بفرمایید که تا نام شما را از این لیست پاک کنم.

با سپاس از یکایک شما و به امـید دیدار درون خطبه سرا


خطبه سرا، سرای دلدادگان و عاشقان زیستگاه

این دهستان زیبا با تاریخ دیرینـه خود، از چندین ده تشکیل شده هست که عبارتند از:

  • آنبوه، بنون و تنبی، این دهات کوهستانی هستند و کاملاً درون دل جنگل قرار دارند. متأسفانـه جنگل های این منطقه از بین رفته است. درختان را قطع کرده و آن‌ها را به منظور گذران زندگی خود بـه صورت پارو بـه شـهر و روستاهای اردبیل و یـا بـه طور قاچاقی بـه شکل الوار، به منظور خانـه سازی درون شـهر تالش و نقاط دور دست مـی فروشند. در این منطقه کوهستانی گندم و ذرت مـی کارند. مردم این سه روستا، مانند دیگر مردمان کوه نشین نواحی دیگر خطبه سرا و سراسر تالش، ساکنین و مالکین اصلی تالش هستند کـه از پهلوی باستان مـی‌باشند و از کردستان باستان بـه این نواحی آمده اند. زبان و مذهب آنان با زبان و مذهب مردم نواحی جلگه ای فرق دارد. این اهالی سنی مذهب و تالشی زبان هستند. تا چندی پیش هیچ راه اتومبیل رو بـه این منطقه وجود نداشت. از همـه امکانات دولتی و سرویس های همگانی، محروم بودند.

  • اشیک اغاسی کـه گویـا مردم این ده، از شیراز بـه این ناحیـه درون زمان نادر شاه تبعید شده اند. اشیک اقاسی درون دربار ترکان افشار و صفویـان بـه معنای وزیر امور خارجه بوده است. همـیشـه مـهمترین روستای خطبه سرا، این ده بوده است. از لحاظ سیـاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، نقش اول و دست بالا را داشته است. رودخانـه بزرگ و حیـاتی خطبه سرا از مـیان اشیک اقاسی مـی گذرد. بیشتر خان ها و بیگ های خطبه سرا کـه با هم درون رقابت قدرت هم بوده اند، درون این روستا مـی نشستند. اشیک آقاسی بـه معنای مرکز و مقر فرماندهی کل خطبه سرا بود و بیشتر مردم روستاهای دیگر به منظور آنان بـه عنوان رعیت و چوپان، کشاورزی و دامداری مـی‌د کـه در سال ۱۳۴۱، با انقلاب اصلاحات ارضی، بـه فرمانروایی آنان پایـان داده شد. شخصیت‌های سرشناس و تاریخی خطبه سرا، ساکن اشیک آقاسی بودند کـه تعدادی از آن‌ها را مـی‌توان درون اینجا نام برد: حاج مقصود ارجمندی و همسرش خوشقدم ، طاهر بیک مـهروی و قیزلار خانم و یوسف بیک عبادی و بلقیس خانم ( زاده حاج یونس خان آقاجانی) (پدربزرگ و مادر بزرگ مادری حاج طهماسب روستا)، حوسنی خانم ( مادر بزرگ مرحوم حاج غلام روستا)، سعید بیگ ارجمندی و صدیقه خانم، حاج شفیع بنانی و حدیقه خانم  ؛  مـهر علی فرزانـه و حاجیـه شمسی خانم کـه همـه این افراد با هم نسبت و فامـیلی داشتند و مـیرزا عباداله یکی از اجداد بیشتر افراد ساکن بخشی از اشیک آغاسی هست که دروازه گفته مـی‌شود و گویـا دروازه ای به منظور ور،د بـه این محل درون ورودی ده و پس از گورستان وجود داشته هست که از بین رفته هست و آثار آن، هنوز پا بر جاست. حاج نعمت بیگ پورمـهر و ...، حاج غلام رضا مـهری و ربابه خانم، حاج حسین مـهری و رقیـه ستاری، مـهری نژادها، … حاجی علیجان آقاجانی و هفت پسرش ( هر پسر حاجی علی جان، درون یک روستای خطبه سرا سداشتند که تا در زمان خان خانی، کل خطبه سرا را بتوانند کنترل کنند. عسگر خان و حیدر خان درون خواجه کری، اکبر خان بوراسرا، ...) ، حاجی فیضی بیگ، اسحاق مافی و ربابه خانم (کدخدای خطبه سرا)

    دبستان رضوان از منزل آقای اسداله حبیبی درون ترک محله بـه ابتدای اشیک آقاسی منتقل مـی شود. پدر آقای مجید آقا ارجمندی خانـه بزرگ خود را بـه مدرسه اهدا مـی کند. من درون این دبستان بـه مدت ۶ سال درس خوانده ام. این مدرسه شامل شاگردانی از دورترین نقاط مانند کشلیک، خلج لر و سوست ( محمد حنیف رستمـی فرزند بابا رستمـی، کشاورز و خرده پا، بعدها وارد دانشکده افسری تهران شد و مدارج عالی نظامـی را طی کرد ) گرفته که تا روستاهای دور دست و صعب العبور گوهستانی ( مانند بچه‌های اوستا خیراله آتش برگ از کلبه ) و دیگر روستاهای خطبه سرا مـی شد.

    محل و موقعیت جغرافیـایی دبستان نسبت بـه تمام روستاهای خطبه سرا، مرکزیت داشت. خانمـی کـه بچه تهران و بهایی بود، درون اوخر دهه ۲۰ درون این دبستان آموزگار بود کـه در خانـه پدر و مادر بزرگ مادری دوست من سداشت و سر انجام با دایی دوست من کـه شاگرد او بود و چند سال تفاوت سنی داشتند، با هم ازدواج د. این بـه خوبی نشان مـی‌دهد کـه در بین مردم، داشتن عقاید گوناگون شیعه و سنی و بهایی یـا یـهودی، هیچ مشکلی نداشت و بعد ها، بـه این اختلافات دینی دامن زده شد و کینـه‌ورزی ها آفریده شد.

  • باباسو درون گذشته محله کوچکی از کشاور بود و در کوه پایـه قرار دارد. مردم این محل درون گذشته، فقط بـه دامداری مـی پرداختند. به خاطر دوری راه بـه دبستان، بچه‌های آنجا بی‌سواد بودند، اما اکنون تقریباً همـه کودکان بـه مدرسه مـی‌روند و توان خواندن و نوشتن را دارند. خانواده مشـهدی قادر پناه و سلیمـی ، مشـهدی اسماعیل شبرنگ، مشـهدی ابوذر و کبری ( قودی و یدی ) و اوستا خیراله آتش برگ نسل های پیشین بابا سو بودند. به تازگی چوپانان کوه نشین خطبه سرا، بـه نواحی پایین کوچ کرده‌اند کـه بابا سو از آن جمله است. امروزه بابا سو به منظور خودش یک ده کامل و مستقل با تمام امکانات امروزی و مستقل از کشاور است.

  • برزبیل، بی زر، کندی، عبادهونی، توج (تاج)دره، مـیسه چولی ( چاله مس)، کومـیریک(گمرک، بین گیلان و آذربایجان)، آنا بلاغی، باقرو، آهار بهار، این نواحی ییلاق خطبه سرا هستند کـه چوپانان، ، و اسب و قاطر خود و یـا خان ها را به منظور چرا از اوایل بهار که تا اواخر تابستان بـه آن دیـار مـی بردند. در تابستان ها، خود خان ها وانی کـه امکانات مالی داشتند، به منظور فرار از گرما، رطوبت و پشـه های روستاهای جلگه ای، با خانواده‌های خود بـه این ییلاق ها کوچ مـی‌د و در پایـان شـهریور ماه بـه خانـه‌های خود باز مـی گشتند. این مسافرت ها با اسب و قاطر و به دشواری صورت مـی‌گرفت و به مدت یک روز رفت و یک روز برگشت، انجام مـی گرفت. اکنون بـه تمام این نقاط راه ماشین رو وجود دارد، با اینکه به منظور مردم، رفتن بـه کوهستان آسانتر شده استو اما زندگی ماشینی، طبیعت را درون خطر جدی قرار داده است.

  • بوراسرا کـه منطقه ساحلی و ماهیگیری و کشاورزی است. در گذشته‌ای نـه چندان دور، این ده از لحاظ فرهنگی با روستای همسایـه خود، کشاور، بـه هم وابسته بودند. اما امروزه بوراسرا، استقلال کامل خود را بـه عنوان یک دهکده دارد. در گوشـه ای از بوراسرا، درون ساحل دنج و دور افتاده ای، ایلی بنام «خلج لر» زندگی مـی‌د کـه مـهاجر بودند. مـی‌گفتند کـه از جنوب ایران بـه این منطقه بـه طور موقت آمده اند. اما خلج ها درون بوراسرا ماندگار شدند. گرایش مذهبی درون بین آنان خیلی کم بود و افراد آزاده و آگاهی بودند. آقایـان عظیم بهرام پور و … اکرامـی، از سران خلج ها بودند. گذشته این افراد را مـی‌توان با حاشیـه نشین های شـهرهای امروزی مقایسه کرد. آنان کشاورزی نمـی‌د و به صیـادی مـی پرداختند. از تولید کنندگان خاویـار ایران بودند. از کربلایی فیضی و همسرش مشـهدی لیلی، مشـهدی یوسف فرضیـائی، حاج عزت فرضی، مشـهدی کامران و اکبر خان آقاجانی بـه عنوان قدیمـی ترین افراد بوراسرا مـی‌توان نام برد. در مراسم تعزیـه خوانی عاشورا درون مسجد مشترک کشاور و بوراسرا، کربلا فیضی، پسرش مشـهدی علی یگانـه، عظیم بهرام پور و صابر کـه همگی از بوراسرا مـی باشند، بـه ترتیب درون نقش‌های امام حسین، شمر، این زیـاد و حرمله بازی مـی‌د و آقای رضا نیـازمند، کارگردان برنامـه بود و  نعش امام حسین را درست مـی کرد.

  • ترک محله، همانطوری کـه از نامش پیداست، محله ای هست که آذربایجانی ها و مـهاجرین درون آن سکنـه دارند. این ده درون ساحل دریـاست و مردم آن بـه ماهیگیری و کشاورزی و باغداری روزگار مـی‌گذرانند. اولین دبستان خطبه سرا درون سال ۱۳۰۲، بـه نام دبستان دولتی رضوان خطبه سرا یـا دبستان پردیس خطبه سرا درون این روستا تاسیس شده است. آقای اسداله حبیبی، فرد خوشنام و کدخدای کل خطبه سرا، بخشی از خانـه خود را بـه دبستان اهدا نموده بود. در آن تاریخ، ان و پسران درون کلاس‌ها درون کنار هم مـی نشستند. خانم کوکب حبیبی و خانم پوراندخت فرزانـه از اولین شاگردان دبستان خطبه سرا بوده اند. آقای محمد مامقانی کـه سال‌ها تنـها حکیم و صاحب داروخانـه کل خطبه سرا بود، درون این روستا زندگی مـی کرد. آقای دکتر منوچهر مامقانی، استاد فعلی دانشگاه گیلان کـه اولین خطبه سرایی هست که مدرک دکترا دارد، فرزند آقای محمد مامقانی است. تمام ان خانواده محمد مامقانی و کوکب حبیبی دارای تحصیلات و دیپلم هستند. از افراد تاریخی ترک محله آقایـان شامار بیگ، حسن و عزیز یحیـایی و عصمت اله حبیبی ( کدخدای محل) را مـی‌توان نام برد. آقای قدرت اله صدرایی کـه در آخرین دوران زمان شاه، رئیس سازمان سپاهی دانش کل ایران بود، فرزند شامار بیگ مـی باشد.

  • توربه شاه مـیلرزان، دورترین روستای خطبه سرا درون دل کوهستان جنگلی است. زیـارتگاهی بـه همـین نام درون این روستا قرار دارد کـه خطبه سرایی های زیـادی را بـه آنجا مـی کشاند. در گذشته راه ماشین رو نبود و مردم با اسب و قاطر بـه آنجا مـی‌رفتند و در آنجا نظری مـی گذاشتند و قربانی مـی د. معمولاً نذری متعلق بهی بود کـه زایران درون خانـه او اصراق مـی کرد. خدامـین این زیـارتگاه، درون فصل پاییز و زمستان بـه روستاهای پایین آمده و برنج بـه عنوان نظری جمع مـی د. به دلیل راه مالرو، رفتن بـه شاه مـیلرزان سخت بود و مسافرین حتماً حتما حداقل یک شب درون این روستای محروم از امکانات مـی ماندند. امروزه راه اتومبیل بـه این روستای زیبا وجود دارد.

  • چوبان محله، کـه زمانی وابسته بـه ترک محله بود، اکنون خودش، ده بزرگ و آبادی است. این ده درون ساحل دریـا و در بین رودخانـه، کشلیک و جاده آستارا ـ تالش یـا اردبیل بـه تهران قرار دارد و لوله گاز سراسری از آنجا نیز مـی گذرد. ساحل بسیـار زیبایی دارد. به دلیل بودن یک شعبه شیلات ایران درون این محل، چوپان محله، اولین ده خطبه سرا هست که راه ماشین رو داشت و هر روز کامـیون یخچال دار شیلات انزلی، به منظور جمع آوری خاویـار و ماهی و آوردن آذوقه و مایحتاج ماهیگیران و پره کش های شیلات، هر روز بـه آنجا مـی آمد. چوبان محله، همان طوری کـه از نامش پیداست، منطقه ای هست که چوپان ها درون آنجا زندگی مـی د.

    یعنی یک جای جنگلی بود. به آنجا قره مـیشـه یـا سیـاه بیشـه گفته مـی شد. اما متأسفانـه درون زمانی کـه جاده آستارا ـ رشت ساخته مـی شد، مـهندس راه با خان محل و صاحب جنگل انبوه و پرپشت کالو کـه حتی امروز خیلی زیباست، اختلاف پیدا مـی‌کند و تصمـیم مـی‌گیرد بـه جای ادامـه راه از ساحل و یـا از مـیان شالیزار ها، راه را بـه یکباره از بالای کوه و از مـیان سیـاه بیشـه گردنـه کالو ببرد. با این کار، این آقای مـهندس، بد ترین ضربه را بـه یکی از زیبا ترین طبیعت خطبه سرا زده است. بدین ترتیب، بعد ها بـه مرور، افرادی جنگل تراشی کرده و همـه درختان را از بین و آنجا را بـه برنجزار و یـا باغ‌های توتون و سیفی جات تبدیل د، امروز دیگر هیچ اثری از آن جنگل های تاریخی درون این ده بر جای نمانده است. از افراد شناخته شده این ده، مـی‌توان برادران و عمویی ها را نام برد کـه با هم فامـیل هستند و پدرانشان بنام کریم از دومدومـه (کرگن؟؟؟) از دهات اردبیل بـه آنجا آمده اند. خانواده‌های برادران ، از لحاظ اقتصادی، اد افراد موفق خطبه سرا بشمار مـی روند.

  • خواجه کری، درون کنار ساحل دریـا قرار دارد و گرداگرد آن کشتزارهای برنجزار است. بخشی از مردم این ده هم، ماهیگیر هستند و در شیلات کار مـی کنند. لوله گاز ایران و روسیـه کنونی از بوراسرا، خواجه کری، ترک محله و دیگر نواحی کرانـه دریـای خزر درون این منطقه مـی گذرد. آقای ذوالفقار نوروزی از قدیمـی ترین آموزگاران خطبه سرا و آقای یگانـه دونده معروف گیلان بـه این ده تعلق دارند.

  • کشلیک، این روستا، امروز بـه خطبه سرا تعلق ندارد و استقلال خود را دارد. کشلیک درون گذشته یک ده دورافتاده ای از دهستان خطبه سرا بود. نسل اولیـه ساکنان کشلی، از عنبران، نزدیک اردبیل و نمـین بـه این دیـار آمده اند. آنان درون ابتدای ورود خود بـه خطبه سرا، تنور، دیگ سفالی درست مـی‌د و با حمل آن‌ها بر پشت خرهای خود، درون دهات دیگر خطبه سرا، آن‌ها را بـه فروش رسانده و در ازای آن از خریداران، برنج یـا پول مـی گرفتند. بدین ترتنیب، با معامله پایـاپا با دیگر روستائیـان، امرار معاش مـی د. در دوران تحصیل من، دو نفر از کشلیک که تا اشیک آقاسی به منظور درس خواندن مـی‌آمدند کـه یکی از آنان آقای برات پورجدی، تحصیلات خود را بـه پایـان رساند. امروزه، کشلیک یک شـهرک صنعتی و پیشرفته است. در این روستا، جنگل های خوب از بین شده و به باغ‌های توتون و تنباکو و سیفی جات تبدیل شده است.

  • لیسارا، درون حاشیـه اشیک آقاسی قرار دارد و مردم آنجا، همگی کشاورز بودند و در زمـین‌های مالکان اشیک آقاسی کار مـی د. لیسارا درون بین رودخانـه خطبه سرا و کوهستان جنگلی و جاده سراسری فرار دارد.

  • هله دیمـه، دهی هست در بین کشاور و اشیک آغاسی و در بالای جاده اصلی و مردم آن کشاورز هستند. مردم این ده، مانند کشاور و بوراسرا، از بومـی ترین و اصیل‌ترین مردم خطبه سرا هستند. در سال‌های اخیر این ده افزایش جمعیت یـافته و تراکم جمعیتی بیشتر شده است. هله دیمـه یک دید و منظره خوب رو بـه دریـای خزر دارد.

سر فصل مطالب دیگر کـه باید نوشته شود:

  • تاریخ سیـاسی و اجتماعی

  • وضعیت زنان

  • چوپانان، تالش های اصیل

  • خان خانی و ۲۸ مرداد سال ۳۲ و آقاجانی ها

  • اولینی کـه سوار هواپیما شد، حاج حسین مـهری

  • اولین دانشجوهای خطبه سرا

  • اولین افسران

  • اولین دانشجویـان اعزامـی

  • نداشتن پاسگاه ژاندارمری

  • عظیم تربه سی: خواب نما شدن عظیم کاغذی پسر حاج خداورن بیگ

  • آمدن روس ها درون جنگ جهانی دوم

  • دبستان دولتی پردیس خطبه سرا ۱۳۰۲ درون منزل شخصی اسداله حبیبی و اولین شاگردهای آن

  • و پسر

  • دبیرستان، درمانگاه، باشگاه ورزش و زمـین فوتبال و استخر شنا و بیمارستان، بانک

  • وضع راه‌ها

  • تعداد جمعیت

  • مـیزان تحصیل کرده ها

  • ماشینی شدن کشاورزی

  • نانوایی ها و فروشگاه ها

  • مـیوه‌های خطبه سرا و صادرات آن‌ها

  • دامداری

  • تلفن، لوله کشی آب و برق و انترنت

  • قوم های قدیمـی خطبه سرا

  • عروسی ها و مراسم نوروز، چهارشنبه سوری و ۱۳ بدر و خوردن برنج تازه و ختنـه پسر ها، داستان خوانی و موزیسین های خطبه سرا

  • عاشیق ولی، قنبر تارزن

  • وضعیت کشاورزی، آب و خشکسالی

  • خرمن کوبی های سنتی و مدرن

  • خلج ها

  • شرارت ها و نامـه نویسی ها

  • سیفی کاری: حیـار، گوجه، هندوانـه و خربزه

  • گیلاس قرمز و سیـاه، آلبالو، گوجه، زردآلو، بـه های گوناگون، سیب، گلابی، گردو، انجیر، پرتقال، نارنج، لیمو، ترنج، کیوی، مـیوه‌های وحشی تمشک، ترش ازگیل، ازگیل، توت فرنگی، آنبوره به منظور دوشاب، انار شیرین و ترش و آب انار، رب انار، رب بـه و مربای به، مربای انجیر

  • غذاهای خطبه سرا:

  • گیـاهان و درختان خطبه سرا:

  • ون، چنار، بید، موتال آقاجی، دمـیر آقاجی، شوند، هل، بلاغ اوتی، کشکر، اولاس، کاکم آقاجی، توت، للکی، ویزیم

  • گل ها

  • حیوانات اهلی و وحشی خطبه سرا

  • پرندگان اهلی و شکاری

  • محصولات دامـی: گوشت، شیر، پنیر، شور (کشک)، سوزمـه، کره، آیران (دوغ)

  • عسل

  • انواع برنج ها

  • اصلاحات ارضی و تأثیر آن درون زندگی مردم

سه شنبه 19 شـهریور 1392-12:30 ق.ظ



باسلام و ارادت لطفا صمـیمانـه ترین احساسات مرا بپذیرید  !
از اینكه شاهدیم صمـیمانـه وشجاعانـه از واقعیت های موجود و دموكراسی و توسعه پایدار وحقوق بشر وتقوای الهی و حقظمحیط زیست ونفی جنگ و خفظ صلح جهانی حمایت مـی نمائید برخود مـی بالم وامـیدوارم من هم همگام با شما بتوانم گامـی هرچندكوچك درون این راستا وهمـیار شما بردارم ولذا بنده هم مانند شما بـه مسائل منطقه علاقه مند بوده و با امدن وبلاگ شما علاقه مندتر شده وروزی كه نتوانم بـه انایوردم خطبه سرا سرب  انگار از دیدن عزیزی محروم گشته ام.ضمن موفقیت به منظور شما متنی را كه درون باره ییلاق مظله كم تهیـه كرده ام بـه شما و كاربران محترم بویژه خطبه سرلئیـهای نازنین هدیـه مـی كنم  

لغت نامـه دهخدا

مظله . [ م ِ ظَل ْ ل َ / م َ ظَل ْ ل َ] (ازع ، اِ) مظلة. خیمـه و سایبان بزرگ :
باغ از حریر حله بر گل زند مظله
مانند سبزکله بر تکیـه گاه دارا.

کسایی مروزی .


هر کـه ما را بدید و در حق فرزندان و مریدان و خاندان ما سعی نیکو کرد فردا درون مظله ٔ شفاعت ما باشد. (اسرارالتوحید).
- اصحاب مظله ؛ مشائین . (عیون الانباء ج 1 ص 20). و رجوع بـه مظال شود.
- مظله ٔ خضراء ؛ کنایـه از آسمان هست . (یـادداشت بـه خط مرحوم دهخدا): بـه مسامع سکنـه ٔ مضله ٔ غبراء و سفره ٔ مظله ٔ خضراء رسانید. (مقدمـه ٔ دیوان حافظ چ قزوینی ص صج ).
- مظله کشیدن ؛ خیمـه زدن :
کشیده مظله سپه بر ثریـا
فرو هشته دامنش بر گوی اغبر.

طبق تحقیقاتی كه بنده با دوستان انجام دادم و پرس و جوئی كه از معمرین كردیم بـه این باوررسیدیم كه مظله كم از ییلاق هائی بوده كه همـیشـه چادر نشین وبه عبارتی خیمـه نشین بوده اندو بقول معروف پوری گاه بوده و بنا كردن خانـه درون ان از قدمت زیـادی برخوردارنمـی باشد واین مسئله ذهن ما را بخود مشغول كرده بود كه ایـا كلمـه مظله كم مـی تواند با این موضوع سنخیت داشت باشد یـا نـه؟

و امسال تابستان با یك گروه 5نفره از دوستان از راه گول كه از راه ماشین رو جلوی كشاورو باباسرا بـه گول ومظله كم وببله پشت وتمـیشـه له مـی رود که تا بغرو رفتیم واز راه اردبیل بـه خطبه سرا برگشتیم
واز انجائیكه قبلا با شما از طریق ایمـیل درون ارتباط بودیم باتوجه بـه اطلاعاتی كه از شما گرفته بودیم بادید علمـی تری بـه قضیـه نگاه مـی كردیم و طبق صحبت هائی كه با بومـیان مظله كم كردیم انـها هم ادعا داشتند از قدیم مظله كم چادر نشین بوده هست و بـه عبارتی دیگر مظله كم نام خود را از  واژه مظله (خیمـه ،سایبان/چادر)وبه عبارتی پوری نشینی گرفته است!

در ضمن مایلم از طرف خود ودوستانم از شما تشكر كنم كه رمزگشائی از نام بیله پشت را كه ییلاق بسیـار قشنگی هست مدیون توضیحات شما هستیم

از انجائی كه شما ثابت كردیدكه كلمـه بیل درون ایران باستان بـه معنای شـهر و ابادی بوده هست و برزبیل هم از این طریق نام گرقته هست به بیله پشت كه رسیدیم
شك نداشتیم كه این ییلاق زیبا نام خود را از برزبیل ز یباگرقته هست یعنی بیله پشت بنام ابادی پشت كوه هست كه این كوه درواقع بین انـها واقع هست و بعداز اینكه از بیله پشت سرازیر شدیم بـه اولاس هونی رسیدیم كه وجه تسمـیه اش را بـه خاطر انكه از قدیم الایـام گالش نشین بوده و چشمـه ای از زیر درخت اولس (درخت ممرز)جاریست بـه این نام معرف است

سه شنبه 19 شـهریور 1392-12:25 ق.ظ


الچی گدمـه (خواستگاری)

در زمانـهای‌ قدیم‌ مادر و یـا ‌ یـا یكی‌ از نزدیكان‌ آقا پسردر جاهای‌ عمومـی‌ ـ مسجد ـ عروسی‌ ـی‌ را مـی‌پسندیدند و بعد از آنكه‌ پسر را درون جریـان‌ امر قرار دادند روزی‌ را تعیین‌ مـی‌كردند به‌خواستگاری‌ بروند. خواستگاری‌ هم‌ عموما درون مواقع‌ عصر انجام‌ مـی‌گرفت‌. شخصی‌ را بنام‌ ایلچی‌به‌ خانـه‌  عروس‌ مـی‌فرستند بعد از چندی‌ كه‌ درون خانـه‌ نشستند یكی‌ از افراد كه‌ از دیگران‌ زرنگ‌تر و پرروتربود سر سخن‌ را باز مـی‌كند و هدف‌ را بیـان‌ مـی‌كند بعد از چند مدتی‌ او را به‌ اتاق‌ دعوت‌ مـی‌كردند(عروس‌) درون حالیكه‌ نگران‌ و ترس‌ او را فراگرفته‌ وارد اتاق‌ مـی‌شد دربعضی‌ موارد اتفاق‌ مـی‌افتد كه‌شربت‌ و چای‌ را به‌ زمـین‌ و یـا لباس‌ مـهمانان مـی‌ریخت‌ و بعد ازچند روزی‌ یك‌ نفر دوباره‌ بخانـه‌ مراجعه‌ مـی‌نماید و اگر مورد موافقت‌ قرار گرفت‌ خانواده‌ پسر رادر جریـان‌ امر قرار مـی‌دهد.

وقتی‌ خانواده‌ با ازدواج‌ شان‌ موافقت‌ كردند شخصی‌ را تعیین‌ مـی‌كردند برای‌ تعیین‌ مـهریـه‌در خانـه‌ جمع‌ مـی‌شوند چند نفر از خانواده‌ و چند نفر از خانواده‌ پسربه‌ خانـه‌ مـی‌روندو پس‌ از صرف‌ شام‌ تعیین‌ مـهریـه‌ مسایلی‌ را مطرح‌ مـی‌كنند وقتی‌ مورد موافقت‌ قرار گرفت‌ كله‌ قندی‌ را ازطرف‌ خانواده‌ داماد به‌ همراه‌ خود مـی‌آورند آن‌ را خرد مـی‌كنند

کبینمـه (عقد کنان)

روزی‌ كه‌ تعیین‌ كرده‌ بودند عده‌ای‌ از خانواده‌ و عده‌ای‌ هم‌ ازخانواده‌ پسر درون خانـه‌ جمع‌ مـی‌شوند قبلا كه‌ مـهریـه‌ را تعیین‌ كرده‌ بودند درون آن‌ مجلس‌ مـی‌نشستندبعد از آنكه‌ مقداری‌ صحبت‌ مـی‌شود ملای‌ محضر وارد مجلس‌ مـی‌شود و پس‌ از نوشتن‌ دفتر و امضا دفترتوسط شـهود و خود آقا داماد كه‌ درون اتاقی‌ دیگر حضور دارد دفتر را امضا مـی‌كند بعد ملا دفتر را برمـی‌داردو وارد اتاق‌ خانمـها مـی‌شود. بعد از آنكه‌ عروس‌ و جواب‌ بلی‌ از او شنید از او هم‌ امضا مـی‌گرفت‌ بعد ازمدتی‌ دفتر را برمـی‌داشت‌ وارد مجلس‌ مـی‌شد و سكوت‌ مجلس‌ را مـی‌شكست‌ و شیرینی‌ را كه‌ به‌ همراه‌خود بردند آن‌ را مـی‌خورند و ملا هم‌ ‌ عقد را خوانده‌ و بدین‌ ترتیب‌ خانم‌ زن‌ دائمـی‌ آقا پسرمـی‌شود و مـهمانان‌ با گفتن‌ مبارك‌ باد خداحافظی‌ مـی‌كردند و مـی‌رفتند

 پالتارمـه (پارچه بران)

پس‌ از چندی‌ روزی‌ را تعیین‌ مـی‌كردند و در آن‌ روز عده‌ای‌ از خانواده‌ آقا داماد و عده‌ای‌ هم‌ ازخانواده‌ عروس‌ خانم‌ به‌ بازار مـی‌رفتند برای‌ عروس‌ خانم‌ و سایر افراد خانواده‌ خرید مـی‌كنند. خانواده‌عروس‌ نیز برای‌ آقا داماد پارچه‌ ـ كت‌ و شلوار مـی‌خد این‌ پارچه‌ها را طی‌ تشریفاتی‌ درون‌ خونچه‌هاگذاشته‌ به‌ خانـه‌ عروس‌ خانم‌ مـی‌فرستادند

خنا یـاخدی/ حنابندان

همچنین‌ روزی‌ را تعیین‌ مـی‌كردند و شب‌ آن‌ روز خانمـها درون خانـه‌ عروس‌ خانم‌ و آقایـان‌ هم‌ درون خانـه‌آقا داماد دور هم‌ جمع‌ مـی‌شوند و تا صبح‌ بیدار مـی‌ماندند و به‌ ‌ و پایكوبی‌ مـی‌پردازند و خانمـها هم‌در خانـه‌ جشن‌ مـی‌گیرند. درون نیمـه‌های‌ شب‌ از نزدیكان‌ عروس‌ خانم‌ دست‌ و پای‌ او را با حنا زینت‌مـی‌دادند و آقایـان‌ هم‌ درون خانـه‌ داماد به‌ چنین‌ كاری‌ دست‌ مـی‌زدند. بزرگترها درون ساعات‌ اولیـه‌ شب‌ پس‌ ازخوردن‌ شیرینی‌ و چای‌ خداحافظی‌ كرده‌ و خانـه‌ را به‌ جوانان‌ مـی‌سپردند که تا آنـها بدون‌ خجالت‌ و با خیـال‌آسوده‌ حاضر به‌ جشن‌ و پاكوبی‌ بپردازند. افراد شوخ‌ طبع‌ با حركات‌ و گفته‌های‌ خود مردم‌ رامـی‌خنداندند . و حضور عاشقها درون مجلس‌ باعث‌ مـی‌شد که تا زینت‌ خاصی‌ به‌ آن‌ بدهد و این‌ هم‌ بستگی‌ به‌اقتصاد خانواده‌ داشت

گلین اپاردی

عروس‌ خانم‌ از پدر ومادر و سایر اعضای‌ خانواده‌ خود خداحافظی‌ كرده‌ و راهی‌ خانـه‌ شوهرمـی‌شود. درون زمانـهای‌ قدیم‌ ماشین‌ وجود نداشت‌ و عروس‌ خانم‌ را با پای‌ پیـاده‌ به‌ خانـه‌ شوهر مـی‌بردند وتعدادی‌ از همراهان‌ عروس‌ خانم‌ او را که تا خانـه‌ شوهر همراهی‌ مـی‌كنند و آتشی‌ كه‌ درون پشت‌ بام‌ روشن‌مـی‌كنند آقا داماد به‌ پشت‌ بام‌ مـی‌رود و سیبهایی‌ را كه‌ درون دست‌ دارد آنـها را بطرف‌ عروس‌ خانم‌ پرتاب‌مـی‌كنند و جوانان‌ سعی‌ مـی‌كنند كه‌ یكی‌ از این‌ سیبها را بعنوان‌ تبریك‌ و شادی‌ بدست‌ آورند. همچنین‌مقداری‌ پول‌ خرد و شیرینی‌ كه‌ جمع‌ كرده‌ بودند آنـها را هم‌ به‌ سر عروس‌ خانم‌ مـی‌ریزند و هر كدام‌ ازجوانان‌ سعی‌ مـی‌كنند آنـها را بگیرند چون‌ تبرك‌ دارد. بعد به‌‌ و پاكوبی‌ مشغول‌ مـی‌شدند. برادر كوچك‌ آقا داماد با یكی‌ از افراد فامـیل‌ شالی‌ را كه‌ قبلا آماده‌ كرده‌بود به‌ پیش‌ عروس‌ خانم‌ رفته‌ و آن‌ را به‌ دور كمر عروس‌ خانم‌ مـی‌بندد هنگامـیكه‌ كمر عروس‌ را پدرشوهر یـا برادر كوچك‌ شوهر مـی‌بندد عروس‌ را مـی‌خواهند به‌ خانـه‌ داماد ببرند. بایـاتیـهای‌ زیر را درون روزپاتخت‌ (بندی‌ تخت‌) مـی‌خوانند.  (البته این مرسم وسایر مراسم عروسی مفصل برگزار مـی شد

گلین‌ گلین‌ قیز گلین‌اینجی‌ لرین‌ دوز گلین‌

ئیدی‌ اوغلان‌ ایسته‌رم‌آچیلان‌ آیدا گلین

 

مراسم ازدواج /توی توتما یـا توی بایرامـی

خطبه سرا با سابقه ی پیشینـه و کهن فرهنگی و اجتماعی خود دارای آداب و رسوم سنن جالب و خاصی هست که از جذابیت و ویژگی منحصر برخوردار هست که از باورهای دینی و قومـی و مذهبی هست نشات گرفته هست این آداب و رسوم و سنن اجتماعی و روشـهای برگزاری آن طی سالیـان دراز نگهداری شده و به نسل ما   رسیده هست . ازدواج پیوند مقدسی هست که درون مـیان مردم از ارزش و احترام والایی برخوردار هست و این امر باعث شده است  کـه مراسم مربوط بـه آن را هر چه با شکوهتر و زیباتر برگزار نماید مراسم ازدواج  بـه طور کلی بـه یک شکل ولی با تفاوت اندکی برگزار مـی گردد.  درون اعیـاد ملی و مذهبی برگزار مـی گردد. مرسوم هست که یـا از طرف پسر یـا طرف و مادر خود انتخاب مـی شود. بعد از انتخاب خانواده ای مناسب مراسم ائلچی لیک ( خواستگاری )  انجام مـی گردد. فرهنگ و ادبیـات مردم آذربایجان درون هنگام ائلچی لیک ترانـه های شیرین و دلنوازی بـه عده نوازندگان محلی از طرف اطرافیـان پسر خوانده مـی شود کـه در این ترانـه ها از خواستگاری مـی کند :

ال آلما گلمـیشـه م          شال آلماغا گلمـیشـه م         الا بیگ اوغلانا      یـار الماغا گلمـیشـه م  

پس از انجام مراسم خواستگاری و موافقت خانواده ی بساط شور و شادی چیده مـی شود  مرسوم هست که با ائلچی پلوسی از مـیهمانانی کـه دعوت کرده اند پذیرایی مـی کنند . بعد از آن ریش سفیدان و بزرگان طایفه و پسر را با م درون خانـه گرد هم مـی آیند و درباره نحوه برگزاری مراسم ازدواج تبادل نظر مـی کنند و روز برگزاری بله و برون ( سوز دانیشما ) و عقد و عروسی را تعیین مـی کنند .

در روز تعیین شده عده ای از بزرگان و ریش سفیدان  بـه خانـه ی دعوت مـی شوند که تا بر طبق رسوم و سنت معمول مبلغ مـهریـه را تعیین کنند. البته درون مـیان عشایر  برخی از نقاط آن مرسوم هست که خانواده مبلغی را بـه عنوان باشلیق ( کـه معادل آن درون بین دیگر استانـها شیر بها مـی باشد دریـافت مـی کنند. بعد از موافقت کله قندی را کـه از طرف خانواده پسر آورده شده هست به وسیله ی یکی از بزرگان شکسته شده درون سر کله قند را کـه هر بـه مادر بدهد از او هدیـه ای دریـافت خواهد کرد. بعد از مراسم بله و برون ( سوز دانیشما ) مقدمات عقد کـه شامل خرید انواع پارچه های رنگی و طلا جواهر به منظور عروسی و هدایـایی بـه عنوان خلعت به منظور خانواده ی عروس مـی باشد فراهم مـی گردد درون یک روز خجسته با دعوت تعدادی از نزدیکان و بزرگان با حضور روحانی درون خانـه برگزار مـی شود درون هنگام خواندن خطبه ی عقد ان دم بخت پارچه ی سفیدی را روی سر داماد و عروس گرفته ( تکه هایی از قند را بـه علامت  شیرینی و دوام زندگی عروس و داماد بـه یکدیگر مـی سایند ترانـه های محلی شادی را مـی خوانند درون زمانـهای گذشته ملاقات و پسر با ترس و لرز درون صورت همسایـه  بودن و نزدیکی خانـه هایشان درون دل شب با یکدیگر ملاقات مـی د. و بایـاتی هایی را به منظور یکدیگر مـی خواندند کـه در روستاهای آذربایجان مرسوم هست که درون شب چهارشنبه سوری داماد از روزنـه ی بام خانـه ی ( قورشاق ) یـا شال کمر را آویزان مـی کند و خانواده ی بـه آن شال جوراب و دستمال یـا هدیـه دیگر مـی بستند کـه یکی از زیباترین مراسم آذربایجان هست و مصدق شعر استاد شـهریـار هست که مـی گوید:

بایرام  دی گئجه  قوشو اخوردی               اداخلی قیز بیگ جورابین توخوردو

هرشالینی بیر باجادان سوخوردو        ای نـه گوزل قایدادی شال سال لاماق

بیگ شالینا بایرام سنین باغ لاماق

طبق آداب و رسوم  که تا زمانی کـه در خانـه ی پدر خود هست از طرف خانواده ی پسر درون چهارشنبه سوری ( چهارشنبه لیغ ) کـه شامل آجیل و شیرینی و هدایـای دیگر بـه خانواده ی عروس فرستاده مـی شود . مرسوم هست که بعد از مراسم عقد خانواده یـا پسر اقدام بـه پا گشایی ( ایـاق آشما ) مـی کنند خویشان و نزدیکان عروس و داماد آنـها را صرف نـهار و شام دعوت کرده و به این ترتیب پای عروس و داماد به منظور رفت و آمدهای فامـیلی باز مـی شود یکی دیگر از آداب و رسوم جالبی کـه قبل از عروسی صورت مـی گیرد ارسال هدایـایی بـه خانواده هایی کـه عزادار هستند مـی باشد کـه معمولا" از طرف خانواده ی یـا پسر صورت مـی گیرد که تا هم از آنـها اجازه برگزاری مراسم را بگیرند و هم آنـها لباس عزای خود را درون بیـاورند کـه به این کار ( یـاس لاماق ) گویند

پس از توافق طرفین مراسم جشن عروسی برگزار مـی شود و شور و شوق زیـادی درون خانواده ی و پسر بـه پا مـی شود درون خانـه ی داماد بعد از آرایش داماد قربانی ی با گوشت آن غذایی پخته و با شام از مـیهمانان پذیرایی مـی شود و پس از شام مراسم جشن و پایکوبی و سنتی شروع مـی شود وانی کـه در جشن دامادی شرکت دارند بـه سلامتی داماد و برای خواندن هر ( ترانـه محلی ) و جوانان پولهایی را بـه عنوان شاباش هدیـه مـی کنند کـه یکنفر از ریش سفیدان آنـها را جمع آوری و به داماد مـی دهد درون مراسم جشن عروسی هنوز نوازندگان محلی ( عاشیقلار ) گرمـی و شادی و رونق بیشتری بـه مجلس مـی دهند و جوانان با محلی آذری هیجان خاصی درون مجلس بر پا مـی کنند و عاشیقها با خواندن بایـاتیـهای کـه آنرا ( قراباغ شکسته سی ) گویند این شادی و سرور را صد چندان مـی کند کـه گزیده ای از این بایـاتی ذکر مـی گردد:

جیبینـه توکموشم نوغوللو بادام                    تویونو ائله دیم اور گدن شادام

                           یـاشاسین، ای بورا یغیشان آدام

ای بیگ گوروم تویون مبارک اولسون       ساغدوش، سولدوش ایلون وار السون

در این مراسم افرادی کـه رابطه ی دوستانـه نزدیکی دارند خود را بـه عنوان ساغدوش و سولدوش داماد اعلام مـی کنند و در این مراسم از طرف پدر داماد هدایـایی بـه ساغدوش و سولدوش داده مـی شود همزمان با این کار ها درون خانـه داماد ، مراسم جشن و پایکوبی و درون خانـه ی نیز بر قرار است. شب خانواده ی داماد عده ی زیـادی از دوستان و آشنایـان را به منظور بردن عروس بـه خانـه ی عروس مـی آیند که تا عروس را با شادی و سرور بـه خانـه ی بخت ببرند درون این هنگام پدر  عروس درون دم خانـه جایی کـه مردم با هلهله و شادی منتظر عروسی هستند بـه گوش زمزمـه مـی کند و چنین دعای خیر مـی دهد : « اوغللو قیزلی اولاسان وارلی دولتلی اولاسان قان اتائین، قاین آنانین سوزنده اولاسان خوش گونلر گوره سن ... انشاءالله » .  درون موقع بردن عروس ترانـه های محلی زیبایی خوانده مـی شود مانند : « وردیک بیردانا      الدیق بیر سونا   ای قیز اناسی     قال یـانایـانا ». وقتی عروس بـه خانـه ی داماد مـی رسد مـی ایستد و حرکت نمـی کند که تا پدر بیـاید و به عروس یک تحفه و هدیـه ی مناسب بدهد و اجازه ی ورود بـه خانـه را بدهد. بر طبق رسوم و سنن آذربایجان درشب عروسی عروس را روی صندلی مـی نشانند و روی سر او کاسه ای مـی گذارند که تا بر داخل آن پول بریزند درون این مـیان ساغدوش عروس کاسه را برداشته و فرار مـی کند و عروس او را گرفته و هدیـه ای بـه او مـی دهد و این مراسم را دوواق قاپماق گویند. درون صبح عروسی یـا چند روز بعد از آن اقوام و خویشان نزدیک خانواده ی عروس و داماد بـه عنوان پاتختی بـه خانـه ی عروس و داماد مـی روند و آغاز زندگی جدید را بـه آنان تبریک مـی گویند و هدایـایی را بـه آنـها تقدیم مـی کنند و خانواده ی داماد با ناهار از آنـها پذیرایی مـی کنند

ادامـه دارد

سه شنبه 19 شـهریور 1392-12:08 ق.ظ


چرا ما ملت ایران اینجوری هستیم؟

مراسم خاکسپاری مصدق

هر کی کـه به ما بیشتر خدمت مـیکنـه همـیشـه تنـها تر و در انزوای بیشترِ،

در طول تاریخ انسانـهای بسیـاری همانند مصدق ها و امـیر کبیرها داریم کـه بیشترین

خدمات رو بـه سرزمـین ایران و نـهایت لطف ما مردم، تنـهایی و سکوت

در برابر سختی های اونـهاست

و بالعهمـیشـه به منظور افرادی کـه بیشترین خیـانت ها رو درون حق ایران

و ایرانی کرده اند هورا مـی کشیم و .......

عزیر مراسم خاکسپاری بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران
دکتر محمد مصدقِ درون تاریخ 14 اسفند 1345 هست که ...

هیچی نگم بهتر....

دوشنبه 18 شـهریور 1392-11:57 ب.ظ




خطبه سرا نگین که تا لش

خطبه سرا یك سرزمـین باستا نیست  وبیشترین افراد یـا سواد و.بو یژه دارای تحصیلاب اكادمـیك درون منطقه هست و جزو اولین مناطقی هست كه مدرسه درون ان  دایر گشته و قبل از ان هم دارای مكتب خانـه بوده هست ولذا درون باره این سرزمـین مقدس و باستانی كه حقیقتا هم مقدس بوده وبیشترین امامزاده و مسجد و ساد ات وروحانی وعاشق اهل بیت وامام حسین
(ع)را   نسبت بـه سایرمناطق سرزمـین تالش  داردوسرزمـینیست كه از حدود80سال پیش زنان وارد مدرسه شده وبیشترین زنان تحصیل كرده بویژه  تحصیلات اكادمـیك درون منطقه را داردوهم چنین درون منطقه بیشترین مـهاجر را كه عموما دارای تحصیلات عالی اند چه درون داخل استان چه درون سطح كشوری .چه درون خارج از كشور را  داردوهمـه این عزیزان علایق شان را باسرزمـین مادری قطع نكرده و همواره با ان درون ارتباطند.

در خطبه سرا خانواده های زیـادی وجود داردكه همگی لیسانس ویـا بالای لیسانس اندبا توجه بـه این واقعیـات غیرقابل انكا رنوشتن درون باره این سرزمـین باستانی كه تجربه باستا نی(كهنسالی  سرزمـین وقوم)و پویـائی  مردما ن(جوانی)یعنی بـه روز بودن اطلاعات مردم بـه عبارتی ارج نـهادن بـه ارزش ها و سنت مردمانی مدرن و نواندیش مـی باشند ، كاریست بسیـار سخت و كارستان  ! !

در خطبه سراكمتر جائی مـی توان یـافت كه نام نداشته باشد یعنی هر پیچی .كوهی و چشمـه ای و كوهی و....برای خود نامـی دارد كه كسی هم نمـی داند كی و توسطكی این نام ها گذاشته شده هست وار انجائیكه بسیـاری علاقه دارند بـه چگونگی این امر پی ببرندو برخی سعی دارند بافته های خود را عرصه دارند ، انایوردم خطبه سرا بـه كمك كاربران همولایتی خود  بـه یـا فته هائی

دست یـافته هست كه ان را بـه كاربران گرامـی عرضه مـی داردو یـافته های خود را وحی منزل نمـی داندو از این  نمد هیچ كلاهی به منظور خود نخواهد باقت!و از هیچكس هم توقع و انتظاری نداشته بلكه باچشم منت درون انتظار نظرات و انتقادات كازبران و صاحب نظران است  !

اسامـی مكان هائی كه درون خطبه سرا وجود دارد عبارت هست از  :

اشیك اغاسی/بازار/اشاقا بازار/ترك محله /خواجه كری/وحدانی محله/املك/ دهنز/دهنـه/چای غراغی/چای ایچی/شیلات/چوبانامحله /قره نیشـه/كیشلیك یـا كیشلی/كالو/لیسارا/باش لیسارا/روكی محله/برزو/هله دومـه/هله سو/سوست/ایری بوجاغ/داغ دیوی/بوراسرا/اواسنگ/لوله گا ز/خلجلر/ دهنز غراغی /كشاورمحله/ كلبه // با باسرا / قله صبا/ چیمرن / نصیراوجوری/ شونده بور/ایوب اوچان /گول/مظله كم/كوستان سوالاپشت/كورون/ بیله پشت/اولاس  هونی /تمـیشـه له/كلات /روخان/انبو/تنبو/ صوفی اتانان/ نارنج اسلانان/ممدعلی اوچا ن/ توربه /بینون/ریوو/ سویوخبلاغ /تمـیشـه له/یـاستی یول/برزه بیل/

بیزر/ونـه  پشت/انا بولاغی/دره بولاغی/عبادونی(عبا دهونی)/غلاما یـا گولاما/مـیریش یوردی/خلج یوردی یـاخلجلر/ مـیسه چولی/هرتنگ/كومـیرلی،كمـیرلی یـا گمركلی/قوروق چائی/بغردیـا باغرو داغی/باغروتوربه سی

 امامزادهاویـا بقعه های خطبه سرا:

شاه مـیلرزان/عظیم توربه سی/جد/بوراسرا توربه سی /سوست توربه سی/كیچیك توربه(باباسرا)بیوك توربه(ااون ایكی علمدار)در كشاورمحله

در صفخات بعدی بـه خانواده های قدیمـی خطبه سرا و وجه تسمـیه اسامـی محل خواهیم پرداخت !قبلا بابت تمامـی نقصان ها وكاستی ها پوزش مـی طلبیم!

انایوردم خطبه سرا نگین تالش

ادامـه دارد  

دوشنبه 18 شـهریور 1392-11:55 ب.ظ


                                           با درود بـه دوستان گرامـی

برگردان پارسی، مانیفست حزب سبزهای فرانسه به منظور شما  و سایت شما فرستاده مـی شود.

امـیدوارم کـه وقت خواندن آنرا درون این اقیـانوس نوشتجات و نامـه های رسیده داشته باشید.

از شما خواهش مـی کنم، درون پخش این نوشته ، مرا یـاری کنید

با دوستی و سپاس پیشاپیش

انور ستاری

امروزه بشریت درون برابر انتخابی قرار گرفته هست که آینده او را رقم مـی زند. انتخابی کـه به مسئولیت جمعی و همکاری تمام زنان و مردان نیـاز دارد. قطار پیشرفت و ترقی، درون زیر ضربات و تأثیر یک شیوه تولیدگرایی کورکورانـه و شدیداً نابرابر، از ریل های خود خارج مـی شود. حتما هر چه زودتر و به طور اضطراری، آن را درون یک مسیر دیگری قرار داد. 

مفهوم پایبندی زیستگرایـان و مسئولیت آنان، درون همـین جا و هم‌اکنون، چنین است:

ما نمـی پذیریم کـه در برابر سناریوی نابودی زمـین و ویرانی جامعه بی‌تفاوت و غیرفعال باشیم. ما مـی‌خواهیم با همکاری نیروهای بیدار و زنده جامعه کـه برنامـه‌ اساسی تغییر و تحول ما، یعنی ایجاد رابطه جدایی ناپذیر بین ضرورت های زیستگاهی با عدالت اجتماعی و احترام بـه زیستمان و رهایی بشریت را مـی پذیرند، خط جدیدی درون افق و بنیـان تغییرات راستین ترسیم کنیم.

شیوه کنونی تولید ثروت و باز پخش آن، نـه تنـها دیگر کارساز نیست، بلکه موجب نابودی زندگان و تکه‌تکه شدن جوامع، نابرابری ها و برتری جویی ها، آلودگی‌ها، بعد رفتگی ها و سیرهای قهقرایی مـی شود. این دگرگونی های سترگ، منابع را از بین مـی‌برند و به همان اندازه با شوراندن سیـاره زمـین بر ضد بشریت و خود بشر علیـه همدیگر، نابرابری‌ها را ژرفناک تر مـی‌کنند و وجدان ها را پژمرده و افسرده مـی سازند. بـه قسمـی کـه شبح یک ضعف شدید تاریخی بی سابقه ی سقوط ناگهانی و پس رفت همزمان زیستگاهی، اقتصادی و اجتماعی درون انتظار آینده است.

 

با این وجود، امـیدواری بزرگی درون عدم پذیرش شکست بشری، درون حال پیدایش درون جهان است.

 

کارهای ابتکاری زیـادی، روش های بهتری را شروع کرده‌اند و راه‌های نوینی را مـی گشایند. این چهره دیگری از جهانی شدن هست که تمام مردمان و فرهنگ‌ها را شامل مـی شود. تعداد زیـادی از  کوشندگان درون عرصه های اجتماعی، اعم از زن و مرد و جوامع فرهنگی، قومـی و محلی تکان مـی خورند. این تلاشگران درون همـه قشرهای اجتماعی مداخله مـی کنند. اغلب موارد، اول از همـه، همـین زنان و مردان هستند کـه بحران کمرشان را خم مـی کند. آنان مقاومت مـی کنند، خود را سازماندهی و بازسازی کرده، دوباره کمر راست مـی کنند. هر زن و مردی بـه شیوه خودش، با اصول و موازین خودش، درون کوی و برزن یـا دهکده خودش، آن طوری کـه خودش مـی فهمد، یک راه و روش و مسیر جایگزینی را به منظور رسیدن بـه آینده‌ای پربار ترسیم مـی کند. آنانی کـه در این راه مبارزه مـی‌کنند و متعهد مـی‌شوند، امـید و نقطه اتکای ما به منظور دگرگونی همـه چیزهای روزمره و در حال جریـان مـی باشند.

 

یک ضربه تکان دهنده بی سابقه

 

مقاومت‌ها علیـه بحران هایی کـه دیگر هیچ حد و مرزی هم ندارند، شکل مـی گیرند. این پایداری ها همـه زمـینـه‌های زیستمانی و مجموعه فعالیت‌ها را دگرگون مـی کنند. آن‌ها بر روی هم انباشته شده و از همدیگر تغذیـه مـی‌کنند که تا سیستمـی را کـه از راه اصلی خود منحرف شده است، خنثی سازند. ما درون یک لحظه حساس و کلیدی، درون جایی کـه «رشد و افزایش»، موتور تاریخ مدرن، بـه لبه مرزهای خود رسیده است، پیدا شده ایم.  درد و زجرهای مردم و همبستگی رنگ باخته و رو بـه زوال کـه عملاً بر پیشانی کره خاکی ما نوشته شده اند، قابل پشتیبانی نیستند.

شیوه‌های تولیدی و استانداردهای زندگی، متغیرهای اقتصادی وابسته بـه تخیلات بی حد و مرز و اشتهای سیری ناپذیر خصوصیـات برتری جویـانـه، دنباله روی و تبعیت از مناقصه ها و حراج های تجاری و بالا آوردن رشته کوه هایی از بدهی های کمرشکن، مصرف های منابعی را بـه دنبال خود دارند کـه بیش از حد توانایی و اندازه باز تولید آن‌ منابع هستند. اتصال و به هم پیوستگی بحران ها، موجب

ناتعادلی بزرگی درون اساس و پایـه‌های زندگی و فرهنگ مـی شوند.

 

نتایج خیلی روشن و بی برو برگرد هستند و مودرزشان نمـی رود. روش‌های اقتصادی و تعادل های اجتماعی دیروزین، درون برابر زمـین‌های رمق کشیده و ناتوان، رودخانـه ها و دریـاهایی کـه هر روز جمعیت خود را از دست مـی دهند، جنگل هایی کـه در حال عقب نشینی و کویرهایی کـه در حال پیشروی هستند، رشته سیلاب های شدید، خشکسالی های پی درون پی کـه در اثر بالا رفتن گرمای آب و هوایی شدت یـافته اند، نابودی نژادهای موجودات تکامل پذیر زیستگاهی، شکنندگی و مـیرندگی نسل های انواع طبیعی، مسموم شدن آب‌ ها و هوا، روش های خشن و بر روی هم انباشته شـهرنشینی و بی‌خبر از هم، دیگر امروزه پاسخگو نیستند.

از همان ابتدای نابسامانی ها درون امور مربوط بـه تأمـین انرژی، آب و هوا، غذا و بهداشت، مـهاجرت،  چپاول اموال عمومـی و دولتی، انحرافات مالی و تجاری سبب پیدایش دنیـای تازه‌ای مـی شوند کـه قربانیـانش شکارهایی از همـه چیز محرومند.

به موازات پیدایش یک طبقه متوسط نوین درون کشورهای جنوب کـه همزمان بـه استانداردهای مصرفی غرب و منشا آزادی و سرکوب مـی رسند، یک پرسش تازه اجتماعی درون باره کمبود منابع حیـاتی و عدم ثبات تعادل های طبیعی پیش مـی آید کـه شیوه توسعه کشورهای صنعتی، آن را ایجاد کرده است.

این بیدادگری زیستمانی کـه با افزایش جمعیت عیـان تر مـی شود، بـه زخم هایی کـه قبلاً توسط ماشین تولید کننده نابرابری‌ها سر باز کرده اند، نمک مـی پاشد. بیدادگری هایی کـه روی هم انباشته شده و یک ضربه گوشخراش تولید مـی کنند. این ضربه گوشخراش درون کشورهای جنوب درون اندازه های بزرگتر و چندین برابر خود بـه شکل های فقر، گرسنگی، بیماری‌های واگیر، حلبی آبادها، کوچ ها، کمبودها، بی کاری، درگیری ها و زندگی جهنمـی و در کشورهای شمال با پخش و افزایش همـه جانبه شکنندگی، بعد رفت همبستگی، انفجار ترس‌ها، نگرانی‌ها و افسردگی‌های روانی نمود پیدا مـی کند.

علیـه احساس ناتوانی و درماندگی

 

 روند روزگار و راستای کارها، رو بـه بیدادگری و جنایت گری هست و بـه همـین دلیل، ما مـی‌خواهیم آن را دگرگون کنیم.

سرمایـه داری با توفان های بحران ها و پیکارهای بزرگ ناشی از آن و همچنین با نیرویی کـه توده های عظیم جهانی را بـه حرکت درون مـی آورد، دیگر توان رویـارویی را ندارد. برعکس، هر روز یک منطق ساختگی درون باره بالا بردن بدهی ها، مشکل بیکاری، افزایش مصرف درون جامعه و آلودگی زیستگاه مـی تراشد و بر آن‌ها پافشاری مـی کند. قول‌های یک سرمایـه داری کـه بالاخره عقلانی باشد، امور مالی را بر سر جای خود بنشاند و به دراز مدت فکر کند، پنداشتی بیش نیست.

سوسیـالیسم دولتی هم بـه نوبه خود، شکست غم انگیزی خورد و در برابر واقعیت‌ها، با ناتوانی برقراری یک رابطه‌ بین ارزش‌های خود و کاربرد قدرت، از صحنـه تاریخ به منظور همـیشـه بیرون شد. اگر  بیشتر نیروهای چپ برآمده از قرن نوزدهم، از این پس، خودکامگی و استبداد را بـه روشنی رد     مـی کنند، اما هنوز شـهامت پذیرش یک اندیشـه سده ۲۱ را ندارند که تا بنا بر آن، با منش‌های کاملاً امروزین، همبستگی بین مردمان کنونی و نسل های آینده، مسئولیت نسبت بـه کره زمـین، دست رد زدن بر نابرابری‌ها، تنظیم بازار و احترام بـه همـه انسان ها را دوباره درون خود زنده  کنند. آنان درون بین فرورفتگی درون لاک فرقه گرایی خود و دنباله روی روزمرگی درون نوسانند.

دو جریـان مـهم ایدئولوژیکی برآمده از انقلاب صنعتی، یکی با پیشینـه پیشرفت‌های سرمایـه داری و دیگری با آرمان‌های سوسیـالیستی، از این تاریخ بـه بعد، هر دو نفس‌های آخر خود را مـی کشند.
علیرغم تفاوت‌های موجود درون بینشان کـه از لحاظ تاریخی بر ریشـه‌های دیدگاه‌های اجتماعی مخالف هم و ارزش‌های غالبا متضاد پایـه گذاری شده اند، هر دو بـه موازات هم، درون برابر مسائل اساسی سر درون گم و گیج شده‌اند و در جلوگیری از فروپاشی کیش تولیدگرایی، کـه آئین هر دو آن‌ها مـی باشد، ناتوانند. آیـا همـین سرگشتگی و گیجی فصل مشترک آن‌ها نیست؟

هر دو بـه روش‌های خودشان، به منظور گسترش نیروهای تولیدی، توزیع ثروت، تولید بیشتر به منظور مصرف بیشتر و تشویق و تهییج بالا رفتن ارقام رشد، بر طبیعت فشار مـی آورند. منطقی کـه تلاش‌های خودش را درون یک جهش بزرگ رو بـه جلوی گسترش انجام داد اما امروز، بـه آشکارا، دیگر پاسخ گو نیست.

کشتی بدون ناخدا مانده و سرگردان درون تلاطم است. امروز دیگر نـهی پایش را بر روی دماغه مـی‌گذارد و نـهی سکان اتفاقات غیر پیش‌بینی شده ای مانند عرصه های انرژی زایی، بهداشتی، آب و هوایی، زیستگاهی، مالی، مواد غذایی، امنیت های جانی، مـهاجرت ها، اقتصادی و اجتماعی را درون دست دارد. نیروهای سیـاسی درون قدرت و جریـان های فکری مسلط نـه بـه نظر مـی رسند کـه در وضعیت پیشنـهاد درمان ها و راه‌ چاره‌ هایی باشند کـه به غیر از عصای زیر بغل و بدون افسردگی ها باشند و نـه یک طرح و برنامـه‌معتبر و جذابی را به منظور جامعه‌ دارند کـه خارج از شعارهای تو خالی انتخاباتی باشد.


سنگینی‌های سیستم، پیچیدگی های مسائل، پریشانی ها، پاره پارگی های اجتماعی، سنگینی بت گرایی فناوری ها و اعتیـاد مسموم کننده بـه پشتیبانی از مصرف گرایی، جنون های روزانـه، تندروی ها درون تصمـیم گیری ها، یک احساس نگرانی و نا امنی همگانی را بوجود مـی آورد. درون این صورت، درون خود فرورفتگی و گوشـه گیری هویتی و کارهای واکنشی، درون برابر این همـه مسایل سرگیج کننده، بیشتر خود را نمایـان مـی‌کند. ترس ها، خشونت ها، کشمکش ها، انحصارگرایی ها، ملی گرایی های افراطی، خارجی ستیزی ها، نژادپرستی ها، مرد سالاری ها...دوباره قوت مـی گیرند. تلاشی به منظور یک بازگشت بـه عصرهای تاریک بر دروازه تجددگرایی و نوآوری ها مـی کوبد.

وقتی کـه دیوار ها بالاتر مـی‌روند و گودال ها ژرف تر مـی شوند، حقیقت بر ما حکم مـی‌کند کـه بگوئیم وظیفه ما بسیـار بزرگ است.

چگونـه مـی‌توان از زیر نابرابری‌های تغییر ناپذیر و مـهار نای کـه تا کنون درون دو نیمکره خاکی درست شده اند، بیرون رفت؟ 

چگونـه مـی‌توان جلوی مسابقه درون حد تولید گرایی را گرفت که تا بحران های بدتری پیش نیـاید؟

چگونـه مـی‌توان یک بازار جهانی را کـه مـیلیـاردها دستور  فی البداهه و مغشوش صادر مـی کند، بـه نظم درآورد؟

چگونـه مـی‌توان درون قابلیت سکونتی فضای کلان شـهرها بازنگری کرد؟

چگونـه مـی‌توان علایق و نیـازهای مختص انسانی را بدون خفه ساختن آن ها، مـهار کرد؟ علایقی کـه فرد را بـه سوی کوشش های زیـاده از توانش و کمال سوق مـی‌دهد و در عین حال، بـه طور خطرناکی خود را از پاسخ‌گویی بـه محدودیت‌های زمـینی و منطق معاف مـی دارد.

چگونـه مـی‌توان ممکن ها را از چیزهایی کـه دیگر ناممکنند، تمـیز داد؟

چگونـه مـی‌توان درون وضعیت مس فضاهای شـهرها کـه رفته‌رفته بیشتر زیر ضربات شدید اجتماعی  قرار مـی گیرند، بازنگری کرد؟

چگونـه مـی‌توان خود را از دنیـایی رهانید کـه در آن عده ای از نداشتن نیـازهای اولیـه زجر مـی‌کشند و عده‌ای دیگر درون اثر مصرف بیش از اندازه، دیوانـه شده اند و هذیـان مـی گویند؟

چگونـه مـی‌توان خود را از سیستمـی کـه دیوانگی هایش اظهر من الشمس است، رهانید؟

در پایـان، چگونـه مـی‌توان زشتی ها را بـه نیکی درون آورد و بحرانی را بـه شانسی به منظور کره زمـین، بشریت و دموکراسی تبدیل کرد؟

در زمانی کـه تعداد بیشماری از توده های مردم نا امـید مـی شوند، بعضی‌از آن ها همـه چیز را رها مـی کنند.

چنگ اندازی بـه روحیـات و قوانین یک جامعه، تحمـیل یک نوع فرهنگ فلج کننده، خود و بازدارنده «این را و آن را نکن، دست از پا خطا نکن»، مانند وزنـه های ضخیم سربی، سنگینی زیـادی را بر جامعه وارد مـی کند، بـه طوری کـه هر زن و مردی احساس مـی‌کند درون یک بن‌بست و مخمسه ای گیر کرده هست که هیچ‌یـا راه برون رفت از آن را نمـی‌داند و یـا نمـی‌خواهد از آن بیرون بیـاید.

برای گریز از دل نگرانی ها و امـید بستن بـه تغییر مسیر هدف، جای یک دیدگاه بـه آینده، یک جهش خود آگاهی دسته جمعی، یک علاقه مشترک شورشی و یک نیروی محرکه امـیدوار کننده خالی است. بینش همگانی کـه باید شیوه را تغییر دهد، وجود دارد، حتی اگر نقش نخبگان درون آن کم رنگ یـا بی‌رنگ باشد. حالا چیزی کـه مـی ماند، آن هست که گمانـه زنی کنیم چگونـه آن را انجام دهیم و به راستی هم انجامش دهیم. و این زیستگران هستند کـه باید نقش اساسی خود را بر عهده بگیرند.

شرط بندی مـی‌کنیم کـه در برابر یک دنیـای پایـان پذیر، منابع انسانی، هوش و قلب آن‌ها پایـان ناپذیرند.

یک پیشنـهاد سیـاسی جایگزین

 

ما درون نقطه عطف دوران اساسی و مـهمـی زندگی مـی کنیم. استحاله و دگرگونی درون این دوران ممکن است.

این دگرگونی بـه صورت یک فرمان از بالا نخواهد آمد ـ و گر نـه،  احتمالاً درون این حالت، بدترین شیوه ای خواهد بود کـه پیش‌بینی نشده بود ـ بلکه برعکس، با انبوه ابتکارات شـهروندی کـه با شبکه سازی های زیـادی خود را محکم و تقویت مـی کنند و با سیـاست‌های روزمره و عملی درون همـه جا از جمله درون موسسات ادارای پیوند مـی زنند، همراه خواهد بود.

 

این دگردیسی، بـه نیروی تازه‌ای نیـاز دارد کـه هم شامل تعبیر و تفسیر خود این دگرگونی باشد و هم راه کار های سیـاسی آن را از کوی و برزن گرفته که تا در سطح جهانی، بطور دموکراتیک به منظور جایگزینی شیوه مسلط کنونی نشان دهد. این همان لحظه تاریخی و خطیری هست که مسئولیت زیستگرایـان از آنجا آغاز مـی شود.

 

هدف: تغییرات جامعه با شیوه‌های زیستگاهی

 

برنامـه‌های نوین زیستگاهی، همواره روش‌ های دگرگونی پیوسته و روز افزون درون ساختارهای گروهی و رفتارهای فردی را پیشنـهاد مـی‌کنند. این برنامـه ها، هم چنین، بـه فعالیت‌های عملی و شیوه‌های تولیدی بـه همان اندازه رفتارها و شیوه‌های زندگی مـی‌پردازند. بـه همان اندازه نیز مصرف گرایی، روابط اجتماعی را تغییر مـی‌دهند و دانش و فناوری را درون خدمت نیـاز بشری قرار مـی‌دهند.

 

این جهش بـه جلو، نـه درون کتاب‌های مقدس دینی و نـه درون جزوه های دستی چریک های جنگجو نوشته شده است. جهشی کـه وارث ارزش های خوب دنیـایی هست که نمرده و از رویـارویی با مقاومت‌های تهاجمـی برخاسته است. حتما بی درنگ و بدون این پا و آن پا ، بسوی دنیـای ناشناخته‌ای کـه در حال زایش است، چهار نعل تاخت. این جهش درون همان حال کـه قید و بند ها را پشت سر مـی گذارد، درون حال نو سازی نیز است. به منظور ساختن جامعه‌ای که بازار و تقسیم دارایی‌های همگانی آن از روی قانون های زیستگاهی باشد، حتما هر چه زودتر خود را از یوغ سیستم مسلط  کـه همانا سرمایـه داری هست و سمت و سوی هدفش انباشت سرمایـه و قبله گاهش تولیدگرایی است،بی آنکه خود را از همکاری مدیران و پیمانکاران محروم ساخت، رهانید.

 

زیستگرایـان حتما با پشتیبانی شبکه‌ها و های اجتماعی مربوطه، به منظور تغییراتی تلاش کنند و متعهد شوند کـه در آن‌ها اولویت های پایداری اکوسیستم، مقررات اقتصادی، سیستم های مالی، قراردادهای اجتماعی و ارضی علیـه فرامـین غیر عقلانی تولیدگرایی و روابط تولیدی تحمـیلی سرمایـه داری مورد پذیرش است.  این یک ضرورت مبرم به منظور بقای مردان و زنان این دوران هست تا بـه یـاری توده های خشک نشینان، بی خانمان ها، بی آب ها، بی کاران، بی درآمدها، بی آیندگان دست بـه کار شوند.

 

این نیز یک نوع انتخاب زندگی به منظور آزاد سازی بشریت از آنچه کـه او را بـه سمت پایین و سرخوردگی مـی‌کشد، حق دارا بودن داوری آزاد را از او سلب مـی‌کند و او را همواره بـه شرایط مصرف گرایی و جبریت کارگر بودن، بار دیگر سوق مـی‌دهد، مـی‌باشد. 

 

ابزار: زیستگاه سیـاسی

 

 زیستگرایـان درون یک پیشنـهاد تازه، جایی را به منظور گردهمایی، اندیشیدن و کردار ارائه مـی‌کنند کـه همانا زیستگاه سیـاسی است.

روی سخن این پیشنـهاد با مردان و زنانی هست که همگی نگرانی یکسانی را درون باره وضعیت جهان دارند و در زمـینـه‌های دیگر نیز، همان خشم را نسبت بـه منطق آپارتاید جهانی درون موارد باز پخش منابع دارند. آنان بی هیچ تقدس گرایی، درون جستجوی یک جایگزینی معتبر به منظور ماشین غول پیکر تولیدگرایی، تجارت، کلان مصرف گرایی و سلب مالکیت کـه فشار شدیدی را بر لایـه‌های شکننده جامعه فرود مـی آورند و شیره زمـین را مـی‌کشند، هستند. 

زیستگاه سیـاسی هیچ ادعای برداشت و تفسیر دینی از حقیقت را ندارد. او بـه نگهداری و پر بار سازی دارایی‌ها و سود همگانی پایبند است.  زیستگرایـان به منظور رسیدن بـه آنجا، نـه از آنانی هستند کـه خواب و خیـال فرا رسیدن شامگاه بر پایی جشن پیروزی یک انقلاب موعود را مـی‌بینند و نـه از آنانی هستند کـه تا بامدادان بـه چانـه زنی ها مـی پردازند. آنان مخالف ابر قدرت مطلق گرایی بازار یـا خودکامگی مطلق بوده، خواهان تغییر و تحول هستند و مـی‌گویند کـه در این راستا، پیکار پرهیز ناپذیر همراه ساختن اکثریت عقاید و توازن نیروها را بر گردن مـی گیرند. به منظور انجام این کار، راه دراز اصلاحات رواداری، توافق بر سر نظم و کنترل درون فضای سازش آزادانـه و بطور داوطلبانـه، همگرایی مردم سالارانـه درون باره باورهای مشترک، بردباری به منظور عملی ساختن تصورات خلاق و رؤیـا ها را بر مـی گزینند.

 زیستگاه ـ سیـاسی بر این باور هست که به منظور گذرگاه بین نیـازهای کره زمـین با همـه موجودات زنده‌اش و نیـازهای اجتماعی، حتما به یک شیوه تازه‌ گسترش کـه بتواند انرژی‌ها را آزاد کند و به نوآوری ها و خلاقیت های انسانی به منظور فرحبخش جامعه‌ای کـه با خود و زیستمان خود از درون آشتی درآید، امـیدوار بود.

 

زیستگاه سیـاسی یـهو سر برنیـاورده است، بلکه بـه آرامـی آبدیده شده است. او بخشی از هر آنچه را کـه دارد، از مبارزات پیشینیـان خود بـه ارث است. آرمان‌هایی مانند رهایی بشریت، دادگری، همبستگی از دستآوردهای گوناگون های کارگری، سوسیـالیستی و آزادیخواهی مـی باشند. بنابر این، زیستگرایـان فراموش نمـی‌کنند کـه وام دار تاریخ هستند. زیستگرایـان هم چنین مـی‌دانند کـه هویت زیستگاهی از یک واقعیت انعطاف ناپذیر درون برابر الگو های جهانی کـه از آن او نیستند و اغلب با او درون تضادند، تشکیل مـی‌شود. در این باره، زیستگاه سیـاسی تنـها روی خودش حساب باز مـی کند. استقلال و خودگردانی سیـاسی زیستگاهی، از روی هوی و هوس و خودخواهی نیست، اقتضای طبیعتش این چنین است.

زیستگرایـان مرتدان بریده از فرقه های مسلط افتصادگرایی، علم گرایی و مصرف گرایی مفرط هستند. با تعصبات تولیدگرایی بـه ارث مانده از انقلاب صنعتی و سال‌های شکوفایی اقتصادی سی ساله جهانی(بین سال‌های ۱۹۴۵ و ۱۹۷۵ ـ‌ م) بـه ویژه درون کشورهای درون حال رشد، با اعتقادات مصرف بدون محدودیت و با قشری گری بریده از انسان و طبیعت مخالفند.

آنان ایدئولوژی‌های نئو ـ لیبرال ها یـا سوسیـالیست های سنتی را کـه بر نادیده گرفتن دلایل بحران شیوه توسعه، عملا ویران شده موجود پافشاری مـی کنند، مورد انتقاد قرار مـی دهند. همـه آن چه را که  مانند تهاجم تبلیغاتی یـا بت سازی فناوری، درون تحکیم کورکورانـه  و بی حد و مرز در تحمـیق جمعی نقش دارند، رد مـی‌کنند. اما آنان همزمان با مخالفت، راه های ویژه خود را هم بر اساس یک دیدگاه دیگر، پیشنـهاد مـی‌کنند.

 

زیستگاه سیـاسی قصد آن را ندارد کـه به یک شاخه زاید از یک درخت پیش از این کاشته شده درون بیـاید، ولو اینکه آن درخت، هر چقدر هم قابل احترام باشد. او فقط درخت مختص خود را دارد کـه درختی هست با استقلال، جایگزین و قصد جنگل شدن را دارد.

دوشنبه 18 شـهریور 1392-11:53 ب.ظ



چشم انداز و افق دید: جامعه زیستگاهی

 

در یک دنیـایی کـه در تنگنای کمبود منابع قرار دارد و بسیـار شکننده و آسیب‌پذیر است، حتما راه‌هایی را پیدا کرد کـه در همـه شکل‌های خود و در بین همـه هستگان زنده زمـینی، که تا حد ممکن کمتر پرخاشگر و تهاجمـی باشد، کاری کـه یک بازنگری ریشـه ای درون شیوه‌های تولیدی و  زیستمانی را طلب مـی کند. درون ضمن حتما به جامعه نمونـه ای تبدیل شد کـه در آن هری درون هنگام برخورد با دشواری ها مورد یـاری قرار گیرد.

جامعه زیستگاهی برنامـه پایـه‌ای و اساسی یک سازمان اقتصادی و اجتماعی تازه‌ای را روی مـیز مـی گذارد:

·         در برابر بی بند و باری و ریخت و پاش بی رویـه؛ شناخت و وجدان رعایت اندازه ها، مـیانـه روی و کاهش درون مصرف،

·         در برابر شیوه‌های بازرگانان، مسابقه سودبری و بهره کشی و اسراف گرایی؛ برقراری یک نظم و ترتیب اساسی بر مبنای اکوسیستم پایدار و نیـازهای جامعه،

·         در برابر نیروی محرکه مسلط بر طبیعت؛ تقدس گرایی زندگان و ایجاد تعادل طبیعی تضمـینی «انواع» زیست شناسی،

·         در برابر خودکامگی افزایش تولید و مصرف بی سر و ته؛ کاهش مفرط آن ها،

·         در برابر فشردن گلوی انرژی و مواد اولیـه؛ بازسازی، بازیـافت و بازکاری،

·         در برابر هرج و مرج تولید گرایی و خسیس بازی درون برابر ایجاد شغل و کار؛ باز تبدیلی و بازگشت صنعت و کشاورزی بـه نزدیک‌ترین محل های مصرفی و جلو گیری از جابجایی بی رویـه آن ها،

·         در برابر دیکتاتوری بالابردن تولید ملی مواد خام؛ دیکتاتور زدایی انسانی، برابری شانس زندگی به منظور همـه و رهایی بشریت،

·         در برابر بازار و تجارت آزاد جهانی؛ نزدیکی و همکاری همسایگی و محلی و منطقه ای(در شعاع های کوتاه تر)،

·         در برابر پاشنـه آهنین رقابت؛ تجارت متعادل و همـیاری متقابل،

·         در برابر اصل همـیشگی «هر چه بیشتر کار »؛ کاهش مدت زمان کار و تقسیم آن درون بین کارکنان،

·         در برابر مقدس شمردن ارزش کار؛ دسترسی بـه اموال و اماکن بنیـادی، ارزش‌گذاری بـه وقت آزاد و استقلال فردی،

·         در برابر محدودیت‌های حداقل های امکانات اجتماعی؛ یک درآمد یکسان جهانی بی قید و شرط و مطابق شرایط اشخاص،

·         در برابر فرار بـه جلوی فناوری و انرژی هسته ای؛ خویشتنداری و قناعت درون مصرف انرژی، انرژی‌های بازساز و راه‌های قابل کنترل و غیر تمرکزگرایی،

·         در برابر افزایش و گسترش شـهرسازی ها و کلان شـهرها با جمعیت های درون هم فشرده و ساختمان‌های روی هم چیده شده؛ یک سیـاست نوین شـهریت زنده و پویـا و متناسب با نیـازهای جامعه،

·         در برابر روش‌های یگانـه بازدارنده؛ تلاش‌های پیوسته پیشگیری ها،

·         در برابر انحرافات بدهکاری های کور؛ احتیـاط درون گرفتن اعتبارها،

·         در برابر سلطنت و یکه تازی پول و انباشت سرمایـه؛ بازپخش و تقسیم عادلانـه آن درون جامعه.

 

هم چنین جامعه زیستگاهی اصول یک روش زندگی اجتماعی و طبیعی دیگری را بنا مـی کند:

·         در برابر بی‌اخلاقی و خلاف عرف اجتماعی؛ زیستگرایـان رعایت فرهنگ پویـا را مـی پسندند،

·         در برابر تشدید سودهای بادآورده افراد و هماره خصوصی سازی؛ سود همگانی، دارایی‌های مشترک و خدمات عمومـی،

·         در برابر نبرد و پیکارجویی؛ گفتگو و آشتی پذیری،

·         در برابر خشونت مسلط مردانـه؛ برابری زن و مرد درون همـه زمـینـه ها،

·         در برابر مراقبت های پزشکی و همـیشـه دارو؛ پیشگیری و آموزش بهداشت و بهزیستی،

·         در برابر بیماری‌های واگیر یورش بـه شـهر نشینی؛ پشتیبانی از کیفیت زندگی بهتر،

·         در برابر جنگ و ستیز بین نسل ها؛ همکاری بین نسل ها،

·         در برابر رقابت و حسادت؛ باروری و پرورش شخصیت انسانی،

·         در برابر تملک فردی و جمع شدن ثروت درون دست تعدادی از افراد؛ کاربرد درست آن دارایی‌ها درون برابر گسترش بی نـهایت مصرف گرایی، کوچ ‌ها و امتیـازهای منحصر بـه فرد، آسایش همگانی و یگانـه،

·         در برابر جوش و خروش دانش ستایی و تصورات تکنولوژیک؛ اصول پیش‌بینی ها،

·         در برابر شیره کشی سرزمـین ها و روابط اجتماعی؛ عادی سازی، همزیستی و شکل تازه‌ای از خانواده و زندگی مشترک،

·         در برابر استاندارد سازی ها؛ گوناگونی زندگی. 

 

بالاخره، جامعه زیستگاهی بر روی آموزش و پرورش و کارآموزی درون تمام دوران زندگی افراد تکیـه دارد. جامعه زیستگاهی درون مخالفت با تیلوریسم کـه هر را درون سلول های کار تولیدی خود زندانی مـی‌کند و آن‌ها را افرادی غیر ارادی و غیر مسئول بار مـی آورد و نیز درون برابر سیستم تیلوریسم ـ نوین کـه ادعای استقلال و  فردگرایی را دارد و اختلافات طبقاتی را که تا به حد جنون سوق مـی‌دهد و رقابت بین انسان‌ها را تشدید مـی‌کند، بـه برنامـه‌های گروهی کـه کل افراد جامعه را درون بر مـی‌گیرند و دارای محتوای همبستگی و سود همگانی مـی باشند، مـهر تأیید زده و بر آن ها ارج مـی نـهد.

جامعه زیستگاهی بر خلاف همـه شکل‌های سر نوشت های شوم و حصر های خانگی و بر ضد اعتقاد بـه یک مکتب قانونمند شده همـیشگی کـه افراد را بـه طور قاطع طبقه بندی مـی‌کند، بـه هر فردی امکان دسترسی بـه آموزش، پیشرفت و شرکت درون طرح و برنامـه‌های تازه‌ای را مـی دهد.

 

در پایـان، با برگزیدن روند دیگری از ارزش ها، بدون نادیده گرفتن کل ارزش‌های گذشته و با تصور یک دنیـای دیگری کـه آن نیز بخشی از  همـین دنیـا است، جامعه زیستگاهی کوشش مـی‌کند

تا روح تازه‌ای بر کالبد بی جان تمدن بشریت بدمد. از برتری هستی و زندگی درون برابر سلطه گرایی دارایی و مایملک، از آزادی گفتار درون برابر شرایط ناگوار کارگران و مصرف کنندگان دفاع مـی کند. او با درون نظر گرفتن مایحتاج و نیـازهای عمومـی، تشویق هر آنچه کـه موجب سازندگی و رو بـه اعتلا باشد و جلوگیری از قربانی شدن برنامـه‌های دراز مدت درون زیر پای کارهای فکر نشده و نپخته زمان حال، درون پی بهترین ها است.

 

هم زمان با این برنامـه ها، اه و دورنماهای یک جامعه زیستگاهی بـه نکات مورد علاقه دو جریـان بزرگ کنونی، چپ و راست و افکار عمومـی تحت تأثیر آن‌ها تلنگری زده و آن‌ها را بـه کناری مـی گذارد.

 

در سمت چپ، حوزه همبستگی با تمام زندگان و نسل های آینده، گسترده شده است. در سمت راست، اصول مسئولیت های فردی با تکالیف خصوصیـات شخصی رفتار احترام آمـیز نسبت بـه اموال عمومـی و زیستمان گسترش مـی یـابد.

او چپ و راست را به منظور رهانیدن درک درست گسترش از زنجیره های تولیدگرایی کـه آن را از خصایص طبیعی خود خالی مـی‌کنند و از بلعیدن های اموال بخش بزرگی از جامعه توسط عده کمـی کـه آن را پودر و له و لورده مـی کنند، بـه چالش مـی‌کشد.

برنامـه زیستگاهی بـه ترکیب ساختن نوآوری و سنت گرایی، تندروی و احتیـاط، طبیعت و جامعه و گذر از مقوله‌های ترقی خواهان و محافظه کارانی کـه تا کنون تاریخ را بـه انحصار خود درآورده اند، کمک مـی کند.

در طول چند دهه مبارزه غیر خشونت آمـیز، مبارزان زیستگرای زن و مرد کـه به طور روزانـه و پیگیر درون راه زیستگاه تلاش مـی کنند، درون عمل نشان داده اند کـه مخالف جنگ، انرژی هسته ای، تسلط بر  زمـین ها، ویرانی طبیعت و بی عدالتی ها هستند.

آنان درون کنار نیروهای دیگر، به منظور رهایی، حقوق مدنی و حاکمـیت قانون گام بر مـی‌دارند. بنابر این، آنان بـه اهمـیت و لزوم حضور نیروهای مسالمت آمـیز درون مذاکرات، هم چون وزنـه ای مـهم، بـه خوبی آگاهند. آنان از حریفان خود نـه گول مـی‌خورند و نـه آن‌ها را از نظر دور داشته و نادیده مـی‌گیرند.

برنامـه‌ای درون حال گسیختگی ها

 

برنامـه‌های زیستگاهی دارای کارگاه های بسیـار بزرگی هستند کـه برقراری شرایط یک زندگی با  آسایش و آرامش نسبی زیستمانی، با رعایت بنیـان‌های مربوط بـه تغییر و تحولات اقتصادی و اجتماعی با توجه بـه اصول زیستگاهی از آن جمله اند.

این کار موجب مـی شود که تا دوباره، یک بازنگری ژرف و کاملی از مفاهیم دارایی ها، کار، امور مالی، تولیدات صنعتی و کشاورزی، تجارت، امور خدماتی، مصرف، رفت و آمد شـهری، ترابری، خوراک، مسکن، شـهرسازی، طرح و نقشـه برداری شـهری و روستایی و منطقه ای... انجام گیرد.

دستاورد های این کارها تند و زودرس است: منطق مسلط افزایش کور کورانـه و پیوسته «عرضه» اقتصادی جای خود را بـه یک برنامـه‌ریزی «تقاضا»، منطبق بر محدودیت‌های نیـاز های عملی زیستمانی و اجتماعی مـی سپارد. اصول زیستگاهی بـه طور هم زمان با این کارها، درون مقابله با برتری جویی های نژاد پرستانـه و تبعیض های اجتماعی ـ اقتصادی، ، قومـی و مذهبی، درون برابر بحران های سیـاسی و ساختارهای دولتی و زیر سئوال بردن آزادی های عمومـی، نیروهای مخالف دولتی و فضاهای مـیانجیگری، اه گسترش فضاهای تازه ای به منظور باز یـافتن روابط انسانی و راه مورد پذیرش همگان، پافشاری بر کارهای دولتی درون امور خدمات و منافع عمومـی، بار دیگر قدرت تازه بخشیدن بـه دموکراسی را نیز پیگیری مـی کند.

هم چنین، به منظور پایین کشیدن منحنی آمار بیکاران، کارهای کاذب، شکنندگی ها و نابرابری‌ها، قطع مسابقه «وام دوانی» خصوصی و عمومـی، پایین آوردنری بودجه های دولتی و بودجه های برنامـه‌های اجتماعی با آفرینش شرایط تقسیم کار، منابع مالی و دارایی‌ها تلاش مـی کند.

 

در نـهایت، درون برابر خودخواهی و ناتوانی دولت های ملی، حتما بیش از هر زمان دیگر، یک بعد نیرومندتری را بـه اروپا داد که تا بتواند موقعیت مناسبی به منظور اجرای پروژه های بزرگ تغییر و تحول داشته باشد و به روش های حکومت جهانی بیـاندیشد.

 

یک برنامـه مشترک

 

دیگر زمان پشت درهای بسته دوران پیشقراولان عصر روشنگری پایـان یـافته هست و جای بسی شادمانی است. بنابر این بر زیستگاه سیـاسی هست که همـیشـه بـه گوش باشد و درهای همکاری طرح و برنامـه‌های آینده خود را درون حد وسیع ممکن بـه روی کوشندگان زن و مرد درون زمـینـه‌های حزبی، اجتماعی، نمایندگان سیـاسی مردم، سندیکاهای حقوق بگیران و شغل‌های آزاد، پیمانکاران، مربیـان، معلمان، فعالان نـهادهای مدنی، پژوهشگران و روشنفکران باز کنند.

پژواک عملی زیستگاهی کـه چندی هست به گوش مـی رسد، حتما بیش از پیش مسأله همگان درون جامعه شود. در واقع، دگرگونی زیستگاهی جامعه، با توجه بـه پیچیدگی ها و گستردگیش موثر نخواهد شد، مگر کـه بیشترین تعداد افراد با آن همکاری و مشترکا با هم کارکنند.

تنـها شانس به منظور گذر از بغرنج های موجود ناشی از تضاد بعضی از منافع خاص و فشردگی درون اثر تکه تکه شدن شدید بدنـه جامعه، دارا بودن هدف مشترک و یک سازش جدی درون بین همـه نیروهای زنده و پویـا مـی باشد. همکاری مشترک به منظور برنامـه تغییرات جهشی حتما اساسی و از روی راه کارهای زیستگاهی ـ سیـاسی باشد.

 

یک برنامـه منحصر بـه فرد

 

نوآوری و اعتبار طرح و برنامـه زیستگاهی، تنـها درون روند نوشتن آن بر روی کاغذ نیست. زیستگاه ـ سیـاسی، اساساً، دارای یک برنامـه کاری ویژه، جداگانـه و جایگزین همـه دیدگاه‌های سنتی، درون شرایطی هست که آن‌ دیدگاه ها درون باره سازگاری و همخوانی کوشش های انسانی با محدودیت‌های کره زمـین، از خود چیزی نمـی پرسند و در زیر واقعیت‌های بحران ها با صدای مـهیبی مـی شکنند.

 

این طرح درون یک دفتر اسناد دیگری، جدا از همـه آنچه کـه تابع هر انتخاب سیـاسی با محک های لیبرالیسم یـا دولت گرایی مـی‌باشند و یک کشمکش محکمـه پسندانـه و پر سر و صدا و تهوع آور، بین سرمایـه داری و سوسیـالیسم ایجاد مـی‌کنند و در حالی کـه پرسش های امروزی پاسخ‌های فراتر از مقولات یخ زده تاریخی مـی خواهند، ثبت شده است. تجزیـه و تحلیل ها و پیشنـهادات زیستگاهی، شدیدا دور از غرغرهای سیـاسی کلاسیک قرار دارند و اغلب بر روی وضعیت‌هایی بنا شده اند کـه پس روی ها و نوسانات دوران گذشته درون آن‌ها تاثیری ندارند.


بنابراین، زیستگرایـان به منظور ایجاد مشاغل پایدار، کاهش نابرابری درآمدها بدون توسل نامحتاطانـه و سرسری بـه بدهی های دولتی و تضمـین جایگاهی به منظور همـه شـهروندان درون جامعه، انجام تغییرات جهشی اقتصادی و ارزش‌گذاری دوباره جایگاه کار را بـه انتظار بازگشت تخیلی یک رشد و شکوفایی اقتصادی بی پایـان، ترجیح مـی‌دهند.

برای اطمـینان بخشیدن بـه فراهم ساختن شرایط اولیـه و لازم آسایش یکایک زنان و مردان، آن‌ها شیوه زندگی دسته‌جمعی از راه پشتیبانی و همراهی افراد را بـه تقویت رقابت به منظور مصرف و تولیدگرایی برتر مـی‌ دانند.

 

آن‌ها درون برابر افزایش قیمت انرژی و به طور کلی تر به منظور پاسخگویی بـه نابودی منابع طبیعی، فنآوری های از لحاظ زیستگاهی و اجتماعی قابل حمایت را نسبت بـه مگا / نانو / بیو تکنولوژی با آینده نامشخص ترجیح مـی دهند.

آن‌ها نسبت بـه اصول غالب کنونی کـه مـی‌خواهد بشر خودش را با خواسته‌های فناوری وفق دهد، مخالفت کرده و خواهان مطابقت فناوری ها با نیـاز ها و خدمات انسان‌ها هستند.

 

یک طرح و برنامـه کامل و جامع


در بسیـاری از موارد، هنگامـی کـه زیستگرایـان از امور مالیـات ها، نابرابری ها، بهزیستی، آموزش و پرورش، فرهنگ، امنیت، دادگستری، گوناگونی عقاید انسان‌ها... سخن بـه مـیان مـی آورند، نـهی درون انتظارشان هست و نـهی بـه آنان گوش مـی‌کند. عده‌ای حتی پا را از آن هم فراتر مـی‌گذارند و به زیستگرایـان، علیرغم مبارزاتشان درون زمـینـه‌های انرژی، ترابری، مبارزه بر ضد تغییرات آب و هوایی، کشاورزی، نگهداری از تنوع زیستی و کاهش ذباله ها کـه از روی صمـیم قلب است، هیچ بهایی نمـی دهند.

زمان آن رسیده هست که باور کرد، زیستگاه ـ سیـاسی یک لانـه یـا فقط یک حرف و موضوع درون مـیان دیگر حرف‌ها نیست. بلکه شناسایی دیگری از جهان، یک شیوه دیگری از اندیشیدن و اقدام بـه تبدیل و تغییر است. بطور دقیق تر، این یک پاسخ سیـاسی حساب شده بـه اکوسیستم شکننده زمـین است. این تنـها پاسخی هست که مـی تواند جهانی باشد. هیچ گونـه فعالیت، قاعده و قانون یـا شبکه‌ای وجود ندارد کـه از زیر ذره‌بین و دقت زیستگاهی ـ اجتماعی بـه دور بوده باشد. زیستگرایـان حتما نشان دهند کـه توانایی و قابلیت شرکت اکثریت جامعه را درون طرح های خود، از قبیل موارد اشتغال، مسکن، آموزش و پرورش، بهداشت، آرامش عمومـی، برابری زنان و مردان، فرهنگ... دارند.

این بر زیستگرایـان هست که نسبت بـه یک فرهنگ قدرت امروزی، جای مناسبی بـه طرح خود و محتویـات آن داده و خاستگاه هایشان را درون روند یک مبارزه بـه کرسی نشانند.

 

یک طرح مطلوب و دلخواه

 

طرح و برنامـه زیستگاهی، طبیعتاً اصیل، یگانـه و همگانی است. حتما این طرح خودش را به منظور چیرگی بر دل ها و افکار عمومـی و دستیـابی بـه اکثریت دموکراتیک، جذاب هم نشان دهد.

این برنامـه کاری، آفریدگار پیوندهای اجتماعی و شغل ها (به ویژه تقسیم کار، باز گرداندن فعالیت‌ها درون راستای پایدار، ایجاد شغل های "سبز" و انبوه گستردگی یک اقتصاد اجتماعی و تعاونی)، نگران همبستگی و عدالت، طرفدار یک رابطه آرام با دیگران و با تمامـیت طبیعت، دربرگیرنده یک روش زندگی هم آهنگ شده، مصمم بـه ارائه یک چهره جدید از توسعه است. برای رسیدن بـه این اه، همـه امکانات را درون اختیـار دارد. این بـه زیستگرایـان بستگی دارد که نشان دهند از بعد دشواری های نام برمـی آیند. بر آن هاست که تا با رفتارهایشان نشان دهند کـه نـه ملا لغتی و مکتب خانـه‌ای با روش‌های بـه فلکه بستن افراد هستند و نـه لازم هست که بهی درس بدهند. اندیشیدن بـه زیستگاه بـه عنوان ستون فقرات زندگی، راهی بـه «ترکستان» و یـا راهی به منظور حمل چلیپای مسیح نیست. طرح زیستگرایـان کـه یک گزینش عقلانی، شناخت محدودیت‌ها و نـه نامحدودیت ها است، حتما همچنین بـه جای « همـیشـه بیشتر اما هرگز کافی » به منظور عده‌ای و « خیلی خیلی کم » به منظور عده‌ای دیگر، « عقل سالم، زندگی سالم » یک انتخاب از جان و دل باشد.

 

یک برنامـه مسئولانـه


زیستگرایـان، مانند همـه مردم، مردان و زنان عادی هستند
. اما از این پس، رویدادهای جهان مسئولیت بزرگی را بر دوش آنان گذاشته است. بنابر این، بر آنان واجب هست تا یک طرح و برنامـه مسئولانـه را با دقت لازم درون کردارها، با ارائه ارقام حقیقی و با یک ریشـه‌ واقعی بیـان کنند. حتما به جای بازی با کلمات و رضایت بـه حرف های جادویی و تکراری « همـینـه کـه هست »، بـه جنگ نابرابری‌های موجود درون روی زمـین و پیچیدگی های باورها رفت.

روش‌های کاری به منظور تدوین و ارائه پیشنـهادهای معتبر، واقع‌گرایـانـه و عملی، درون برابر رگبار پرسش های متعصبانـه، بررسی پیش‌فرض ها، شناخت دقیق مسائل، تصمـیمات جدی درون مراحل کلیدی تغییر و تحولات، نباید بـه هیچ وجه به منظور یـافتن راه‌های آسان، مـیان بر و کوتاه شک کند.

هر بار دو نگرانی وجود دارد: نگرانی پذیرش اجتماعی و نگرانی مطابقت آن‌ها با طرح و برنامـه کلی، بدون تسلیم گرایی درون برابر کلک‌های ارقام افزایش آماری سبز یـا گسترش پایدار.

زیستگاه سیـاسی، درون همـه زمـینـه ها بـه ویژه درون باره مالیـات ها، امور مالی و بودجه برنده خواهد شد و نظراتش معتبر از آب درخواهد آمد.
باید بـه تصویر نادرست خرج تراشی های زیستگرایـان پایـان داد. همبستگی و برابری کامل به منظور همـه مردان و زنان، یک موضوع گزینشی و از گام های نخستین و نـه یک رشد پیوسته ابزاری است.

 

زمان تنگ است. بین پیشرفت قابل پشتیبانی و کاهش رشد آگاهانـه و برنامـه‌ریزی شده، جهان بینی و تنوع گرایی، ابتکارات و منظم کاری، آزادی و مسئولیت پذیری، حتما پیشرفت و ترقی را دوباره ارزش‌گذاری و تعریف نموده و به آن معنا و مفهوم انسانی، زنده و پویـا داد. از هم‌اکنون نمایندگان و انجمن‌های زیستگاهی درون یک طرح و برنامـه سیـاسی، بنیـان مسئولیت های خود را ذکر مـی کنند.

دوشنبه 18 شـهریور 1392-11:51 ب.ظ



 

یک طرح و برنامـه کامل و جامع


در بسیـاری از موارد، هنگامـی کـه زیستگرایـان از امور مالیـات ها، نابرابری ها، بهزیستی، آموزش و پرورش، فرهنگ، امنیت، دادگستری، گوناگونی عقاید انسان‌ها... سخن بـه مـیان مـی آورند، نـهی درون انتظارشان هست و نـهی بـه آنان گوش مـی‌کند. عده‌ای حتی پا را از آن هم فراتر مـی‌گذارند و به زیستگرایـان، علیرغم مبارزاتشان درون زمـینـه‌های انرژی، ترابری، مبارزه بر ضد تغییرات آب و هوایی، کشاورزی، نگهداری از تنوع زیستی و کاهش ذباله ها کـه از روی صمـیم قلب است، هیچ بهایی نمـی دهند.

زمان آن رسیده هست که باور کرد، زیستگاه ـ سیـاسی یک لانـه یـا فقط یک حرف و موضوع درون مـیان دیگر حرف‌ها نیست. بلکه شناسایی دیگری از جهان، یک شیوه دیگری از اندیشیدن و اقدام بـه تبدیل و تغییر است. بطور دقیق تر، این یک پاسخ سیـاسی حساب شده بـه اکوسیستم شکننده زمـین است. این تنـها پاسخی هست که مـی تواند جهانی باشد. هیچ گونـه فعالیت، قاعده و قانون یـا شبکه‌ای وجود ندارد کـه از زیر ذره‌بین و دقت زیستگاهی ـ اجتماعی بـه دور بوده باشد. زیستگرایـان حتما نشان دهند کـه توانایی و قابلیت شرکت اکثریت جامعه را درون طرح های خود، از قبیل موارد اشتغال، مسکن، آموزش و پرورش، بهداشت، آرامش عمومـی، برابری زنان و مردان، فرهنگ... دارند.

این بر زیستگرایـان هست که نسبت بـه یک فرهنگ قدرت امروزی، جای مناسبی بـه طرح خود و محتویـات آن داده و خاستگاه هایشان را درون روند یک مبارزه بـه کرسی نشانند.

 

یک طرح مطلوب و دلخواه

 

طرح و برنامـه زیستگاهی، طبیعتاً اصیل، یگانـه و همگانی است. حتما این طرح خودش را به منظور چیرگی بر دل ها و افکار عمومـی و دستیـابی بـه اکثریت دموکراتیک، جذاب هم نشان دهد.

این برنامـه کاری، آفریدگار پیوندهای اجتماعی و شغل ها (به ویژه تقسیم کار، باز گرداندن فعالیت‌ها درون راستای پایدار، ایجاد شغل های "سبز" و انبوه گستردگی یک اقتصاد اجتماعی و تعاونی)، نگران همبستگی و عدالت، طرفدار یک رابطه آرام با دیگران و با تمامـیت طبیعت، دربرگیرنده یک روش زندگی هم آهنگ شده، مصمم بـه ارائه یک چهره جدید از توسعه است. برای رسیدن بـه این اه، همـه امکانات را درون اختیـار دارد. این بـه زیستگرایـان بستگی دارد که نشان دهند از بعد دشواری های نام برمـی آیند. بر آن هاست که تا با رفتارهایشان نشان دهند کـه نـه ملا لغتی و مکتب خانـه‌ای با روش‌های بـه فلکه بستن افراد هستند و نـه لازم هست که بهی درس بدهند. اندیشیدن بـه زیستگاه بـه عنوان ستون فقرات زندگی، راهی بـه «ترکستان» و یـا راهی به منظور حمل چلیپای مسیح نیست. طرح زیستگرایـان کـه یک گزینش عقلانی، شناخت محدودیت‌ها و نـه نامحدودیت ها است، حتما همچنین بـه جای « همـیشـه بیشتر اما هرگز کافی » به منظور عده‌ای و « خیلی خیلی کم » به منظور عده‌ای دیگر، « عقل سالم، زندگی سالم » یک انتخاب از جان و دل باشد.

 

یک برنامـه مسئولانـه


زیستگرایـان، مانند همـه مردم، مردان و زنان عادی هستند
. اما از این پس، رویدادهای جهان مسئولیت بزرگی را بر دوش آنان گذاشته است. بنابر این، بر آنان واجب هست تا یک طرح و برنامـه مسئولانـه را با دقت لازم درون کردارها، با ارائه ارقام حقیقی و با یک ریشـه‌ واقعی بیـان کنند. حتما به جای بازی با کلمات و رضایت بـه حرف های جادویی و تکراری « همـینـه کـه هست »، بـه جنگ نابرابری‌های موجود درون روی زمـین و پیچیدگی های باورها رفت.

روش‌های کاری به منظور تدوین و ارائه پیشنـهادهای معتبر، واقع‌گرایـانـه و عملی، درون برابر رگبار پرسش های متعصبانـه، بررسی پیش‌فرض ها، شناخت دقیق مسائل، تصمـیمات جدی درون مراحل کلیدی تغییر و تحولات، نباید بـه هیچ وجه به منظور یـافتن راه‌های آسان، مـیان بر و کوتاه شک کند.

هر بار دو نگرانی وجود دارد: نگرانی پذیرش اجتماعی و نگرانی مطابقت آن‌ها با طرح و برنامـه کلی، بدون تسلیم گرایی درون برابر کلک‌های ارقام افزایش آماری سبز یـا گسترش پایدار.

زیستگاه سیـاسی، درون همـه زمـینـه ها بـه ویژه درون باره مالیـات ها، امور مالی و بودجه برنده خواهد شد و نظراتش معتبر از آب درخواهد آمد.
باید بـه تصویر نادرست خرج تراشی های زیستگرایـان پایـان داد. همبستگی و برابری کامل به منظور همـه مردان و زنان، یک موضوع گزینشی و از گام های نخستین و نـه یک رشد پیوسته ابزاری است.                                     

دوشنبه 18 شـهریور 1392-11:36 ب.ظ


مقاله ارسال شده از طرف جواد مفرد از سوئد

حمدالله مستوفی درون نزهت القلوب درون صفحه 81 و 82 درون باب شـهر خلخال مـی آورد: "خلخال شـهر وسط بوده هست و اکنون (در عهد مغول) دیـه است. کمابیش صد موضع بـه چهار ناحیـه و خامده بیل (خوانیده مـیل؛ اندبیل حالیـه)، سجسرود (سنجسر-رود، سنجبد، گیوی)، انجیلاباد (زرنجلاباد، زرج آباد حالیـه) از توابع اوست و مـیسیجین (هیشجین). درون سابق شـهر فیروز آباد نام کـه بر سر گریوهً بردلیز بوده و حاکم نشین آن دیـار بوده هست و حکامش را آغاجریـان مـی گفته اند. بعد از خرابی فیروز آباد، خلخال حاکم نشین شد. اکنون آن نیز خراب است." مستوفی درون ذکر مسافت طرق باز از این ناحیـه یـاد مـیکند (ص.180): " بـه راه اردبیل بـه دیـه توت سواری هفت فرسنگ. از او که تا شـهر کاغذکنان هفت فرسنگ. از او که تا دیـه سنجیده و خلخال شش فرسنگ. گریوهً برولژ (بردلیز، بروله) کـه بر آب سفید رود هست و بر این راه است."   

در این منطقه روستایی بـه نام فیروز آباد بر سر تقاطع دو راه و دو رودخانـهً آرپاچای (علی القاعده همان هرو رود) و سنگورچای قرار دارد. نام شـهرک درون واقع بی- روذ-آو بوده هست یعنی محل تقاطع دو رودخانـه کـه به صورت فیروز آباد  و بی روذه (علی القاعده بیروله، بروله) تلفظ شده است.                                                                         

در مورد شـهر گیوی (کیوی) گفته شده هست که "یکی از ویژگی های بارز شـهر کیوی کـه پلکانی بودن آن است، و آن بـه این دلیل مـی باشد کـه این شـهر درون یک دره با شیب زیـاد واقع شده است." (از وبلاگ معرفی شـهرهای آذربایجان) بر این پایـه نام شـهر کیوی بـه معنی شـهر واقع درون خمـیدگی و سراشیبی و گریوه (از ریشـه اوستایی "کوئی- وی" (دارای خمـیدگی) یـا نتیجه تلخیص کلمـه فارسی گریوه ایـه (شـهر واقع درون دامنـه)  است. بـه نظر مـیرسد نامـهای سنجسر- رود و سنجبد (سنگ- پت= سنگ سرور) از آن جایی عاید شده کـه در کنار خود این شـهر درون بالای کوه، سنگ معبد دیرینی هست که سنج-رئو-پیر یعنی سنگ پیر با شکوه و جلال گفته مـیشود و حال دیگر تفریحگاه مردم خصوصاً درون ایـام سیزده بدر مـی باشد.                                                                                                                                     

 در وبلاگ آنایوردوم خلخال مطلب جالبی درون باره خلخال باستانی بین ارمنستان و اران ذکر شده هست که کمک شایـانی به منظور تعیین معنی لفظی خلخال مـی نماید: "برخی از نویسندگان نام خلخال را با نام شـهر قدیم خلخال واقع درون ناحیـه اوتی درون ماورای قفقاز كه درون منابع ارمنی مـیان قرن دوم و پنجم مـیلادی بـه عنوان اقامتگاه زمستانی شاهان ارمنستان و سپس آلبانی ( آران ) آمده هست مرتبط مـی دانند، ناحیـه اوتی بر ساحل راست رود كورا درون حدود گنجه و شمكور كنونی واقع بوده است." از اینجا مـی توان نتیجه گرفت کـه نام شـهرخلخال درون اساس کهن ایرانی خود خارخار (خارهار) بوده هست یعنی دژ نگهبانی سترگ.                                                                                                                      

مـی دانیم درون عهد باستان شـهری دیگری بـه نام خارخار درون محل شـهر دیوان دره کنونی قرار داشته هست و آشوریـان از آن بـه عنوان پایگاهی به منظور غارت نواحی ماد تصرف و مستحکم نموده بوده اند. نام دیوان دره را اگر مرکب از دیو-ان (حالت جمع مظهر سترگی) و دار-ه (منسوب بـه دار=خانـه) بگیریم بـه مترادف همان نام خارخار باستانی آنجا مـیرسیم. درون تاریخ ماد تصویری از این دژ کـه در کتیبه های آشوری نقر شده، و در ویرانـه های دور- شاروکون باستانی محفوظ مانده، درون صفحه 178به تصویر کشیده شده است. درون وبلاگ همـه امپراتوریـها تصویر کاملتری از همان تصویر دژ با صحنـه تصرف آن آورده شده هست که آن هم درون کنار رودخانـه ای نشان داده شده است. این وبلاگ نویسان خاخار را با خلخال یکی دانسته اند درون حالی کـه این خارخار مصور کتیبه  آشوری همان دیوانـه دره حالیـه است، نـه خلخال کنونی کـه همانند خلخال اران صرفاً همنام وی بوده است.                                                                                           

تصویر شـهر باستانی خارخار (دیواندره کردستان) کـه نزد برخی از محققین بـه سهو با خلخال استان اردبیل مطابقت داده شده است.    

  رامـین قنبرپور

دوشنبه 18 شـهریور 1392-11:18 ب.ظ


مسجد صفی تاریخی ترین مسجد رشت، درون محله ای بـه همـین نام واقع شده و به نام های مسجد سفید و شـهیدیـه معروف است.

تاریخ بنای اولیـه این مسجد بـه تحقیق روشن نیست. بر اساس روایتی شیخ صفی الدین اردبیلی بـه دلیل دوستی با شیخ زاهد گیلانی درون سفری بـه گیلان درون محله فعلی چاهی حفر مـی کند و عبادتگاهی مـی سازد کـه بعدها بـه مسجد تبدیل شده است.

برخی از مورخان این مسجد را قبر محمدباقر مـیرزا ملقب بـه صفی مـیرزا پسر بزرگ شاه عباس اول مـی دانند کـه با بدخواهی اطرافیـان پدر بـه دستور وی کشته شد و در این محل دفن شده است.برخی معتقدند علت نامگذاری این مسجد بـه شـهیدیـه قتل ناحق صفی الدین مـیرزا است.

  مسجد صفی طبق عبارتی کـه روی یک کاشی درون داخل محراب دیده مـی شود درون سال 1334 هجری قمری (1295 ه.ش) بـه دست حاجی یوسف کاشی ساز تجدید بنا شد.


تصویری قدیمـی از مسجد صفی رشت


 در ضلع شمالی مسجد صفی رشت دو درب ورودی متوالی قرار دارد کـه اولین ورودی بـه صورت هلالی و از پروفیل و چوب درون چند سال اخیر ساخته شده است.

سر درون ورودی دوم و اصلی مسجد از دو قوس تشکیل شده کـه به قوس اول آیـه اول سوره اسری و در قوس دوم حدیث " و لایـه علی بن ابی طالب حصنی ...." کاشی کاری شده است.

  درون قسمت جنوبی مسجد محراب و سه فلیپا بـه ارتفاع تقریبی 4 متر و به قطر یک متر وجود دارد.


سر درون ورودی مسجد صفی-عکس:آفتاب


دو فلیپا از کف بـه ارتفاع یک متر با کاشی های لاجوردی کاشی کاری شده و فلیپا سوم بـه شکل زیبایی با سرستونی از گل و بوته گچ بری شده است. فاصله فلیپاها از همدیگر 3 متر است.
 
در محراب مسجد گچ بری های زیبایی بـه صورت آیـات قرآن همراه با گل و بوته کار شده و در کاشی کاری های محراب تاریخ تجدید بنای مسجد بـه تاریخ1344 هجری قمری (1305 ه.ش) دیده مـی شود و گچ بری های مسجد و فلیپاها نیز بـه همـین تاریخ است.

  گلدسته مدور و آجری مسجد کـه در ضلع جنوبی آن قرار دارد مشخص ترین جلوه بیرونی مسجد صفی است. قطر گلدسته 2 متر و سقف گلدسته چوبی با پوشش سفالین است. گلدسته یک راه پله به منظور بالارفتن و چند روزنـه به منظور ورود نور دارد.


مسجد صفی درون حال حاضر


  از دیگر بخش های دیدنی مسجد صفی چاه صاحب الزمان (عج) بـه فاصله 3 متری از جنوب غربی گلدسته هست که از قدیم مورد احترام مردم منطقه و محل عرضه نذورات بوده است.

  چاه صاحب الزمان (عج) احتمالاً همان چاهی هست که بـه دست شیخ صفی الدین اردبیلی حفر شده است.

  مسجد صفی رشت بـه شماره 197 درون فهرست آثار ملی ایران بـه ثبت رسیده است.

دوشنبه 18 شـهریور 1392-11:13 ب.ظ


دوشنبه 18 شـهریور 1392-11:08 ب.ظ


مورخان معتقدند کـه دیلمـیان بعد از فتح ایران بـه دست اعراب مسلمان و انقراض ساسانیـان، تصمـیم داشتند بـه نحوی استقلال ایران را بـه دست آورند. آنان درون این راه سرسختی نشان مـی‌دادند و چون آل علی(ع) بعد از روی کار آمدن خلفای اموی و عباسی همواره درون حال مبارزه با خلفا و مورد ظلم و تعدّی آنـها بودند، دیلمـیان از راه پناه بـه آنان مـی‌خواستند بـه هر طریق ممکن، خلفا را براندازند و مظلومان علوی را یـاری دهند....

علویـان از اوایل خلافت عباسیـان کـه سخت درون رنج و شکنجه بودند، بـه نقاط امن ایران بـه ویژه بـه مناطق کوهستانی دیلمان و گیلان پناهنده مـی‌شدند.این روند درون زمان متوکل عباسی یعنی درون قرن سوم هجری شدّت پیدا کرد و عده بسیـاری از سادات، خود را بـه نقاط امن دیلمان رسانیدند.

مورخان معتقدند کـه دیلمـیان بعد از فتح ایران بـه دست اعراب مسلمان و انقراض ساسانیـان، تصمـیم داشتند بـه نحوی استقلال ایران را بـه دست آورند. آنان درون این راه سرسختی نشان مـی‌دادند و چون آل علی(ع) بعد از روی کار آمدن خلفای اموی و عباسی همواره درون حال مبارزه با خلفا و مورد ظلم و تعدّی آنـها بودند، دیلمـیان از راه پناه بـه آنان مـی‌خواستند بـه هر طریق ممکن، خلفا را براندازند و مظلومان علوی را یـاری دهند.

از طرف دیگر، دیلمـیان بـه دلیل موقعیت طبیعی قلمرو خود کـه دارای راه‌های صعب العبور و کوه‌های بلند و جنگل‌های انبوه بود و نیز با پایداری و استقامت و دلاوری مردان سلحشور خویش توانستند که تا 250 سال بعد از حمله اعراب درون برابر لشکریـان مقتدر خلفای بغداد مقاومت و از ورود آنان بـه سرزمـین خویش جلوگیری کنند. درون این زمان سرزمـین سرسبز گیلان و دیلمان، مأمن و پناهگاه علویـان ستمدیده‌ای گردید کـه به سبب جور و ستم خلفای بغداد و کارگزاران آنـها، مأوا و مسکن خود را رها ساخته و فرار کرده بودند. مـهاجرت سادات علوی بـه نقاط امن دیلمان و طبرستان علت‌های مختلفی داشت؛ از جمله درون این مناطق بـه جهت موقعیت جغرافیـایی خاص خود، وقوع جنگ ، لشکرکشی و تصرف درون آن از سوی خلفای جور امکان‌پذیر نبود و از طرفی هم مردم درون انتخاب دین و مذهب درون مناطق حکومت حاکمان محلی که تا حدودی آزادی داشتند. از سویی دیگر، مردم دیلمان خصوصاً سرداران دیلمـی کـه عباسیـان را دشمن مـی‌داشتند، با پناه سادات علوی، آنان را تحت حمایت خویش قرار مـی‌دادند و وسایل زندگی و معیشت آنان را فراهم مـی‌ساختند. پناهندگان و سادات جلیل‌القدر نیز بر اثر معاشرت با مردم دیلمان، آنـها را تحت تأثیر قرار دادند و با تعالیم دین مبین اسلام آشنا ساختند.

وجود زیـارتگاه‌های متعدد درون گیلان نشان مـی‌دهد کـه این سرزمـین همواره مورد توجه امامزادگان و سادات علوی بوده هست و مردم نوع‌دوست گیلان نیز آنـها را حمایت و پشتیبانی مـی‌د . امروز نیز آرامگاه آنان مورد احترام و زیـارتگاه مردم این سامان است.

در گیلان بقاع متبرکه و مزار‌های پاک بسیـاری وجود دارد؛ بـه طوری کـه به نسبت مساحت آن، هیچ استانی با گیلان برابر نیست؛[1] حتی کثرت بقاع متبرکه درون این استان بـه گونـه‌ای هست که بعد از گذشت ربع قرن از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامـی، هنوز تعداد دقیق آنان از سوی نـهاد‌های مرتبط مشخص نشده هست و آمار و ارقامـی مکتوب درون اختیـار پژوهشگران نیست. درون این مقاله اسامـی تعدادی از فرزندان و اعقاب حضرت موسی بن جعفر(ع) کـه در استان گیلان مدفون‌‌اند، بـه اختصار معرفی مـی‌شوند. ذکر چند نکته درون ابتدای مقاله لازم است:

1. نام امامزادگان کـه ذکر خواهد شد، طبق شجره نامـه‌های موجود درون بقاع و همچنین ثبت شده درون منابع موثق محلی است.

2. اکثر یـا همـه بقاع متبرکه گیلان، بر اثر مرور زمان خصوصاً بر اثر رطوبت شدید، بـه تجدید بنا نیـاز داشته‌اند و از این رو، ساختمان‌های جدید و مستحکم جای بناهای قدیمـی را گرفته هست و تعمـیرات اساسی متأسفانـه بسیـاری از خط‌ها، نقاشی‌ها ، کتیبه‌ها را کـه حاوی اطلاعات ارزشمندی بوده است، از بین و بر اثر سهل انگاری و غفلت تاکنون بخش اعظمـی از آثار مکتوب از بین رفته است. شایسته هست سازمان‌های مسئول، با همکاری علمای محترم بلاد، درون جهت حفظ آثار ارزشمند موجود درون بقاع، جدّیت بیشتر کنند که تا آثار باقی مانده درون برخی از بقاع متبرکه، از گزند حوادث بشری محفوظ بماند.

به یـاد دارم کـه در زادگاهم شـهرستان لنگرود، درون روستای ملاط، درون بقعة دوازده امامزادگان کـه همگی از سادات بزرگ بـه شمار مـی‌روند، اشعار و نقاشی‌های ارزشمندی بر دیوارهای داخلی و خارجی بقعه وجود داشت کـه هر بیننده‌ای را درون بدو ورود شگفت زده مـی‌کرد کـه متأسفانـه علی‌رغم ثبت درون سازمان مـیراث فرهنگی، بر اثر تجدید بنای ساختمان بقعه، همـه آن آثار ارزشمند از بین رفته و عجیب آنکه مسئولان مربوط هیچ گونـه مسئولیتی را نپذیرفتند و یکدیگر را درون تخریب آن مسئول مـی‌شمارند و نظیر این مورد بسیـار است.

3. درون جوار بقاع متبرکة یـاد شده، بقاع متبرکة دیگری وجود دارند کـه منسوب بـه ائمة دیگری هستند. کـه از ذکر اسامـی این بقاع درون این مقاله خودداری شد.

4. درون جوار بقاع متبرکة گیلان و در حیـاط اغلب امامزادگان، درختان تنومند، بزرگ و سر بـه فلک کشیده‌ای وجود دارد کـه همگی آنان بی استثنا قدمت زیـادی دارند و دیدن آن درس استواری و استقامت را بـه انسان مـی‌آموزد.

5. مـهم‌ترین امامزاده گیلان، حضرت سید جلال الدین اشرف فرزند امام هفتم هست که با شرح حال تفصیلی درون مقاله جداگانـه‌ای، تقدیم خوانندگان گرامـی گردید.

سبزپوشان ماندگار
اسامـی فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) کـه در استان گیلان مدفون‌اند، از این قرار است:

1. آقا سید ابراهیم، روستای ذاکله بر، هشت کیلومتری جنوب لاهیجان. مطابق شجرنامـه موجود، وی از نوادگان امام موسی کاظم(ع) است.

2. آقا سید ابراهیم، بابوجان درّه، نود کیلومتری جنوب رودسر. بنای بقعة قدیمـی از سنگ و گل ساخته شده هست و ابیـاتی چند از هفت بند محتشم کاشانی با خط استاد رضا لاهیجانی درون تاریخ 1335 قمری درون زیر سقف بقعه آمده است.

3. آقا سید ابراهیم، درون حدود یک فرسنگی شمال شرقی کلیشم از توابع رودبار، واقع درون قلة کوه تورار . این امامزاده بـه اعتقاد اهالی، فرزند بلافصل امام هفتم و در مـیان مردم از احترام فوق العاده‌ای برخوردار است. این بقعه درون مـیان مردم بـه «امامزاده تورار» نیز معروف است. درون ورودی منبت‌کاری شدة بقعه، حدود بیست سال پیش بـه سرقت رفت.

4 و 5 . آقا سید ابراهیم و آقا سید عبدالله، از نوادگان حضرت، واقع درماء، چهار کیلومتری صومعه سرا.

6. آقا سید ابوجعفر، معروف بـه شـهید مزار، واقع درون بندرکیـاشـهر، مـیان گورستان عمومـی. بـه اعتقاد اهالی وی از فرزندان امام موسی کاظم(ع) است. این سید جلیل القدر، درون مـیان مردم بـه امامزاده آقا سید مزار شـهرت دارد.

7و8. آقا سید اسماعیل و آقا سید ابراهیم (امامزاده دو برادران)، واقع درون سیـاهکل محله، دو کیلومتری شمال شرقی سیـاهکل. بـه اعتقاد اهالی منطقه، این برادران از پسران امام کاظم(ع) هستند. بنای آن قدیمـی ، سرپوشیده از سفال و دارای یک ضریح بزرگ چوبی و مشبّک هست که درون حاشیـه درون ورودی ضریح اشعاری بـه خط خوش نوشته شده و تاریخ کتبیـه آن 1137 قمری است. کنار بقعه دو برادران دو بقعة دیگر وجود دارد کـه به اعتقاد اهالی، درون این دو بقعه، ان آن دو امامزاده دفن شده‌اند.

9. آقا سید جعفر آقا، درون شـهر صومعه سرا. بـه اعتقاد اهالی از فرزندان امام کاظم(ع) هست و درون مـیان اهالی آن سامان مقبولیت تام دارد.

10. آقا سید حسن، واقع درون شـهر خمام، سیزده کیلومتری شمال غربی رشت.

11. آقا سید حسن، واقع درون شـهرستان آستانـه اشرفیـه. طبق شجره‌نامـه موجود ، وی از فرزندان امام کاظم(ع) است.

12 . آقا سید حسین، واقع درون لنگرود.

13. آقا سید ابراهیم، واقع درون لنگرود. طبق شجره‌نامـه موجود، این دو از فرزندان آن حضرت هستند.

14. آقا سید حسین کیـا، واقع درون کیسم، هفت کیلومتری غرب آستانـه اشرفیـه. وی از نوادگان امام کاظم(ع) و یکی از سادات جلیل القدری هست که درون شرق گیلان حکمرانی داشته است.

15و 16. آقا سید عباس و آقا سید اسماعیل، واقع درون محلة ساغری سازان رشت، دارای نقوش تذهیبی بسیـار زیبا درون دیوار بقعه. تاریخ کتیبه درون آن 1243 قمری را نشان مـی‌دهد.

17 . آقا سید عبدالله، واقع درون «کلرم» ، شش کیلومتری جنوب غربی فومن. حرم دارای حاشیـه از آیـات قرآن و اشعار اخلاقی حک شده. قدیمـی ترین تاریخ این کتیبه‌ها 1292 قمری است.

18. آقا سید قاسم، درون «چولاب»، هشت کیلومتری شرق کوچصفهان رشت کـه بر سراسر دیوار خارجی آن اشعار مذهبی نوشته و ذیل یکی از این اشعار، تاریخ 1282 قمری حک شده است.

19 . آقا سید محمّد، روستای «داخل» نـه کیلومتری آستانـه اشرفیـه.

20 . آقا سید محمّد، واقع درون سیـارستاق اشکور، یـازده کیلومتری جنوب رودسر.

21 . آقا سید محمّد، واقع درون شـهرستان آستانـه اشرفیـه کـه بازار بین الحرمـین آستانـه اشرفیـه، مـیان این امامزاده و حرم آقا سید جلال الدین اشرف قرار گرفته است. امامزاده آقا سید محمّد درون مـیان مردم بـه آخوند مزار شـهرت دارد و مردم معتقدند وی عموی سید جلال الدین اشرف است.

22. آقا سید محمّدرضا، واقع درون بخش لشت نشاء، 32 کیلومتری شرق رشت.

23. آقا سید محمّد یمنی، واقع درون روستای لیچاه، سه کیلومتری بخش لشت نشاء .

24. آقا سیّد محمّد یمنی، واقع درون لاهیجان. وی جدّ مادری عالم جلیل القدر قطب الدین محمد اشکوری معروف بـه شریف لاهیجی صاحب اثر «محبوب القلوب» است. وقف‌نامـه‌ای بـه خط او درون تاریخ 1049 قمری درون حرم او موجود است.

25و26. آقا سید معین و آقا سید مبین، واقع در«تیمـیجان/ تمـیجان»، پنج کیلومتری جنوب غربی رودسر. دیوارهای داخلی بقعه، دارای نقاشی‌های مذهبی بـه تاریخ 1120 قمری است.

27 و 28 . آقا سید مـهر علی و سیدرضا علی، واقع در«شالما»، پنج کیلومتری جنوب ماسال. رابینو درون کتابش این بقعه را یـاد کرده و نوشته:«این بقعه درون محیط جنگلی و کم جمعیت منطقه به منظور اهالی تنـها ملجأ آلام و حکیم بیماری‌هاست».

29و30 . آقا سید نبی الله و آقا سید حبیب الله، معروف بـه شـهیدان، واقع درمحله قاسم آباد رشت.

31 . آقا مـیر شـهید، واقع درون خیـابان امـیر شـهید رشت. کتیبة حاشیة ضریح تاریخ 1133 قمری نوشته شده است.

32. امامزاده ابراهیم، واقع درون روستای طالقان، 22 کیلومتری جنوب شفت. مـهم‌ترین امامزاده درون غرب گیلان و سومـین امامزاده معروف بعد از سید جلال الدین اشرف و امامزاده هاشم درون گیلان بـه شمار مـی‌رود. بسیـاری از مردم گیلان عقیده دارند کـه وی فرزند بلافصل امام کاظم(ع) است. بسیـاری از علما و مجتهدین گیلانی مقیّد بودند کـه هر ساله چندین نوبت بـه زیـارت آن بزرگوار بروند و حداقل شبی را درون حرمش بیتوته کنند.

33. امامزاده ابراهیم، واقع در«کیـاباد»، هیجده کیلومتری شمال شرقی رودبار.

34 و 35 . امامزادگان ابراهیم و قاسم، واقع درون کانرود، درون نـه کیلومتری جنوب آستارا. بـه اعتقاد اهالی، این دو برادر خردسال از فرزندان امام کاظم(ع) هستند. این بقعه از مداخل و نذورات بسیـار برخوردار است.

36. امامزاده ابوالحسن، واقع درون «گرده‌کول»، هشتاد کیلومتری جنوب رودسر. تاریخ بنای آن را، سال 1048 قمری مـی‌دانند.

37 و 38 و 39. امامزادگان ابوالحسن، ابوالمحسن و ابوالفضل، واقع درون «فیلده»، چهار کیلومتری شرق رودبار. تاریخ قدیمـی‌ترین مکتوب نقش بستة آن، سال 986 قمری است.

40 و 41 . امامزاده اسحاق و ش خیر النساء، واقع درون سیـاهکوه، 25 کیلومتری جنوب شفت. مطابق شجرة داخل بقعه و روایت اهالی، این دو، برادر و امام رضا(ع) هستند.

42 و 43. امامزادگان حمزه و یوسف، واقع درون «شیرکده» ، سی کیلومتری شرق رودبار.

44 و 45. امامزادگان زین علی و عین علی، واقع در«اشلکیت» ، 22 کیلومتری جنوب فومن.

46. امامزاده شفیع، درون روستایی بـه همـین نام، چهار کیلومتری غرب شاندرمن و ماسال کـه تاریخ کتیبه روی درون بقعه، 1073 قمری را نشان مـی‌دهد.

47. سید صالح، درون غازیـان بندرانزلی.

48. سیّد طاهر، واقع درون «شمام»، بیست کیلومتری شمال رودبار.

49 و50 . سید طاهر و سید طیّب، واقع درون پاکده، سی کیلومتری لوشان رودبار.

51. امامزاده عسکربن حسین بن موسی الکاظم(ع)، واقع درون «جیر بن ده»، 36 کیلومتری لوشان، تاریخ 1017 قمری بر بالای صندوق بـه دست آستاد ملایوسف نقاش لاهیجانی حک شده است.

52و 53. امـیر احمد و امـیر حیدر، واقع درون «امـیربنده»، پانزده کیلومتری جنوب شرقی رودسر. این بقعه از قدمت بسیـاری برخوردار است.

54. بی بی حوریـه، واقع در«شالور»، درون کنار جاده رشت ـ انزلی کـه گفته مـی‌شود وی امام رضا(ع) است. بنای آن جدید و مجلل است. دیوارها از سنگ مرمر و سقف بقعه، طاق هشت ضلعی با کاشی‌های منقوش و بام آن گنبد مدور کاشی‌کاری شده است. دارای ضریح بزرگ فلزی مشبک و مطلّا و شیشـه بند مرقد روی کرسی از سنگ مرمر عالی .

55. بقعه امام، واقع درون محله « امام» درون رشت. درون این بقعه وجود سراپانور حضرت فاطمة الاخری خفته است. ایشان آخرین نفر از فواطم اربعه است. توضیح اینکه چهار امامزاده بـه نام فاطمـه وجود دارند:

اول فاطمة الکبری یـا حضرت معصومـه(س) کـه در قم دفن است. دوم: فاطمـه الوسطی درون اصفهان. سوم: فاطمة الصغری درون باکو. چهارم: فاطمة الاخری درون رشت. علامـه مجلسی مـی‌فرماید: «مزار فاطمة اخری ملقّب بـه «فاطمـه طاهره» درون محلّه سوخته تکیـه رشت واقع شده و به امام معروف است».[2]

در باور مردم گیلان، وی بـه همراه برادرانش سید جلال الدین اشرف و مـیر شمس الدین(ع) بـه گیلان مـهاجرت کرد و در زمان حکومت سیّد درون رشت، از دنیـا رفت.



آیت الله شیخ محمّد مـهدوی


آیت الله شیخ محمّد مـهدوی درون کتاب«سادات متقدمـه گیلان» خود درباره این موضوع چنین مـی‌نویسد:

«فاطمـه بنت موسی بن جعفر معروف بـه فاطمة اخری و مشـهور بـه امام، یـا بـه همراه برادرش سید جلال الدین اشرف بـه گیلان آمده و یـا بعد از کشته شدن حضرت رضا(ع)، بـه دیدن برادر خود بـه گیلان آمده و در همان وقت و یـا قبل از سید جلال الدین اشرف، وفات کرده و در این مکان دفن شده است. برخی از محققان همانند مؤلف کتاب «طرائق الحقایق» درون جلد سوم، صفحه 284 کتابش ، از این امامزاده یـاد کرده هست و مـی‌گوید: چهارشنبه دهم رجب سنـه 1304 قمری درون رشت بـه زیـارتگاه امام، مزار فاطمـه همشیره رضا(ع) رفتم» و در حاشیـه همان صفحه مـی‌نویسد: «فاطمـه بنت موسی بن جعفر(ع)».[3]

این بقعه درون قدیم بـه مزار لاله شوی معروف بود و مسجد جنب آن بـه مسجد لاله شوی یـا امام شـهرت داشت.[4]

بقعة یـاد شده درون سال‌های اخیر، با تولیت حضرت آیت الله شیخ مـهدی لاکانی متوفای (1327ق) و فرزند برومند حاج شیخ محمد لاکانی متوفی (1379 ش) و با مساعدت و کمک‌های مادی و معنوی مردم خیّر و نیکوکار رشت، بـه طرز با شکوهی تعمـیر و امکاناتی به منظور رفاه حال زائرین ایجاد شد. این بقعه شریف درون بین مردم از تقدس و احترام خاصی برخوردار است. مرقد بسیـاری از عالمان و مجتهدان گیلانی درون جوار حرم آن‌حضرت‌واقع‌شده‌است.

بنای اصلی بقعه، هشت ضلعی و طول هر ضلع آن 30/3 متر هست و درون چهار جهت اصلی، چهار درون دارد. درهای شرقی و غربی، بـه دو ایوان و در شمالی بـه مسجد راه دارد. درون جنوبی، ورودی اصلی بقعه هست که ایوانی بسیـار مجلّل و بلند دارد. بنای آن بـه دلیل نذورات و مداخل زیـاد، هر چند سال یک بار تجدید یـا تعمـیر اساسی مـی‌شود و بافت قدیمـی خود را از دست داده است. بر سمت چپ درون ورودی بقعة امام، کتیبة سنگی متعلق بـه ناصرالدین شاه درون مورد معافیت مالیـاتی نانوایـان بـه تاریخ 1272 قمری نصب شده است.[5]

56. امامزاده سید اسماعیل، واقع درون محلة «دست خط کچا»، بیست کیلومتری جنوب رشت. درون این محل قرآنی بـه خط کوفی وجود داشت کـه مردم معتقد بودند دست‌خط امام علی(ع) است. این قرآن درون سال 1325 شمسی بـه موزه ایران باستان واقع درون تهران منتقل شد.

57. سید احمد یمنی، واقع درون مـیان محله«کیسُم» آستانـه اشرفیـه.

58.آقا سید یحیی، واقع درون «بلالم»، چهار کیلومتری شرق رودسر.

59. سید علی غزنوی، واقع در«تجن گوکه»، شش کیلومتری غرب آستانـه اشرفیـه. جانب اصلی صندوق مقبره دارای کتیبه بـه تاریخ 871 ق است.

60. سید نصیر علی کیـا، واقع درون «کویـه سفلی»، شش کیلومتری رودسر. وی از سادات کیـایی گیلان هست که درون سال‌های 769 که تا 1000 ق برابر با 1368 ـ 1592 مـیلادی درون شرق گیلان فرمانروایی داشتند. کتیبه‌ای ساده بـه صورت اشعار عربی بـه تاریخ 1312 قمری دارد.

61. سید نیکی، واقع درون هشت پر طوالش.

62. آقا سید محمد رشید، واقع درون لاهیجان.

63. آقا پیررضا، واقع درون لاهیجان.

64. آقا مـیر ابراهیم، واقع درون لاهیجان.

65. مـیر جمال الدین اشرف، واقع درون لاهیجان.

66. آقا سید مـیر شمس الدین ابن موسی الکاظم(ع)، وی فرزند امام کاظم(ع) برادر سید جلال الدین اشرف، نماینده و جانشین وی درون لاهیجان بود کـه تمام امور و وظایف حکومت سیّد اشرف را بر عهده داشت. او از سرداران رشید برادرش، بـه عنوان رئیس دولت حضرت، تمام کارها را درون دست گرفت و سرانجام بعد از شـهادت برادرش، خود را بـه لاهیجان رسانید، ولی درون آنجا بـه دست «لین بن حروی» بـه شـهادت رسید. امروز مرقد او درون محله کاروانسرای لاهیجان، زیـارتگاه مؤمنان است. بـه نظر مـی‌رسد کـه برای حفظ قدرت بعد از فروپاشی لشکر اسلام، خود را بـه لاهیجان رسانیده بود کـه چنین فرصتی به منظور او پیش نیـامد.[6]

مؤلف کتاب «پیشینـه تاریخی فرهنگی لاهیجان» درون معرفی بقاع متبرکه لاهیجان، مرقد این سید جلیل القدر را درون محله بیگم آباد لاهیجان ذکر کرده هست و درون آنجا نام دو نفر را بـه نام سید جلال الدین بن موسی الکاظم(ع) آورده هست و نیز نام دو مـیر شمس الدین را ذکر کرده هست که احتمالاً بقعة آقا مـیر شمس الدین معروف بـه امـیر شـهید کـه مزاری معروف درون لاهیجان دارد و سابقاً درون کنارش حوزه علمـیه صادقیـه وجود داشت، برادر حضرت باشد و مابقی، از نوادگان آن حضرت بـه شمار مـی‌روند. تاریخ کتیبه روی صندوق 1017 قمری است.

67. سید شرف شاه، واقع درون «دارسرا»، پنج کیلومتر شرق رضوان شـهر، عارف و شاعر معروف قرن هشتم معروف بـه سید شرف الدین کـه نسب وی بـه ده واسطه بـه امام کاظم(ع) مـی‌رسد. قبر مادرش سیده بانو درون جوار مقبره‌اش قرار دارد.

آنچه برشمردیم، تنـها برخی از امامزادگان منسوب بـه امام هفتم(ع) مدفون درون گیلان‌اند و معرفی همـه آنان درون یک مقاله نمـی‌گنجد.

/نشریـه فرهنگ کوثر، شماره 69
سال دهم ، بهار 1386

پی‌نوشت‌ها
--------------------------------------------------------------------------------

[1] . کتاب گیلان ، ج 1، ص 507.

[2] . بحارالانوار، ج 48، ص 317.

[3] . سادات متقدمـه گیلان ، ص 215 و 216.

[4] . تاریخ گیلان و دیلمستان، ظهیر الدین مرعشی، ص 220، بنیـاد فرهنگی ایران، تهران 1349.

[5] . کتاب گیلان، ج 1، ص 569؛ تاریخ گیلان و دیلمستان، ص 220؛ بناهای آرامگاهی ، ص 450؛ از آستارا که تا استرآباد، ج 1، ص 293- 296؛ سیمای رشت، ص 147؛ مجموع مقالات کنگره حضرت معصومـه، ج 1، ص 492.

[6] . نـهضت انقلاب سید جلال الدین اشرف ، ص 247؛ پیشینـه تاریخی فرهنگی لاهیجان، ص 206.

دوشنبه 18 شـهریور 1392-11:00 ب.ظ


قورقود---دده قورقودا منسوب اولان آدیر تورک
تورقوت---قورقودا اوخشار
تالاش---سعی
ولقان---آتش فشان
سایـاق---باهوش
آلیش
سلجوق
آراز
آیـان
یـارغو---دادخواهی
آیخان---
چتور
قمـیش
سوشون
نیسگیل
بایراق---پرچم
دیسکین
سنجر
بابر
قوزقون
کوشکون
هاواش
هاماش
بالتا
ایراق
اورمان---مئشـه
آراش---اورتاق
مـیزراق---نیزه
ساداق---اوخ قابی
قاواق---صنوبر
قاداق---بند
آرقاج---ایلگک
سورگون---تبعید
دولقون---پر
توتقون---گرفته
یـاشیل---سبز
دالغا---موج
ائلهان---
سایـان
ساهمان

یـاسا---قانون---اصلینده یـاساق دئمکدیر
قوشون---لشکر
اردو---لشکر

آرشین---بیر قولاج---افشین
بارلاس---تورک تایفالارینین بیری نین آدیدیرامـیرتیمور بو تایفامنسوبدور
راسلیق---بیر قوش ادیدیر
راسیل
شامان---تورک ائلینـه عاید اولان آدیر
قایـا---سخره
آداق---نشان
آدا---جزیره
یوروش---هجوم
ساقا---انسان---آدام---بشر
ائلمان---ائله باغلی
ائلات---کوچری
ائل بئی---ائلین بویوگی
آرتاش---تورک آدلارینا منسوب اولان سوزدور
باغری---داغ آدیدیر
باریش---آشتی
دوشون
دوزگون---راستین
داوام---محکم---طاقت
سارقین---تورک آدلارینا منسوب اولان ادیر
سوپات---فلاخن
قارتال---اوزون قاناتلی قوش
آداش---هم نام
یـاووز
یـاراق---حاضیر---مـهیـا
یـازیق---فقیر
یـارقان---سخره
یـارقا
یـاغیش---باران
یـاردیم---کمک
یـاریق---شیـار --بریده
یورقون---خسته
پوزقون---پریشان
تاریم---ان یـاشلیقی اولان اولکه
تاخیش---آویز
تاتار---تورک تایفالارینا بیری نـه وئریلن آدیر
دایـاق---کمک
دایـاز---کم عمق
آیـاز---آی ایشیقی
بایـاز---ایشیق
یـالاق---سورتوک
یـازار---نویسنده
قاپاق---هرنـه ین قاپاقی---باغلی
چاناق---بیرجوره قابدیر قاباقلاساخسی دان دوزلدردیلر
چیلپاق---لوت
آیـان---تورک آدیدیر
چارپان---ویران
چارپاز---
آردوج---سرو
قارلی---پربرف
چاغری---تورک آدلارینا منسوب سوزدور
طغرل---تورک ادلارینا منسوب اولان سوزدور
چاخیر---ایشگی---

اولوغ---بویوک---اولو
قایـان
اردم---
رسام---نقاش
آخان---جاری آقاخانین قیسالمـیشی
اوسان---
امک---
آراش
فرخان
یـارما---ایسلانمـیش بوغدا
ائلچی---پیغامبر---قاصد---رسول ---خواستگار
دالقین---دوشونجه لی---فهمـیده ---فارسلار دانا سوزون بیزدن آپاریبلار
ائلسا---شبیـه ایل
آزلی---آزطایفاسینا منسوب اولان
آرسا---ان تمـیز---لاپ آرینمـیش
یـاناق---گونـه
آقچا---گوموش پول
گونای
گوموش
ساناز
شانلی---عضمتلی
تومغا---قیزیل مـهر
سازاق---نسیم
سللم--- صبا
آرقا---جیران بالاسی
هاوا---آهنگ
یـالان---دروغ
آلیش---بسوز
شـهلی---شبنم  لی---نملی
داشلی
خینا---حنا
قاریش---وجب
سیرقا ---گوشواره
بویلو---با قدوقواره ---حامله
اوشون
یـاهال
قیزمار---گرما
لالا---لاله
ائللی---طایفالی
زینـه---اندک---آز
آلما---سیب
دوئاق---قاپاق
آهلا---نازلی
اکیز---دوقلو
شوه---بزک داشی
یـایلیق---بیرجوره روسری
ماوی---آبی
سئوینج---خوشحال
ایستک---خواستن
یـارال---یـارارلی سوزونون قیسالماسی
دیلک---آرزی
دوزلو---بانمک
کولگه سایـه
آندا---اسکی تورک آدلارینا منسوب اولان

یسال---تاج گول---البته بو فارس سوزدور
یـاسال---پیشرو---چاووش---طبقه درجه پایـه
گولوش---خنده---تبسم
سالخیم---خوشـه
پایلی---برکتلی
یـارپاق---برگ---قانات
آلای---ان قیرمـیزی
سایلی---حسابا گلن
آیسا---آی کیمـین---شبیـه ماه
اوزوک---انگشتر
دوری---زلال
دویغو---درک فهم
یـالخی
پامبوق
گوزگو---آینا

داراق---شانـه
اورپک---یـاشماق---اورتوک
اوزل---یـاخجی---یریـاتاقلی
ساریش---دولاشمـیشین قیسالمـیشی---مثل انگور پیچیده شدن
لچک---بیر جوره باش یـایلیغی---فارسجادیر
ساقین---گوزله---مواظب اول
ساولی---سانباللی
ایشیق---نور
ساچاق---گیسو
یـاخجی---خوب
یـاللی---سرخوش سرحال---بیر تورک اویناماق ادیدیر
بزک---آرایش
پالما---توتقون
تاخیش---بند اولماقدان گلیر
ائلای---ائله منسوب اولان
داملا---قطره
آلاق---ان قیرمـیزیلیقا تاکیددئمکدیر
چیسگین
---قاریشیمـیش هاوا دئمکدیر
تارلا---ساری سونبوللی بوغدا زمـی سی
یـازلی---یـازا منسوب اولان یـازدا دوغولان
یـازلیق---یـازداغ اکیلن بوغدا
یـامچی---
سازلی---دئیب گولن---سرحال سر زنده
ساچلی---گیسوبلند
سایـا---بیر جوره تورکلرین تاریخی ماهنی لارینین آدیدیر
اریش---یونن ائشیلن بیر جوره قاتما
ساللی
ناخیش---ناققیش---نقش ویران
راسلی---
آیدان
نیسگیل
پینار
سینیر---قالیب
اگیزدوقلو
دامجی---قطره
ایپک---ابریشم
ایپار---عطر
یوسما---اینجه---ظریف
قیروا---بیرجوره قاتی گوی رنگ آدیدیر
قیلاو
اولگر
اسمر---گندم گون
بستی
ساخسی
مادای---منسوب بـه قوم ماد
هوروک---گیس---بند
اینجه---ظریف
اینجه نار---دانـه ظریف انار
قاشلی---هیبتلی
مایسا---تزه گوئرمـیش بوغدا زمـی سی تورکمنی

دوشنبه 18 شـهریور 1392-10:50 ب.ظ


در تاریخچه مبارزات آزادیخواهانـه مردم ایران‌، قیـام مـیرزا كوچك خان جنگلی از جمله نـهضت هایی هست كه با اندیشـه اسلامـی و ضداستعماری شكل گرفت، امّا با نیرنگ و خیـانت كمونیستها بـه انحراف، تجزیـه و نفاق داخلی دچار گشت ونـهایتاً همسویی اعلام نشده روس‌های بلشویك با رژیم استبدادی قاجار وسپس نظامـیگری سركوبگرانـه رضاخان آن را بـه شكست كشاند...

در تاریخچه مبارزات آزادیخواهانـه مردم ایران‌، قیـام مـیرزا كوچك خان جنگلی از جمله نـهضت هایی هست كه با اندیشـه اسلامـی و ضداستعماری شكل گرفت، امّا با نیرنگ و خیـانت كمونیستها بـه انحراف، تجزیـه و نفاق داخلی دچار گشت ونـهایتاً همسویی اعلام نشده روس‌های بلشویك با رژیم استبدادی قاجار وسپس نظامـیگری سركوبگرانـه رضاخان آن را بـه شكست كشاند.

مـیرزا كوچك خان كه بود؟
مـیرزا یونس معروف بـه «مـیرزا كوچك‌» درون 1298 هـ درون رشت متولد شد. درون نوجوانی به منظور تحصیل علوم دینی قدم بـه مدارس مذهبی گذاشت و مدارج علمـی را طی كرد. درون 1326 هـ درون گیلان بـه صفوف آزادیخواهان پیوست و برای مقابله با محمدعلی شاه روانـه تهران شد. درون ماجرای اولتیماتوم روسیـه كه منجر بـه تعطیلی مجلس شد (17اردیبهشت 1290) مـیرزا درون شمار مخالفان پذیرش اولتیماتوم بود و مدتی نیز بازداشت شد. درون جریـان جنگ جهانی اول و در هنگامـی كه دسته‌ای از نمایندگان و رجال سیـاسی بـه خاطر وضع بحرانی كشور و حضور نیروهای بیگانـه دست بـه مـهاجرت زدند،


كوچك خان با گرویدن بـه اندیشـه «اتحاد اسلام‌» درصدد برآمد که تا با راه انداختن تشكیلات نظامـی بـه مبارزه علیـه استبداد رضاخانی و سرسپردگی‌ها، پیمانـهای ننگین و تحمـیلی بیگانگان و مداخلات آنان درون امور داخلی كشور بپردازد. مـیرزا درتهران اندیشـه خود را با رجال دین و سیـاست درون مـیان نـهاد وبه نظرخواهی از آنان پرداخت‌. گروهی بـه ضرورت مبارزه مسالمت‌آمـیز تأكید مـی‌كردند و مبارزه مسلحانـه را نادرست مـی‌خواندند و گروهی دیگر نظر مـیرزا كوچك خان راتأیید مـی‌كردند. سرانجام بعد از یك سلسله بحث و گفتگو قرار شد که تا در گوشـه‌ای از ایران كانونی ثابت‌، به منظور مبارزه ایجاد شود. مـیرزا كوچك خان بعد از این توافق عازم گیلان شد وشروع بـه تهیـه مقدمات قیـام كرد. اما چون روسها قبلاً او را از منطقه تبعید كرده بودند، مجبور بود مخفیـانـه بـه فعالیت بپردازد. بااین حال مـیرزا درون اندك مدتی توانست همفكرانی درون كنار خود جمع كند وقیـام را علنی سازد. او درسالهای قبل از بـه قدرت رسیدن رضاخان، موفق شد هسته‌های تشكیل نـهضت مسلحانـه را پی‌ریزی كند. نیروهای اشغالگر روس كه درون سالهای قبل ازانقلاب اكتبر، درون سركوبی این نـهضت توفیق چندانی نیـافتند، باوقوع انقلاب اكتبر از مناطق شمالی ایران بیرون رفتند و انگلیسی‌ها یكه‌تاز مـیدان شده و تقریباً تمامـی ایران را زیر سلطه خود درآوردند. آنان مـیرزا حسن خان وثوق الدوله را بـه ریـاست دولت ایران گماشتند. دولت انگلیس با انعقاد قرارداد معروف 1919 با وثوق الدوله‌، ایران را تحت الحمایـه خود درآورد و كلیـه امور مالی‌، گمركی و نظامـی كشور رابه دست گرفت‌. انگلیسی‌ها از طریق وثوق الدوله تلاش كردند قیـام جنگل را با مذاكره و بدون خشونت حل و فصل كنند، اما این تلاشـها سودی نبخشید.

اعلام جمـهوری مـیرزا كوچك خان درون رشت
روز 16 خرداد 1299 مـیرزا كوچك خان جنگلی درون ادامـه مبارزات خود درون راه اعاده استقلال و حاكمـیت ملی ایران، درون شـهر رشت حكومت جمـهوری اعلام كرد. این اعلام درپی یك رشته تماسها و گفتگوها با مقامات روسیـه و كسب اطمـینان از این كه نیروهای مداخله‌گر آنان درون شمال ایران درون كار حكومت انقلابی مـیرزا، كارشكنی نخواهند كرد، صورت گرفت‌. درست سه هفته پیش از این اعلام‌، درون سپیده دم روز 28 اردیبهشت 1299 نیروهای ارتش سرخ بـه بهانـه «سركوبی ضد انقلابیون كه درون شمال ایران كمـین كرده بود» بـه بندرانزلی یورش و این شـهر را اشغال كرده بود. مقصود روسیـه از «ضدانقلابیون‌» افراد مسلحی بودند كه با حمایت انگلیسی‌ها علیـه بلشویسم نوظهور درون شوروی مـی‌جنگیدند و از اراضی شمال ایران نیز بـه عنوان یكی ازپایگاه‌های خود استفاده مـی‌كردند. جنگلی‌ها كه مبارزات مسلحانـه با رژیم استبدادی و سرسپرده قاجار را آغاز كرده و جنگل‌های شمال را مقر خود قرار داده بودند، درون آغاز پیروزی انقلاب روسیـه روابط حسنـه‌ای با بلشویكها برقرار كرده بودند. نـهضت جنگل انقلاب روسیـه را تأیید مـی‌كرد و رهبران جدید روسیـه نیز مـیرزا را بـه عنوان یك انقلابی ضداستعمار مـی‌دانستند و او راستایش مـی‌كردند. اما چندی نگذشت كه روس‌ها سیـاست دوستانـه خود را تغییر دادند و قدم بـه قدم بـه خاطر حفظ منافع خود درون ایران از حمایت نـهضت جنگل دست كشیدند و سرانجام بـه آن خیـانت كردند. روز 28 اردیبهشت، نیروهای ارتش سرخ بـه نام سركوبی ضدانقلابییونی كه درون شمال ایران كمـین كرده بود، وارد انزلی شدند. نـهضت مـیرزا كوچك‌خان كه حضور نیروهای كشوری دیگر را درون خاك ایران مخالف با اصول سیـاست خود و به زیـان استقلال وتمامـیت ارضی كشورمـی‌دانست، بـه مخالفت برخاست‌. درون آن زمان هم روسها و هم مـیرزاكوچك خان درون شرایطی بودند كه رویـارویی با یكدیگر را بـه صلاح خود نمـی‌دیدند. هریك با اقدامات نظامـی، اه خاص خود را دنبال مـی‌كردند و دیدگاه متعرضانـه بـه یكدیگر نداشتند؛ درون نتیجة تماسهای بعدی مـیرزا كوچك خان با نیروهای نظامـی و سیـاسی روسیـه‌، مـیان طرفین توافقهایی حاصل شد.

اجمال این توافقنامـه عدم دخالت روسها درون امور داخلی ایران، درون عین حفظ حداقل دو هزار نظامـی آنان درون شمال ایران بود؛ حضوری كه خود بـه منزله دخالت درون امورداخلی ایران بود.

مـیرزا كوچك خان جنگلی با استناد بـه همـین توافقنامـه بود كه سه هفته بعد از مداخله نظامـی آنان درون انزلی‌، موجودیت حكومت خود رادر رشت اعلام كرد.

سران نـهضت جنگل بعد از اعلام حكومت، ضمن انتشار اعلامـیه‌ای با عنوان «فریـاد ملت مظلوم ایران از حلقوم فدائیـان جنگل‌»، بـه مفاسد دستگاه حاكمـه ایران وجنایـات انگلیسی‌ها اشاره كردند و در پایـان نظریـات خود را بـه شرح زیر اعلام داشتند:

1ـ جمعیت انقلاب سرخ ایران اصول سلطنت راملغی كرده جمـهوری را رسماً اعلام مـی‌نماید.
2ـ حكومت موقت جمـهوری حفاظت از جان ومال عموم اهالی را برعهده مـی‌گیرد.
3ـ هر نوع معاهده و قراردادی كه بـه ضرر ایران با هر دولتی منعقد شده است، لغو وباطل مـی‌شناسد.
4ـ حكومت موقت جمـهوری همـه اقوام بشر را یكی دانسته‌، تساوی حقوق را درون باره آنان قائل هست و حفظ شعائر اسلامـی را فریضه مـی‌داند.


مسكو و نـهضت جنگل‌
سران نـهضت درون شـهر رشت سرگرم تحكیم مبانی جمـهوری بودند كه بـه تدریج اختلافاتی درون مـیانشان پدید آمد و همـین امر نـهضت را بـه انحطاط و نابودی كشاند. بعد از ورود ارتش سرخ بـه ایران، چند نفر از اعضای «حزب كمونیست عدالت باكو» از روسیـه وارد گیلان شدند. این افراد درون رشت حزبی بـه نام عدالت تشكیل دادند و رفته رفته ضمن برگزاری مـیتینگ‌ها و سخنرانی‌ها، عملاً مواد توافق شده مـیان سران نـهضت جنگل و روسها را زیر پا گذاشتند و تبلیغاتی نیز علیـه مـیرزا كوچك خان آغاز كردند. مـیرزا دو نفر ازاعضای نـهضت را بـه قفقاز فرستاد که تا با نریمانف، صدر شورای جمـهوری قفقاز، ملاقات كنند و او را وادارند که تا اعضای حزب را از ادامـه كارشكنی‌ها و اقدامات نفاق افكنانـه باز دارد؛ اما نریمانف اقدامـی جدی بـه عمل نیـاورد. مـیرزا كه اوضاع را چنین دید، روز 18 تیر 1299 معترضانـه رشت را ترك گفت و اعلام كرد که تا زمانی كه حزب عدالت از كارهای خلاف و حمله بـه اسلام و تبلیغ كمونیسم دست برندارد بـه رشت باز نخواهد گشت‌. روسها كه هدفشان از تأسیس حزب، اشاعه كمونیسم و رخنـه بـه تشكل اسلامـی مـیرزا كوچك خان جنگلی و از بین بردن آن بود، شدیداً فعالیت مـی‌كردند.

سیـاست خارجی شوروی كه قبلاً پیش از این داعیـه حمایت از انقلاب جهانی را داشت، حداقل بعد از هشتمـین كنگره حزب كمونیست اتحاد شوروی‌، تغییر كرد. استالین درون این كنگره دو اصل اساسی را مبنای سیـاست خارجی شوروی قلمداد كرد. وی گفت‌: «سیـاست خارجی ما واضح و روشن است‌. هدف آن صلح و توسعه دایره روابط تجاری با تمام كشورهاست‌.»

اعلام چنین روشی درون سیـاست خارجی‌، چیزی جز اعلام عدم حمایت از نـهضتهای رهایی بخش نمـی‌توانست باشد. درون پی خروج قهرآمـیز مـیرزا كوچك خان از رشت‌، اعضای حزب عدالت كه بعضی از آنـها همچون احسان الله خان و خالوقربان قبلاً از دوستان نزدیك مـیرزا بودند و اكنون با گرویدن بـه سوسیـالیسم‌، مـیرزا را مرتجع مـی‌دانستند، درصدد اجرای كودتایی برآمدند كه طرح آن پیشتر ریخته شده بود. نقشـه این بود كه مـیرزا یـا حتما كشته شود و یـا دستگیر گردد و از رهبری انقلاب كنار رود. كوچك‌خان كه که تا حدی از هدف اعضای حزب و نقشـه آنان مطلع شده بود، بـه جنگل رفت‌. درون این گیر و دار، بسیـاری از جنگلی‌ها دستگیر و یـاكشته شدند و سلاح و مـهمات و اموال آنان بـه غارت رفت‌. بعد ازاین كودتا، اعضای حزب بـه كمك نیروهای بلشویك سعی كردند که تا باتعقیب جنگلی‌ها طرفداران مـیرزا را نابود كنند. اما باوجود درگیری‌هایی كه درون جنگل مـیان دو طرف ایجادشد، آنان از شكست مـیرزا و یـارانش ناتوان شدند. مدتی بعد، مخالفان مـیرزا مجدداً از درون دوستی وارد شدند و با حسن نیتی كه مـیرزا داشت و نمـی‌خواست اختلافات داخلی باعث نابودی نـهضت شود، پیشنـهاد اتحاد باآنان را پذیرفت و طرفین موقتاً وحدت یـافتند. بعد از این توافق، كمـیته انقلابی جدیدی تشكیل شد. از آنجا كه درون این كمـیته احسان الله خان دارای هیچ سمتی نبود، جاه‌طلبی، وی را واداشت که تا در رأس نیروهای تحت فرمان خود عازم فتح تهران شود. وی درون رأس سه هزار سرباز روسی و ایرانی بـه سوی تهران حركت كرد، اما درون محل «پل زغال‌» از نیروهای قزاق كه تحت فرماندهی ساعد الدوله بودند، شكست خورد. البته یكی از دلایل این شكست تغییر سیـاست شوروی نسبت بـه جنگلی‌ها بود. بـه هنگام عزیمت نیروهای احسان الله خان، «روتشتین‌» سفیر شوروی درون ایران افرادی را محرمانـه نزد فرماندهان روسی قوای احسان الله خان فرستاد و به آنان دستور داد كه بـه فوریت خود را از جنگ كنار بكشند. بـه این ترتیب سفیر روسیـه حتی بـه كسی كه ادعای همفكری عقیدتی با او داشت و قبلاً كوشیده بود که تا مـیرزا را قربانی اندیشـه‌های خود كند، پشت كرد. با این حال بعدها درون جریـان حمله نیروهای دولتی بـه جنگل‌، احسان الله خان فرار كرد و با كشتی بـه شوروی گریخت‌. خالوقربان نیز كه بـه هنگام قیـام مـیرزا بـه او پیوست و تحت رهبری مـیرزا خدمات قابل توجهی بـه نـهضت كرد، بعد از تأسیس حزب عدالت درون گیلان فریب سوسیـالیست‌های حزب را خورد و آلت دست سیـاست ضدانقلابی شوروی شد و در كودتای رشت با نیروهای تحت فرمان خود درون مقابل مـیرزا قرار گرفت‌. بعد از توافقی كه مـیان دولت ایران و سفیر روسیـه انجام گرفت‌، روسها از حمایت جنگل دست كشیدند و آنان را قربانی منافع خود كردند.


«روتشتین‌» اولین سفیر شوروی درون ایران كه شش هفته قبل از اعلام استقلال مـیرزا كوچك خان درون رشت وارد تهران شده بود، به منظور ایجاد روابط دوستانـه مـیان ایران و روسیـه مأموریت داشت‌؛ بنابر این با وجود وعده‌های اولیـه بـه نـهضت جنگل‌، بـه یكباره خط مشی انقلابی روسها تبدیل بـه سازش با دولت ایران شد. «روتشتین‌» ضمن نوشتن نامـه‌ای بـه مـیرزا، او را بـه ترك مبارزه علیـه دولت ایران دعوت كرد. او درون نامـه خود، آشكارا اقدامات انقلابی مـیرزا را «مضر» خواند. نـهضت جنگل زمانی كه سفیر شوروی نامـه را بـه مـیرزا نوشت، درون بحرانی‌ترین شرایط خود قرار داشت‌. مـیرزا درون شرایط نامطلوبی كه هنگام موضعگیری اخیر روسیـه داشت‌ و با توجه بـه اختلافات داخلی نیروهایش، عملاً چاره‌ای جز تایید ظاهری نامـه «روتشتین‌» نداشت‌.

تبانی روس، انگلیس، رضاخان و كمونیست‌های داخلی علیـه نـهضت جنگل‌
در آستانـه كودتای رضاخان، شرایط سیـاسی ایران شدیداً علیـه مـیرزا كوچك خان جنگلی بود. روسها او را تنـها گذارده بودند و صرفاً بـه منافع خود درون ایران مـی‌اندیشیدند. آنان بـه ویژه تلاش داشتند که تا روابط صمـیمانـه‌ای را با سردار سپه كه با قدرت اسلحه و سركوب ناراضی‌ها توانسته بود ثبات نیم بندی را درون كشور بـه وجود آورد، برقرار كنند. آنان مصلحت خود را درون آزاد گذاردن دست رضاخان به منظور سركوب نـهضت جنگل كه بـه ویژه اعتقادی هم بـه هویت اسلامـی آن نداشتند، مـی‌دانستند. حتی حضور رضاخان درون اتومبیل كنسول شوروی درون رشت‌، زمانی كه به منظور سركوب جنگل بـه آن شـهر رفته بود، نشان از همپیمانی روسها با سردار سپه درون این تصمـیم داشت‌.


علاوه بر این، رضاخان درون آن زمان، درون كمـیته‌ای «ایرانی ـ انگلیسی‌» بـه نام «كمـیته زرگنده‌» بـه اتفاق سید ضیـاءالدین طباطبایی درون حال تدارك كودتای سوم اسفند خود بود. بـه همـین دلیل‌، اقدام رضاخان بـه نوعی اجرای مصوبه كمـیته مذكور نیز بود. كمـیته زرگنده درون حقیت 2 كار كرد اساسی داشت‌. یكی سركوب نـهضت جنگل و دیگر استقرار دیكتاتوری رضاخان .

پروژه سركوب نـهضت اسلامـی مـیرزا كوچك خان جنگلی، محصول اراده مشترك شوروی‌، كمونیست‌های داخلی‌، دولت انگلستان و استبداد رضاخانی بود.

در چنین شرایطی، سران نـهضت جنگل چند راه بیشتر نداشتند یـا حتما تسلیم مـی‌شدند و اسلحه را زمـین مـی‌گذاشتند، یـا بـه روسیـه پناه مـی‌بردند و یـا این كه ننگ تسلیم و پناه بردن بـه بیگانـه و اجنبی را نمـی‌پذیرفتند و تا آخرین قطره خون بـه مبارزه ادامـه مـی‌دادند. چنان كه گفتیم، احسان الله خان ترجیح داد که تا به اربابان خود كه بـه او خیـانت نیز كرده بودند، بپیوندد. خالوقربان نیز با قید تضمـین از طرف سردار سپه، با همـه افراد خود تسلیم قوای دولتی شد و جان خود را نجات داد. درون این مـیان فقط مـیرزا كوچك خان بود كه نـه حاضر بـه ترك ایران شد و نـه ننگ تسلیم بـه قوای دولتی را پذیرفت و سرانجام نیز بـه مبارزه ادامـه داد که تا در 11 آذر 1300 بـه شـهادت رسید.

-----------------------------
پی نوشت‌:
1ـ سیـاست و سازمان حزب توده از آغاز که تا فروپاشی؛ مؤسسه مطالعات و پژوهشـهای سیـاسی‌؛ ص 70 .
2ـ خاطرات ایرج اسكندری‌؛ مؤسسه مطالعات و پژوهشـهای سیـاسی؛ ص 448 .
3ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی‌؛ ارتشبد فردوست‌؛ مؤسسه مطالعات و پژوهشـهای سیـاسی‌؛ جلد دوم؛ ص 77.
منبع:مؤسسه مطالعات و پژوهشـهای سیـاسی‌

----------------------------
مطالب مرتبط :
بی توجهی بـه آرامگاه پیشوای نـهضت جنگل
متولی اجرای برنامـه‌های گرامـیداشت " مـیرزا كوچك خان " مشخص نیست!
مسابقه وبلاگ نویسی "مـیرزا" درون گیلان برگزار مـی شود
تشکیل حکومت اسلامـی از اه اصلی مبارزات مـیزا کوچک خان جنگلی بود

دوشنبه 18 شـهریور 1392-10:46 ب.ظ


استاندار گیلان گفت: گیلان با تمام ظرفیت‌هایی کـه دارد از نظر آمار بیکاری ششمـین استان کشور است.

به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، کیـهان هاشم‌نیـا درون نشست اعضای کمـیسیون آموزش و تحقیقات مجلس درون دانشگاه گیلان با اشاره بـه ظرفیت‌های این استان اظهار کرد: گیلان 9 دهم مساحت کشور را دارد اما با امکانات موجود، نمونـه‌ای از جلگه کشور است.

وی، برخورداری گیلان از طبیعت، کوهستان و دریـا را نمونـه‌ای از ویژگی‌های این استان دانست و افزود: گیلان درون طول تاریخ 17 بار مورد تعرض کشورهای مختلف از جمله درون جنگ با عراق قرار گرفت اما پیروز نشدند.

استاندار گیلان، با بیـان اینکه درون گیلان اسلام و تشیع با هم وارد شدند، گفت: دره منجیل نقطه دفاعی کشور درون گیلان بود و از تظر رژیم پهلوی مردم این استان حتما خودشان دفاع مـی‌د و به همـین خاطر مـیرزا کوچک را داشتیم.

وی، با اشاره بـه اینکه اکنون بعد از 34 سال انقلاب اسلامـی بیش از سوم جمعیت گیلان درون حال تحصیل هستند، تصریح کرد: بی‌سوادی درون این استان بـه نقطه صفر رسیده هست و تعدادی محدود بی‌سواد از طریق آموزش خانـه بـه خانـه دارای سواد مـی‌شوند.

هاشم‌نیـا، گیلان را برخوردار از منطقه آزاد، منطقه ویژه، بندر و... ذکر کرد و یـادآور شد: گیلان پرتراکم‌ترین جاده‌های استان را دارد و شبکه‌ راه‌های گیلان لانـه‌زنبوری هست و درون یک مسیر حرکت مـی‌کند.

وی، زراعت چوب و افزایش جنگل‌ها را از دیگر ویژگی‌های گیلان برشمرد و متذکر شد: 50 هزار هکتار جنگل توسط مردم درون استان ایجاد شده است.

استاندار گیلان، بیـان اینکه 70 درصد تالاب‌های کشور درون گیلان است، خاطرنشان کرد: 95 درصد چای و 40 درصد برنج کشور درون گیلان تولید مـی‌شود.

وی، با اشاره بـه اینکه گیلان امن‌ترین استان کشور است، افزود: گیلان با تمام ظرفیت‌هایی کـه دارد ششمـین استان کشور از نظر بیکاری است.

هاشم‌نیـا بیکاری درون گیلان را بـه دلیل استفاده ن از ظرفیت‌های این استان عنوان کرد و تصریح کرد: ظرفیت‌های دریـا جنگل مغفول مانده و بیکاری متوسط و سهم اشتغال گیلان کمتر از متوسط کشوری است.

وی تقاضای کار درون بانوان گیلان را بیشتر از آقایـان عنوان کرد و یـادآور شد: اینـها تصویر نارسایی‌های موجود درون استان است.

تجمع کارگران کارخانـه سیمان لوشان مقابل استانداری گیلان

به دلیل اخراج 73 نفر کارگر کارگران کارخانـه سیمان لوشان مقابل استانداری گیلان تجمع د.

کارگران کارخانـه سیمان لوشان بـه دلیل اخراج 73 نفر از کارگران این کارخانـه مقابل استانداری گیلان تجمع د.

به گزارش خبرگزاری فارس از رشت، تعداد 30 نفر از کارگران کارخانـه 300 تنی سیمان لوشان مقابل استانداری گیلان تجمع د.

یکی از نمایندگان کارگران مذکور کـه خواست نامش فاش نشود درون گفت‌وگو با خبرنگار فارس اظهار کرد: مسئولان کارخانـه سیمان لوشان از ابتدای سال جاری بـه دنبال تعطیلی این کارخانـه هستند.

وی کارخانـه مذکور را فعال و سودده عنوان کرد و افزود: 200 نفر درون کارخانـه 300 تنی لوشان فعالیت مـی‌کنند.

نماینده کارگران کارخانـه 300 تنی سیمان لوشان با تاکید براینکه دلیلی به منظور بسته شدن کارخانـه وجود ندارد، تصریح کرد: مسئولان کارخانـه بـه دنبال اخراج 87 نفر از دیگر کارگران که تا پایـان شـهریور جاری هستند.

وی بـه رایزنی کارگران کارخانـه سیمان لوشان با مسئولان استانداری گیلان اشاره کرد و یـادآور شد: به منظور دومـین بار مقابل استانداری گیلان تجمع مـی‌کنیم و در مرحله نخست نتیجه‌ای حاصل نشده است.

نماینده کارگران کارخانـه 300 تنی سیمان لوشان از وجود مشتری بـه منظور واگذاری کارخانـه خبر داد و گفت: مسئولان کارخانـه مذکور حاضر بـه واگذاری نیستند و مـی‌خواهند کارخانـه تعطیل شود.


تصاویر دیگر :
 

دوشنبه 18 شـهریور 1392-10:40 ب.ظ


 

 


 

کوچیک کـه بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛ حالا کـه بزرگیم با چه دلهای کوچیکی کاش دلامون بـه بزرگی بچگی بود

کاش به منظور حرف زدن نیـازی بـه صحبت نداشتیم
کاش به منظور حرف زدن فقط نگاه کافی بود
کاش قلب ها درون چهره بود

حالا اگر فریـاد هم بزنیمـی نمـی فهمـه و ما بـه همـین سکوت دل خوش کرده ایم اما یک سکوت پر بهتر از فریـاد تو خالیست
سکوتی رو کـه یک نفر بفهمـه بهتر از هزار فریـادیست کـه هیچ نفهمـه
سکوتی کـه سرشار از ناگفته هاست
ناگفته هایی کـه گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد داره

دنیـا رو ببین !
بچه بودیم بارون همـیشـه از آسمون مـی اومد؛
حالا بارون از چشمامون مـیاد!

بچه بودیم همـه چشم های خیسمون رو مـی دیدند؛
بزرگ شدیم هیچ نمـی بینـه

بچه بودیم توی جمع گریـه مـی کردیم؛
بزرگ شدیم توی خلوت

بچه بودیم راحت دلمون نمـی شکست؛
بزرگ شدیم خیلی آسون دلمون مـی شکنـه

بچه بودیم آرزومون بزرگ شدن بود؛
بزرگ کـه شدیم حسرت برگشتن بـه بچگی رو داریم

بچه بودیم همـه رو بـه اندازه ۱۰ که تا دوست داشتیم؛
بزرگ کـه شدیم بعضی ها رو اصلا دوست نداریم، بعضی ها رو کم و بعضی ها رو بی نـهایت.

بچه کـه بودیم قضاوت نمـی کردیم، همـه یکسان بودند؛
بزرگ کـه شدیم قضاوت های درست و غلط باعث شد کـه اندازه دوست داشتنمون تغییر کنـه.

کاش هنوزم همـه رو بـه اندازه همون بچگی ۱۰ که تا دوست داشتیم.
بچه کـه بودیم اگه بای دعوا مـی کردیم یک ساعت بعد یـادمون مـی رفت؛
بزرگ کـه شدیم گاهی دعواهامون سال ها یـادمون مـیمونـه و آشتی نمـی کنیم

بچه کـه بودیم گاهی با یـه تیکه نخ سرگرم مـی شدیم؛
بزرگ کـه شدیم حتی ۱۰۰ که تا کلاف نخ هم سرگرممون نمـی کنـه

بچه کـه بودیم بزرگترین آرزومون داشتن یک چیز کوچیک بود؛
بزرگ کـه شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزهاست

بچه بودیم درد دلها رو بـه ناله ای مـی گفتیم همـه مـی فهمـیدند؛
بزرگ شدیم درد دل رو بـه صد زبان مـی گیم… هیچ نمـی فهمـه

بچه کـه بودیم تو بازی هامون همـه اش ادای بزرگترها رو درون مـی آوردیم؛
بزرگ کـه شدیم همـه اش تو خیـالمون بر مـی گردیم بـه بچگی

بچه کـه بودیم بچه بودیم؛

بزرگ کـه شدیم بزرگ کـه نشدیم هیچ، دیگه همون بچهه هم نیستیم !
ای کاش بزرگیمون هم با همون صفت های خوب و پاک بچگی ادامـه مـی یـافت …

مـیاندواب

دوشنبه 18 شـهریور 1392-09:53 ب.ظ


 

سخت آشفته و غمگین بودم

 

دوشنبه 18 شـهریور 1392-08:29 ب.ظ


 


من آنچه را کـه روایت کرده اند باز مـی گویم لکن الزامـی بـه باور آنـها درون کار نیست،و شما این سخنم را مـی توانید درون تمام روایـات این تاریخ صادق بشمارید(هرودوت یونان )

با سلام حضور مبارك مدیر محترم وبلاگ انا یوردم خطبه سرا نگین تالش

از اینكه شجاعانـه و صادقانـه خطبه سرا را معرفی مـی كنید و وبلاگتان به منظور اهل نظر بسیـار پربار هست به شما افتخار مـی كنیم!

مد تیست كه با وبلاگ شما اشنا شده ا م یعنی حد ود بیست روزیست كه با شما اشنا شده ام وار انروز از هواداران وبلاگ شما گشته وهرروز بـه شما سر مـی ،یكی از مطالب بسیـار جالب به منظور من نظر شما درون باره وجه تسمـیه  مناطق خطبه سرا ست  كه با دلایل علمـی بیـان مـی فرمائید ،لذا بنده نیز بران شدم که تا اطلاعاتی كه درون باره وجه تسمـیه مناطق كشاور محله خطبه سرا دارم

از طریق شما بـه كاربران محترمتان تقدیم نمایم  .

كشاور محله خطبه سرا درون جنوب خطبه سرا واقع شده هست وبه علت داشتن مردمانی مـهربان و بافرهنگ بیشترین امارمـهاجر را درون خطبه سرا اعم از اهالی گالش نشین مشایخ واهالی تهران/رشت /تبریزو اذر بایجان  را داردوتنـها محله خطبه سرا ست كه اولین زندانی سیـاسی را درون دوران ستم شاهی داشته است  و اولین محله خطبه سراست كه قبل از انقلاب اسلامـی برق كشی شده هست و اب اسامـیدنی ان درون محل چشمـه بـه صورت بهداشتی درون امده است  و از سالها قبل از انقلاب بعنی  از سال حدود 1350دارای مدرسه   مـی باشد واز دهه 30اولین دیپلم توسط زنده یـادسرتیپ نیروی زمـینی سید علی ستاری فرزند مرحوم مـیر ابراهیم ستاری اخذ شده هست كه اولین دیپلم اخذ شده درون خطبه سراست.

مـیر ابراهیم ستاری از هواخواهان و فعالان ملی شدن نفت و دكتر محمد مصد ق بوده و اولین نفر درون كشاورمحله هست كه از سال های قبل از 1320 رادیو داشته هست و تنـها فرد باسواد كشاور محله درون ان دوره بوده هست و تنـها فرد بوده هست كه درون حمله روسها بـه ایران درون سال 1320محل زندگیش را ترك نمـی كندو از محل فرار نمـی كند ودر ان دوران با رشت و اردبیل و تهران  مراودت بسیـار داشته هست وانسانی متفكر و روشنفكر بوده و با تعدیـات نظام خان خانی سری اشتی نا پذیر داشته است  و لذا درون شورش و چپاولی كه بـه دنبال كودتای ننگین 28 مرداد توسط ایـادی نظام استبدادی صورت گرفت توسط عمله و نكره استبداد مورد ضرب و شتم واقع شده و دستگیر مـی شود و برای اجرای مجازات اعدام توسط تفنگچی های كودتا چی ها با پای پیـاده و دستان بسته بـه محل سردسته خان ها كه خود را حاكم بلا منازع منطقه مـی دانست مـی شود و گریـه و وای شیون اهالی خانواده كارساز نمـی شود که تا اینكه درون محل هله سوی هله دومـه تفنگچی ها بـه خاطر اینكه اسیرشان  از سادات بوده و برای مردم منطقه بسیـار  محترم بوده هست به حرمت مادرش حضرت زهرا (س) ازاد مـی شود وبه عبارتی دو نفرشان دستهایش را باز مـی كنند که تا در تاریكی شب بتواند فرار نماید وبعد از رهائی از چنگ تفنگچی ها از طریق كناره دریـا شبانـه بـه كرگری(هشتپر رفته  )و از انجا بـه رشت مـی رود و بعد از اینكه ابها از اسیـاب مـی افتد و عوامل غارتگر درون خطبه سرا بـه دنبال اعتراض همگا نی مردم خطبه سرابازداشت مـی شوند بـه خطبه سرا برمـی گرددو از انجائی كه مرحوم هلا كو رامبد قول مبارزه با رژیم خان خانی و حمایت از روستائیـان و رعیت رامـی دهد ایشان  بـه همراه اكثریت مردم خطبه سرا از حامـیان رامبد  مـی شوند و لذا که تا انقلاب ، رامبد همواره وكیل تالش درون مجلش شورا مـی شود.

بیش از نود درصد مردم كشاور باسوادند و اكثریت بیسوادان را مـهاجرانی تشكیل مـی دهند كه از مناطق گالش نشین امده اند.

اولین افرادی كه درون خطبه سرا وارد مدرسه نظام شدندو یـا درون رشته زیست شناسی/ریـاضی /دریـانودری  / وكاپیتانی/مامائی/الكترونیك /متخصص مغز و اعصاب/پزشكی/داروسازی /جراحی زنان /فیزیك وارد دانشگاه شدند از كشاور محله بودند .

كشاور محله اززمانـهای بسیـار دور دارای مسجد بوده هست ودر ماه محرم همـه مردم به منظور شركت درون مراسم بزرگداشت شـهدای كربلا بـه مسجد مـی روندوهیچكس درون منزل نمـی ماند مگر انكه عذری داشته باشد.ولازم هست یـاداور شوم كه محل احداث مسجدو مدرسه كشاور محله توسط مرحومـه حسنیـه خانم مادر بزر گ خانواده روستا از اسیك اغاسی  وقف شده هست .

اسامـی محل ها و مكانـهای كشاور محله عبارتند از :

بره اغزی /د گیرمان یری/ مسجد قاباغی/ تپه با شی /باسكم اغاجی دیوی/اشاقا محله/یوخا ری محله/كلبه/علی چول/بیوك توربه  (اون ایكی علم)/كیچیك توربه/باغ یری/با با سو/پوری یری / شاه هونی /دمـیرریك/ دعوالی یر/ ولی اوجوری/بالش اوجوری/الف  اوجوری/یونجه تپه یـا قله صبا/كواپشت/بولاغ/بولاغ باشی/بالاخانم بولاغی/اشفندیـار بولاغی/مشـهدی بوذر بولاغی/چیبیر/توتون باغی/زیره قلم / چیمرند/چیبین نیك و .....

لازم بـه یـاد اوریست  كه از مناطقی مثل دعوالی یر و شاه هونی كه هردو از مكان های جنگلی بوده درون اثر كشت زمـین گورهای باستانی كه بـه گور قبیرمعروفند و مربوط بـه زرتشت تیـهاست  پیدا شده كه ازداخل انـها كوزه های گلی وجنجر های اهنی پوسیده پیداشده هست و از محوطه امامزاده اون ایكی علم هم درون اثر دیوار كشی یك بشقاب قدیمـی پیداشده  و به مـیراث فرهنگی تخویل داده شده هست و هم چنین قبرهای باستا نی كه درون كوه های بالای باباسرا بـه طرف راه ییلا قی گول وجود دارد و هم چنین حفاری های غیر مجاز كه توسط قاچاقچیـان درون این مناطق صورت گرفته هست  وهم چنین درون راه مشترك هله سو بـه چیبین نیك حكایت از قدمت زندگی درون این منطقه و باستانی بودن این منطقه هست .

طایفه های قد یمـی  كشاور محله :

طایفه  هائی كه بومـی این محلند عبارتند از سلیملی كه خانواده های سوزی ها ،یكرنگ ها /خسروی ها/اتش افروز ها/افراسیـاب ها/پورموسی ها كه خانواده ستاریـها از طرف مادری از این طایفه اند

طایفه قنبرلی ها :

خانواده های شیرانی ها/ زری ها/كیـا ئی ها/صفرپور ها /افتابی ها/ .و...جزئ این طایفه اند

طایفه یـا یو  بیگ :

اكثرسا كنین  باباسرا جزء این طایفه اند بویژه شبرنگ ها

طایفه عزی ببگ :

خانواده نعمتی ها  از این طایفه اند

همـه طوایف  فوق شیعه دوازده اما مـی بوده اند و به جزء طایفه  یـایو بیگ  كه معمولا اولاس هونی و كورون ییلا ق انـهاست بقیـه بـه زبان توركی تكلم مـیكرده اند كه طایفه یـایو نیز امروزه همگی بـه توركی تكلم مـی كنند و همـه این طوایف  تالش اند ولی امروزه توركی تكلم مـی كنند.

بقیـه  ساكنان امروزی كشاور محله از زمان های دور ازمناطقی مثل هیرو اباد/هیر/دومدومـه/كیسالا/خا نا قه و ساندرمن   و درری    كه  از مناطق لنكران هست امده اند

همـه طوایف مـهاجر شیعه اند و همگی توركند بـه جزء دری ها و شاندرمن ها كه شكوری ها و مزدور طلیـها (ولی عمـی ها باجی خالاها . فتح الله و بیگ زاده   ) كه از مناطق گالش نشین امده اند !

وافرادی هم بعد از انقلاب بـه كشاور محله كوچ كرده اند كه اكثر قریب بـه اتفاق انـها ا زمناطق گالش نشین بوده و در این مدت  گویش  قبلی خود را كنارگذاشته وبه زبا ن توركی تكلم مـی كنند و بسیـاری از انـها نیز شیعه گشته اند و در كشاور محله حدود 2در صد سنی مذ هبند كه مـهاجر مـی باشندو از مناطق كوهستا نی و گالش امده اند كه با توجه بـه اقبال انـها از تشیع انـها نیز درون دو دهه اینده شیعه خواهند شد .

گروه دیگر از مـهاجرین درون سال های اخیر از خارج ار منطقه تالش امده اند كه اكثرا از اذر بایجان مـی با شند و دارای ویلاهائی هستند كه درون تعطیلات استفاده مـی كنند و با مردم كشاور رابطه چندانی ندارند.

   ادامـه  دارد

توضیح  انا یوردم خطبه سرا نگین تالش

همولایتی عزیز سلام /از اینكه وبلاگ ما را مورد اعتماد خود قرار داده و برای ما مطلب بسیـار جالب و ارزشمندی فرستادید از شما ممنون و سپاسگزاریم و از افرادی هم كه درون مورد این متن مطالبی دارند چه درون باره تائید وچه درون مورد نقد ،تمنا داریم مطالب خود را از  ما دریغ نفرمایند
من آنچه را کـه روایت کرده اند باز مـی گویم لکن الزامـی بـه باور آنـها درون کار نیست،و شما این سخنم را مـی توانید درون تمام روایـات این تاریخ صادق بشمارید(هرودوت یونان )

دوشنبه 18 شـهریور 1392-07:22 ب.ظ


در انتظار برداشت محصول

محدوده دولت هاماری کـه زمانی زمـین فوتبال محله بوده

در اکثر روزهای تابستان هم هوا ابری هست اما دلچسب و مطبوع

قسمتی از بهشت

...و همزیستی حیوان !

دوست عزیزی پیـام گذاشته بود :" بالاخره سگ و گربه درون کنار هم بـه آرامش رسیدند ولی ما آدما هنوز نـه."

باغ کیوی کـه بنظر مـی رسد فعالیت اصلی مردم شده...

ویلاهایی کـه تبریزی ها درون مسیر حاجی محله بـه خودکار محله ساخته اند. (دید از سمت بیگ لیک)

همون ویلاهاست کـه داره رشد مـی کنـه.

آرامش دریـایی درون ساحل چوبر

و چای صحرایی کـه خود تصویر ، خاطرات تک تک گردشگران و مسافران طبیعت را زنده مـی کند.

+ نوشته شده درون  92/06/15ساعت 11:4  توسط علیرضا شوکتی چوبر 

دوشنبه 18 شـهریور 1392-07:11 ب.ظ


نام: سر لشکر دکتر مظفر مـهر قربانی تاریخ تولد: 1334 مکان تولد: تالش تاریخ شـهادت: 1362/2/7 مكان شـهادت: چنگوله  
رشته: پزشکی دانشكده: پزشكی

زندگی نامـه شـهید دکتر مظفر مـهر قربانی درون سال 1334 درون خانواده‌ای معتقد و متوسط درون شـهرستان هشتپر طوالش بدنیـا آمد. درون سال 1340 وارد دبستان شد . بعد از طی مراحل ابتدایی و راهنمائی وارد دبیرستان شد و آن را با موفقیت و نمرات عالی گذراند. بعد از اخذ دیپلم دبیرستان درون کنکور سراسری دانشگاهها شرکت کرد و در رشته پزشکی دانشگاه شـهید بهشتی پذیرفته شد. درون دوران دانشجوئی خود، درون فعالیتهای ضد رژیم شاهنشاهی شرکت کرده و نیز درون کلیـه راهپیمائیـها ،و تظاهرات حضور فعال داشت. وی فردی انقلابی، مومن، مـهربان ، راضی بـه رضای خدا، دلسوز، نستوه درون برابر مشکلات و شدائد زندگی بود. شـهید کتر مـهر قربانی بعد از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه بـه خدمت سربازی رفت و به جبهه دهلران اعزام شد، بعد از نـه ماه طبابت و مداوای مجروحین و مصدومـین جبهه درون تاریخ 7/2/62 بـه درجه رفیع شـهادت نائل آمد و به لقاء ا... پیوست.


یک روز به منظور مرخصی از تهران بـه شمال آمد.وقتی حال و وضع او را دیدیم ،فهمـید یم کـه ناراحت و نگران است.

وقتی علت آن همـه ناراحتی را از او پرسیدم،جواب داد:«پدر جان ، نمـی دانی نیروهای نظامـی رژیم چقدر بی رحمانـه مردم مظلوم و  بی دفاع را مورد حمله قرار مـی دهند . هر روز درون بیمارستان تعداد زیـادی مجروح و شـهید مـی آورند کـه در توسط آنـها مصدوم شده اند. حتی چند روز قبل از آنکه بـه شمال بیـایم تعداد مجروحین درون بیمارستان آنقدر زیـاد بود کـه خون کافی به منظور تزریق بـه آنـها نداشتیم .به ناچار من وچند نفر از پرسنل بیمارستان مقداری از خون خود را بـه مجروحین اهدا کردیم.»شعور سیـاسی مظفر بـه وی اجازه نمـی داد که تا در مقابل آن همـه بی عدالتی سکوت کند و از اینکه وظیفۀ خطیری درون قبال هموطنان انقلابی خود داشت بیشتر خود را مکلف مـی دید .بعد از پیروزی غرور آفرین ملت ایران وفروپاشی رژیم منفور پهلوی که تا حدی بـه وضع عادی خود برگشت.

نقل از پدر شـهید


در روز چهارشنبه 17/7/87 بازدیدی از خانواده محترم شـهید دکتر مظفر مـهر قربانی صورت گرفت. درون این دیدار کـه با حضور مـهندس طالبی، مدیر کل امور دانشجویـان شاهد و ایثارگر صورت گرفت بـه پای صحبتهای همسر این شـهید بزرگوار نشستیم و ایشان ضمن بیـان مختصری از زندگی دکتر مـهر قربانی از خاطرات دوران کوتاه زندگی مشترکشان یـاد د. آنچه درون ادامـه مـی خوانید خلاصه ای از صحبتهای ایشان هست :
دکتر مـهر قربانی اصالتاً از اهالی تالش بودند و بعد از تحصیلات مقدماتی به منظور اخذ دیپلم بـه تهران آمدند. درون سال 57 و در حین تحصیل با یکدیگر ازدواج کردیم کـه ثمره این ازدواج، یک مـی باشد. ایشان بعد از فارغ التحصیلی و در سال 60 بـه منطقه جنگی رفتند و در تیپ 40 سراب درون منطقه مـهران مشغول بـه خدمت شدند.شـهید مـهر قربانی درون 7 اردیبهشت 65 بر اثر انفجار مـین بـه مقام شـهادت نائل آمدند.

http://shahed.sbu.ac.ir/main/index.php?cmd=shohada&op=desc&college=all&shohada_id=140&page=8


نوشته شده درون  دوشنبه 18 شـهریور1392ساعت 19:1  نویسنده اسفندیـارآقاجانی  

دوشنبه 18 شـهریور 1392-06:14 ب.ظ


هر تلفن همراهی دارای یک مـیکروفون  بسیـار حساس هست که همواره قابلیت فعال شدن را داراست. فعال این مـیکروفون نیـازی بـه برقراری تماس با گوشی مزبور و فعال شدن سیم کارت گوشی و یـا حتی روشن بودن تلفن همراه ندارد.

امروزه یکی از تجارت های پرسود به منظور شرکت های سازنده تلفن های همراه ، فروش دستگاه های فعال کننده مـیکروفون های تلفن های همراه و امکانات شنود این مـیکروفون های فعال شده مـی باشد.

این دستگاه ها قابلیت هایی بـه خریداران آنـها مـی دهد کـه با استفاده از آن مـی توانند بـه راحتی ، تلفن همراه شخص مورد نظر خود را بـه مـیکروفون مخفی خود تبدیل نموده و کلیـه مکالمات وی درون محل کار ، منزل و یـا حتی درون جمع دوستان را  بـه راحتی شنود نمایند.

البته این دستگاه های شنود تنـها توسط شرکت های سازنده تلفن های همراه ، تولید نمـی شودو سایر شرکت های تولید کننده نرم افزار های موبایل نیز مـی توانند درون صورت داشتن کد های نفوذ بـه دستگاه های تلفن های همراه شرکتی خاص(مانند نوکیـا) نرم افزار مناسب شنود این نوع تلفن های همراه را تولید نمایند.

البته فعال این نوع سیستم ، عموماً نیـاز بـه نصب نرم افزار مربوطه بر روی تلفن همراه افراد قربانی دارد کـه این عمل ممکن هست از طریق ارسال پیـامک ، بلوتوث و ... انجام گیرد.

در صورتی کـه فرد مـهاجم بخواهد از شیوه ارسال پیـامک به منظور نصب این نرم افزار مخفی استفاده نماید ،  پیـامکی عمومـی مانند تبریک سال نو بـه طیف وسیعی از مشترکان یک شـهر ارسال مـی کند و مشترکان تلفن های همراه نیز بعد از خواندن این پیـامک ، فرد مـهاجم را درون جایگذاری این جاسوس کوچک یـاری مـی رسانند.

با استفاده از این تکنولوژی ، هر تلفن همراه یک جاسوس بالقوه مـی تواند باشد کـه حتی درون صورت خاموش بودن دستگاه تلفن همراه نیز مـی تواند بسته بـه حساسیت مـیکروفون خود ، امواج صوتی را از شعاعی از محیط خود ، جذب و ارسال نماید.

لازم بـه ذکر است  کـه این سیستم جاسوسی ، تنـها محدود بـه شنود مکالمات محیطی نمـی شود بلکه این دستگاه ها قادربه دسترسی به  تمامـی بخش های تلفن همراه از قبیل یـادداشت های شخصی ، پیـام های کوتاه ، لیست تماس ها و ... مـی باشند.

توصیـه هایی به منظور مقابله با این جاسوس :

   1. درون صورتی کـه این سیستم جاسوسی توسط یکی از شرکت های سازنده تلفن همراه (مانند نوکیـا) بـه فرد مـهاجم فروخته شود ، عملاً هیچ کاری نمـی توان انجام داد جز اینکه بـه هنگام حضور درون جلسات کاری و خصوصی کـه اطلاعات با ارزشی (مانند اطلاعات مالی) ردوبدل مـی شود باتری موبایل خود را خارج کرده و فضای کاری را عاری از دستگاه تلفن همراه شرکت مورد نظر نمایید.

   2. حتی الامکان شماره هایی کـه پیـامک های گروهی ارسال مـی نماید را Ban نمایید.

   3. پیـامک هایی کـه از افراد ناشناس مـی رسد و دارای حجمـی بیش از یک اس ام اس هست را باز نکنید.

   4. Bluetooth دستگاه موبایل خود را درون مواقع غیر ضروری ، درون حالت Off قرار دهید.

   5. اطلاعات شخصی و حساس مانند رمز عبور سامانـه بانکی ، شماره حساب و ... را درون دستگاه تلفن همراه خود ذخیره ننمایید.

   6. درون بازه های زمانی کوتاه ، دستگاه تلفن همراه خود را Format نمایید.

   7. بـه یـاد داشته باشیم کـه دستگاه های تلفن های همراه نسل قدیم بـه دلیل قدرت پردازش و فضای حافظه اندک از امنیت بـه مراتب بالاتری نسبت بـه تلفن های نسل جدید برخوردار هستند.

   8. توصیـه ویژه : "شرکت نوکیـا سابقه ای نـه چندان درخشان درون زمـینـه حفظ حقوق مشتریـان دارد !"

منبع: عصر ایران

دوشنبه 18 شـهریور 1392-06:12 ب.ظ


زری مومنی بود. همـیشـه نمازش را سر موقع مـی خواند، صد رقم هم
دعا بلد بود، همـه مفاتیح را حفظ کرده بود. دعای جوشن کبیر، ندبه، چی و چی را
بلد بود. آخر آن موقع ها مردم بـه اندازه حالا دعا نمـی خواندند. سالی یکی دو
بار آنـهم بیشتر شبهای احیـاء ماه رمضان و روز تاسوعا عاشورا گریـه مـی د.
بقیـه سال شادی و خنده بود. اما همان موقع هم زری، اهل دعا بود و به من  هم  دعاهای
متعدد از جمله قسمت هایی از مفاتیح را یـاد داد. زری حدود 14 سال داشت کـه کم کم
رنگش زرد شد، شکمش هم باد کرد و گاهی هم بالا مـی آورد. زنـهای همسایـه او را که
مـی دیدند پچ پچ مـی د. بالاخره کم کم چند که تا از زنـهای همسایـه گفتند کـه زری
حامله است! . آخرین باری کـه قبل از ماجرا من زری را دیدم یـادم مـی آید روز 27
مرداد 1338 بود. توی کوچه بـه من اشاره کرد کـه بروم پشت بام خانـه.

نگاهش کردم صورتش زرد بود و نگاهش معصوم. گفت حسین حرفهایی کـه درباره من
مـیزنند را تو هم مـیدانی؟ گفتم همـه مـیدانند. گریـه کرد و گفت بـه خدا من کار بدی
نکرده ام. بعد گفت دلم درد مـی کند. دستم را گرفت و از روی لباسش روی شکمش
گذاشت و گفت: ببین شکمم دارد بزرگ مـی شود ولی بخدا من کار بدی نکرده ام.  چند
روز بعد، از خانـه آنـها سر صدا بلند شد. برادر 18 ساله اش عباس نعره مـی زد که
مـی کشمش. من زری را با رفیقش تخم سگش مـی کشم. حتما بگویی کـه این نامرد
حرامزاده  که شکمت را بالا آورده کیست. آن بی پدر، پدر سوخته ای کـه شکم تو را
بالا آورده کیست.  عباس نعره مـی زد: مادر من خودم را مـی کشم. من نمـی توانم توی
محل راه بروم نمـی توانم سر بلند کنم. اول این ه را مـی کشم بعد فاسق پدر
سوخته اش را بعد خودم را. کوچک زری، سکینـه کـه هم اسم مادر بزرگش بود و
هم سن و سال من،  گریـه مـی کرد و فریـاد مـی زد و کمک مـی خواست. زنـهای همسایـه مـی
خواستند بروند بـه زری کمک کنند ولی درون خانـه بسته بود.

زری جیغ مـی زد کـه من بیگناهم ولی عباس 18 ساله با چاقو دور حیـاط دنبالش مـی کرد
و مـی خواست او را بکشد. چند نفر از زنـها از روی پشت بام بـه داخل خانـه شان
رفتند و بالاخره عباس را از خانـه بیرون د. با سر و صدای عباس داستان
حاملگی زری رو شد. زنـها مـی خواستند با نصیحت زیر زبان زری را بکشند کـه رفیقش
کیست که تا او را بیـاورند با زری عروسی کند و قال قضیـه کنده شود اما زری قسم مـی
خورد کـه رفیق ندارد.  چند روز بعد باز سر و صدا و جیغ های زری بلند شد. برادر
بزرگش رسول از ده بـه شـهر آمده بود و زری را با تسمـه کمر آنقدر زده بود کـه زری
غش کرده بود و وسط حیـاط افتاده بود. سلطان - مادر زری- هم توی سر مـی زد و مـی
گفت دیدی چه خاکی بر سرم شد؛ هم آبرویم رفت و هم م کشته شد. رسول هم از بس
که زری را زده بود خودش هم بی حالتالار نشسته بود. من و چند که تا بچه دیگر
هم بام ناظر کتک خوردن زری بودیم.   زری کم کم بـه حال آمد و رسول بـه مادرش
گفت:  ننـه غریبم بازی درون نیـاور، ت نمرده حالش جا مـی آید و دوباره مـی رود
رفیقش را پیدا مـی کند که تا با او بخوابد. اگر مواظبش بودی شکمش بالا نیـامده بود
و من نمـی بایستم را 55 تومان ارزانتر  بفروشم. من نمـی فهمـیدم چه ارتباطی
بین کاهش قیمت رسول و شکم زری هست و چرا اوش را 55 تومان کمتر فروخته
است.

نـه نـه سلطان بـه رسول گفت : ننـه حالا تو بـه ده برو من و عباس و بقیـه بچه ها به
حرفش مـی آوریم و معلوم مـی شود کـه کدام پدر سوخته بی شرفی این شکم صاحب مرده اش
را بالا آورده است. معصومـه 17 ساله زری کـه 4 سال بود شوهر کرده بود و 2  تا
بچه داشت و برای بار سوم حامله بودحوض نشسته بود و داشت بچه اش را شیر مـی
داد گفت: ننـه این فخر رازی کی هست؟ که تا بحال چند بار بـه من گفته من فخر رازی را
خیلی دوست دارم. مادرش گفت نمـی دانم کیست چندبار بـه من هم گفته. یک شعری هم
درباره فخر رازی مـی خواند. معصومـه گفت: ننـه احتمالا این فخر رازی کلید معماست
باید روی لرد محله (محله مرغ فروش ها ) مغازه داشته باشد. چون چندین بار که
زری اسم فخر رازی را مـی برد. اسم مرغ را هم مـی برد و در شعرهایش از مرغ و پر
زیـاد حرف مـیزد.

کتک خوردن زری به منظور زنـهای محله عادی شده بود و دیگر مثل روزهای اول خانـه آنـها
نمـی رفتند که تا او را از دست برادرهایش خلاص کنند. آن روز ملا نباتی 60 ساله به
پشت بام دوید و داد و فریـاد راه انداخت کـه ه را کشتید، خوب نیست، خدا را
خوش نمـی آید. عباس نشستحوض و زارزار گریـه مـی کرد کـه آبرویمان رفت. ملا
نباتی بـه سلطان گفت درون خانـه را باز کن پای ت سوخته حتما ببریمش دکتر. رسول
نعره زد کـه همـین مانده بود کـه این عفریته را بـه دکتر ببریم. حتما با چند تا
شعر دکتر را هم از راه بدر مـی کند. رسول بلند شد و گفت ننـه من دارم بـه ده مـی
روم. این بی آبرویی باعث شد کـه هیچ درون ده با من معامله نکند.  من هر سال در
تعزیـه عاشورا نقش داشتم ، امسال بـه خاطر این بی ابرویی نقش را از من گرفتند.

گاوی را کـه چند روز قبل 455 تومان مـی خواستم معامله کنم امروز از من 400 تومان
بیشتر نخد. من مـی روم تمام زندگیم را مـی فروشم و از این شـهر مـی روم. شما
خود دانید. اگر هم این ه را بـه دکتر ببرید خدا شاهد هست مـی آیم خون راه مـی
اندازم و خودم را مـی کشم. بعد هم رو کرد بـه برادر کوچکش عباس و گفت: تو مواظب
باش این عفریته را بـه دکتر نبرند کـه دیگر درون همـه شـهر بی آبرو مـی شویم. درون خانـه
باز شد و ملا نباتی با یک لیوان آب قند وارد شد و رفت بالای سر زری بدبخت. ملا
ضمن آنکه بـه زری آب قند مـی داد گفت خدا را خوش نمـی آید. اینقدر این ه را
اذیت نکنید. رسول گفت: شما همسایـه ها دخالت نکنید، مان هست مـی خواهیم او
را بکشیم. بـه شما چه؟ ملا گفت: آهای رسول بی حیـا،  تو شاگرد من بودی من بـه تو
قرآن یـاد دادم، تو بالای حرف من حرف مـی زنی؟  شما نادان ها کـه مـی خواهید بروید
دنبال فخر رازی توی مرغ فروشی لرد محله  بگردید، فخر رازی یک شاعری هست که چند
صد سال هست مرده هست و این بچه طفل معصوم چند که تا شعر فخر رازی یـاد گرفته، تازه
این شعرها را هم من یـادش دادم.

عباس کـه تازه سرنخی پیدا کرده بود و مـی خواست برود و شکم فخر رازی را بدرد هاج
و واج شده بود. عباس گفت : ملا ، تو قسم بخور کـه فخر رازی شاعر بوده و چند صد
سال هست که مرده. ملا  گفت:  بخدا، بـه پیر بـه پیغمبر، بـه قرآن قسم کـه فخر رازی
شاعر بوده و مفسر قرآن و صدها سال پیش مرده است. عباس گفت :  دروغ مـی گویی.
ملا گفت:  چرا دروغ بگویم؟ عباس گفت : به منظور اینکه بـه حضرت عباس قسم نخوردی؟ به
خدا قسم خوردی. ملا گفت:  سه بار بـه دست بریده ابوالفضل عباس قسم کـه فخر رازی
که تو مـی خواهی بروی شکمش را پاره کنی استخوانـهایش هم پوسیده. حالا هم شما دو
تا برادر بلند شوید از خانـه بروید، که تا  زنـها موضوع ت را معلوم کنند. رسول
گفت بـه ده مـی روم ولی اگر بفهمم کـه این عفریته را دکتر اید او را مـی کشم
خودم را هم مـی کشم.

عباس دوباره داغ کرد و گفت مـی دانید چرا این اسم رفیقش را نمـی گوید؟ چون به
نظر من این کار کار یک نفر نیست، کار چند نفر است. رسول بـه عباس گفت تو دیگر
خفه شو. عباس و رسول پد بـه هم و کتک کاری مردها شروع شد. بزن بزن. عباس به
رسول مـی گفت تو اصلا داماد شده ای و توی ده زندگی مـی کنی بـه شـهر نیـا و فضولی
نکن. من هر روز حتما توی این کوچه خیس عرق بشوم و سرم را زیر بیندازم. همـه
جوانـهای محل مرا کـه مـی بینند، نگاهشان را بر مـی گردانند. دیروز اصغر رضا شومال
به من گفت عباس کلاهت را بالاتر بگذار. همـین امروز صبح آ محمد دکاندار گفت ما
دیگر بـه شما نسیـه نمـی دهیم. تو حالا از ده آمده ای بـه من حرف ناجور مـی زنی. تو
اصلا بـه فکر شکم صاحب مرده این عفریته نیستی. از این ناراحتی کهت را 55
تومان کمتر خریده اند. دوباره عباس داغ کرد زری را کـه داشت نیمـه جانی مـی گرفت
از وسط حیـاط بلند کرد و توی حوض آب پرت کرد و گفت همـین جا جلوی روی همـه تان
خفه اش مـی کنم. ملا گفت بچه ها بروید کمک بیـاورید. همـه جیغ و فریـاد کردیم که
کمک کمک! حسین آقای همسایـه دوید آمد خودش را انداخت توی حوض و زری کتک خورده
پا سوخته را از توی حوض بیرون کشید.

عباس و رسول هر دو گریـه افتادند کـه دیدی بالکل آبرویمان رفت. ملا گفت من که
گفتم داد و فریـاد نکنید که تا زنـها قضیـه را حل کنند. حسین آقای همسایـه دست رسول
را گرفت و گفت آقا رسول شما بیـا برو بـه سرخانـه و زندگیت ما همسایـهها مواظب
عباس هستیم. رسول سرش را گذاشت روی شانـه حسین آقا و زار زار گریـه مـیکرد و
مـیگفت آبرویمان رفت.

زنـهای همسایـه زری را با وساطت همسایـه ها و ملا بـه دکتر بردند. بعد از مایعنات
معلوم شد درون شکم زری یک کیست بزرگ متورم شده و طفلک بـه خاطر یـه بیماری معمولی
ماهها بود کـه شکنجه و کتک مـیخورد. زری با وساطت ملا دوباره بـه مدرسه رفت.
سالها بعد دیپلمش رو گرفت و در دانشگاه پهلوی شیراز پزشکی قبول شد و سالها بعد
با استاد آمریکایی دانشگاه پهلوی شیراز ازدواج کرد و به آمریکا رفت.

زری امروز درون بوستون ماساچوست یکی از محققین بیماری های داخلی و خونی شده و
همـه و برادرهایش رو هم بـه امریکا برد.
عباس ، برادر بزرگ زری را بعد از سالها توی نیویورک دیدم. عباس یـه رستوران
بزرگ ایرانی داره و وقتی از خاطرات زری و اتفاقات اون دوران حرف مـیزدیم حرف
های عجیبی مـیزد. مـیگفت الان نوه هاش کـه دیگه ایرانی- آمریکایی هستن، هر چند
وقت یک  بار با پسرهای زیـادی توی امریکا  زندگی مـیکنند بدون اینکه ازدواج کرده
باشن  و حتی نوه هاش با دوست پسرهاشون مـیان بـه دیدن بابابزرگ (عباس) و جلوی
بابابزرگشون همو لوچه همدیگه رو مـیبوسن و وقتی عباس  یـاد اون روزها مـیافتاد
کلی خودش رو سرزنش مـیکنـه و شرمنده مـیشـه  و همـه ثروت و دارایی های الانش رو،  مدیون
همون زری مـیدونـه کـه چقدر کتکش زده......

*محمد حسین پاپلی- استاد ایرانی دانشگاه سوربن پاریس*

ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺑﺎﺷﻴﺪ...
ﻫﻤﺎﻥ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻲ ﺧﻮاﻫﻴﺪ.
اﮔﺮ ﺩﻳﮕﺮاﻥ ﺁﻧﺮا ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪاﺭﻧﺪ, ﺑﮕﺬاﺭﻳﺪ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ,
" ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻚ اﻧﺘﺨﺎﺏ اﺳﺖ "
ﺯﻧﺪﮔﻲ, ﺭاﺿﻲ ﻧﮕﻪ ﺩاﺷﺘﻦ ﻫﻤﻪ ﻧﻴﺴﺖ

دوشنبه 18 شـهریور 1392-05:49 ب.ظ


به نام خدا

نمـیدونم این شعر از کیست ولی خیلی زیباست

سخت آشفته و غمگین بودم…

 به خودم مـی گفتم:

بچه ها تنبل و بد اخلاقند

دست کم مـیگیرند

درس ومشق خود را…

باید امروز یکی را ب، اخم کنم

 و نخندم اصلا

تا بترسند از من

و حسابی ببرند…

خط کشی آوردم،

درهوا چرخاندم…

 چشم ها درون پی چوب، هرطرف مـی غلطید

مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !


اولی کامل بود،


دومـی بدخط بود

بر سرش داد زدم…


سومـی مـی لرزید…

خوب، گیر آوردم !!!

صید درون دام افتاد

و بـه چنگ آمد زود…

دفتر مشق حسن گم شده بود

این طرف،
آنطرف، نیمکتش را مـی گشت

تو کجایی بچه؟؟؟

بله آقا، اینجا

همچنان مـی لرزید…

” پاک تنبل شده ای بچه بد ”

” بـه خدا دفتر من گم شده آقا، همـه شاهد هستند”

” ما نوشتیم آقا ”


بازکن دستت را…

خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش ب

او تقلا مـی کرد

چون نگاهش کردم

ناله سختی کرد…

گوشـه ی صورت او قرمز شد

هق هقی کردو سپس ساکت شد…

همچنان مـی گریید…

مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله


ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد

زیر یک مـیز،کنار دیوار،


ادامـه مطلب

 [ وحید حاجیلو ]

دوشنبه 18 شـهریور 1392-04:50 ب.ظ


یـه گربه بـه یـه گربه دیگه كه اون ور خیـابون وایساده بود مـی گه: مـیووووو؟

بعد اون گربه هه مـی گه:
.
.
نـه! نمـیوووووو!
.
بعد این گربه هه مـی گه: چرا نمـیوووووو؟
.
بعد اون گربه هه مـی گه: آخه ماشین مـیوووووو!
.
بی مزه هم خودتونین .


این بار اگر زن زیبارویی را دیدید ،هوس را زنده بـه گور كنید ..

و خدا را شكر كنید به منظور خلق این زیبایی ..

زیر باران اگر ی را سوار كردید، جای شماره بـه او امنیت بدهید .

او را بـه مقصد مورد نظرش برسانید ،نـه بـه مقصد مورد نظرتان ..

در تاكسی خودتان را بـه در بچسبانید نـه بـه او ..

بگذارید زن ایرانی وقتی مرد ایرانی را درون كوچه خلوت مـی بیند

احساس امنیت كند نـه ترس ..

بیـایید فارغ از ت کمـی مرد باشیم ..





[انایوردم خطبه سرا - مطالب شـهریور 1392 تصاویر قبلی داملا باکو]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Tue, 10 Jul 2018 18:08:00 +0000